پایگاه اطلاع رسانی یگیت
 
انسان مؤفق کسی است که درتاریکی دنبال شمع بگردد نه اینکه منتظر بشیند تاصبح شود

خوش گیلدینگیز
 
نوشته شده در تاريخ 21 Nov 2014 توسط امـین محمدی

انجنیر محمد روزی

انجنیر محمد روزی فرزند عبدالنعیم در سال 1342 هـ ش  در قریۀ عربشاه بالا ولسوالی خانچهار باغ در یک فامیل روحانی چشم به جهان گشود . تعلیمات ابتدائی را در مکتب ابتدائیۀ خانچهار باغ و تعلیمات بعدی را تا سطح بکلوریا در لیسۀ ابومسلم اندخوی ارتقأ داده سند فراغت بدست آورد.

 

در سال 1360 راهی کابل شده در قطعۀ 235 ستر در ستیز وزارت دفاع وقت در صف مدافعین صدیق نوامیس ملی پیوست . پس از اتمام سه سال دوره مکلفیت سربازی در انستیتوت علوم اجتماعی کمیته مرکزی وقت شامل فاکولته ارگان های محلی گردیده با مؤفقیت های مزید سند فراغت حاصل نموده و نظر به لزوم دید مقامات صالحه وقت بحیث مدیر عمومی سره میاشت ولایت جوزجان مقرر گردیده و وظیفه اش را باصداقت و ایمانداری کامل انجام داده است .

 

انجنیر محمد روزی بعداز اجرای یک و نیم سال وظیفه در ولایت جوزجان جهت ادامه تحصیل شامل پولی تخنیک کابل گردیده در رشته انجنیری ساختمانی تحصیلاتش را ادامه میدهد و در کنار مصروفیت های تحصیلی خویش باهم فکرانش فعالیت های سیاسی را انجام داده و بحیث منشی فاکولته ساختمانی  تعیین میگردد و درسال 1371 هـ ش بسویه لیسانس سند فراغت را حاصل مینماید.

 

بعداز فراغت از پوهنتون بنابر شرایط و وضعیت نابه سامان کشور به صفوف رزمنده گان جنبش ملی اسلامی افغانستان قرار گرفته و بحیث قوماندان کندک ، رییس ارکان غند در لوأ دیسانت هجومی و رییس ارکان گارنیزیون شهر مزارشریف ایفای وظیفه نموده است .

 

بعداز تأسیس دولت جدید در سال 1380 هـ ش بحیث معلم در لیسۀ رحمن قل شهید ، عضو نظارت مدیریت معارف اندخوی ، مدیر معارف اندخوی ، مدیرمعارف قرمقول و مدیر معارف خانچهار باغ ایفای وظیفه نموده در عرصۀ معارف خدمات ماندگاری از خود بجا گذاشته است .

 

نظر به تقاضای مردمش به شورای ولایتی فاریاب 1393 هـ ش - از حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان کاندید  نموده با اخذ 6927 رأی عضویت شورای ولایتی فاریاب راکسب کرد.

امین محمدی


نوشته شده در تاريخ 26 Jan 2014 توسط امـین محمدی
گونش طايفانينگ أريق باتور , عمر و قيزيل جه طايفه لارى



( آريق باتور طايفه )

آريق باتور گونش طايفانينگ برعروقندن دير , بولرشوردپه ده اوزآدلرينه اوبه لرينى غوراپ اوترن . آريق باتور دن بوتيره لر ايريلان لر.
مله لى , كوروكيل , ساغرلى , وكيل لى , توله , قارساق , گنجك , آق تلفك , تاپديق , كويوك , بولان جاق , چون نك , سبد.

( عمر طايفه )

عمر هم گونش طايفانينگ عروقندن دير . بولردن هم بوتيره لر شاخه تپان لر .
آئيم , مكچ , قارين , تات بيگ قره گاديك , كور ره , ياغلى , كيانگى , چومبه , قاتى اياق , تورغاى , ياتماق ماتك , قرينجه , كلته لر , كوماچ .
( غيزيل جه طايفه )
غيزيل جه طايفه گونش دن شاخه تپان . بولردن بوتيره لر يايران لر.
نوغاى , اكيزك , قره غويونلى , بالقان لى , حسن جيك , خلچ لى , كيتيك , سايقره , قره خان , قل كور , كپترلر , نزى , هردك شاعرلر , گچى بوكن , گونگ لر.
حودرلان – محمدابراهيم توكل
كتاب – تركمن گورينشى تاريخ ونژاد ده
يازوجى – عبدالكريم بهمن


نوشته شده در تاريخ 3 Jun 2012 توسط امـین محمدی
راز ماندگار مخدومقلی فراغی

مخدومقلی فراغی

مبارزه با ظلم و جور ، بی عدالتی ، حمایت از محرومین و تاكید بر وحدت مسلمانان، راز ماندگاری مخدومقلی فراغی بود. مبارزه با ظلم و بی عدالتی و مكتب دینداری و قرآنی را در مكتب استاد و پدرش شاعر پیشه اش دولت محمدآزادی فرا گرفته است.

مردم روزگار مخدومقلی فراغی ، آرمانهای خود را در آرمانهای وی می دانستند. ایمان مخدومقلی فراغی محكم و الهی بود ، و درون مایه و مضامین اشعارش از اسلام ناب محمدی (ص) سرچشمه می گیرد.

وحدت و تعالی ، پیشرفت مسلمانان ، مبارزه با نظام سلطه و هرگونه ظلم و ستم از آرمانهای فراغی بوده است.مخدومقلی فراغی شاعر وعارف بزرگ تركمن درسال ‏1146 ‏هجری قمری درروستای "حاجی قوشان "گنبدكاووس در خانواده مذهبی به دنیا آمد،‌پدرش "دولت محمد آزادی " و مادرش " ارازگل " نام داشت.‏

مخدومقلی تا پایان عمر در بین تركمن ها زیست و در غم ها و شادی های آنها شریك بود، وی علاوه بر شعر، به آموزش و راهنمایی مردم پرداخت و سر انجام در سن ‏57 ‏سالگی در سال ‏1204 ‏هجری قمری دركنار "چشمه عباساری" در دامنه كوه "سونگی"بدرود حیات گفت. ‏

پیكر او در روستای "آق توقای" شهرستان مرزی مراوه تپه در جوار آرامگاه پدرش به خاك سپرده شده است.اشعار این شاعر بزرگ تركمن كه به زبان های مختلف ترجمه شده، دارای مضامین مذهبی، عرفانی و اجتماعی است.

نشر مطالب سایت یگیت باذکرنام مجاز میباشد


نوشته شده در تاريخ 21 Jan 2012 توسط امـین محمدی

صنایع دستی و فعالیتهای تجارتی:

ابزار دست بافت ترکمنان
در نزد ترکمنها اقسام مختلف صنایع دستی از قدیم مروج بوده است. این صنایع بیشتر به طبقه اناث منسوب بوده و بدست آنها تولید میشده است. مثلا پارچه افی و تولید منسوجات نخی و ابریشمی و پشمی، قالین بافی، نمدمالی، گلیم بافی، زردوزی و گلدوزی اکثرا دست زنها انجام میشد. صنعت گلدوزی در ین ترکمنها سنت دیرینه دارد. معمولا یخن، آستین و دامن لباسهای زنانه، عرقچین های بچه گانه و مردانه، دستمال های ملی، چپنها، کلاه ها با گلدوزیهای پرنقش و نگار تزئین میگردید و اکنون نیز این سنتها ادامه دارد. گلدوزی های ترکمنی هنوز نیز جهت زینت دادن پیرهن های زنانه، چپنهای زنانه، کیف های زنانه و غیره مورد استفاده قرار میگیرد. زیبایی صنعتهای کهن ترکمن (مثلا در قالین و گلدوزی) در رنگ آمیزی و ترکیب رنگ های تیره و روشن به نحوی است که گویی از درون آسمان سبز روشن ستاره های درخشانی میدرخشد. در قلم کاری روی نقره و طلا و گاه نقش و نگارهای آب طلاکاری «استا» های ترکمنی انسان را به حیرت می اندازد. این «استا» ها از جواهرات، طلا و نقره : دستبندها، گوشواره ها، گل سینه ها، گلوبندها، انگشترها و سایر زینت آلات زنانه را با کمال هنرمندی و ظرافت تولید مینمایند.


قابل تذکر است که ترکمنها بخصوص در ساختن اسباب و آلات اسب از قبیل: زین، رکاب، و سایر لوازم اسب از قدیم الایام استعداد شایان توجهی داشته اند. اشیای بسیار ظریف و هنرمندانه از اجداد قدیمی ترکمنها از قبیل هونها، یفتلیها، ترکها، اوغوزها و دیگران توسط باستان شناسان یافت شده است که از هنر شگفت این مردم حکایت میکند. اکنون اسباب و آلاتی که از زیر زمین از عصر هونها و دیگر قبایل قدیمی ترک بدست آمده، اکثرا سامان و لوازم اس بوده است.


به هر حال در زمان معاصر یکی از صنایع بسیار معروفی که نام ترکمنها را به جهان شناسانده است و با نام ترکمن عجین گردیده، صنعت قالین بافی و گلیم بافی این مردم است. چون اجداد ترکمنها به حالت صحرانوردی و کوچیگری زندگی داشتند، و برای انها سامان و لوازم ومفروشاتی بکار بود که آنرا به آسانترین طریق از یکجا به جای دیگر انتقال داده بتوانند. بناء آنها از قدیم به بافتن قالین و گلیم مهارت پیدا کرده و هنر خویش را در این پیشه از خود تبارز داده اند. قالین بافی یکی از پیشه های اساسی و صنایع ملی ترکمنها بوده است. بنا ما در اینجا در مورد این صنعت دستی ترکمنها کمی مفصل تر مکث مینماییم:


قالین بافی از هنر های قدیمی خلق ترکمن و یکی از افتخارات ملی و فرهنگی آنان میباشد. صنعت قالین افی ترکمن تاریخچه طولانی دارد. صنعت قالین در ابتدا زاده احتیاج بوده و ه غرض رفع مشکلات بوجود آمده است. اساسا تولید قالین را به اقوام کوچی و سوارکار ترکی مربوط میدانند، زیرا شر در آن زمان محتاج به وسیله ای بود که از یک طرف سبب دفاع از رطوبت و از جانب دیگر موجب رفع گرمی و سردی بوده و گذشته از ان سهل الانتقال باشد. یعنی صورت سریع مورد استعمال قرار گرفته بتواند.از اینرو شرط اساسی تولید قالین را رمه داری و داشتن پشم کافی و مردمی که قالیت بافتن قالین را داشته باشد، میدانند.


اگرچه معلوم نیست که صنعت قالین بافی اولین بار در کدام منطقه و یا محل بوجود آمده و کدام شخص یا قوم در کدام زمان این صنعت را بمیان آورده است، زیرا در باره این صنعت کدام سند قدیمی موثق وجود ندارد. اما اینقدر میتوان گفت که در نتیجه مساعی خسته گی ناپذیر باستان شناسان این حقایق مشخص گردیده که نخستین قالینها در آسیای مرکزی بافته شده است. در اثر همین کوششها بود که در سال 1945 میلادی باستان شناس روسی بنام « رودنکو» در اثر کاوش ها توانست که از کوه های التای در دره پالیاریک در جنوب سایبیریا در نزدیکی شهر «بیجسک» آثار قالین باستانی را کشف کند. این آثار از کاوش پنج مقبره که در انجمله قبر یک شهزاده ترکی نیز شامل بود، و در قرن پنجم قبل از میلاد میزیست، بدست آمد. این پارچه قالین با نقاشیها مزین بوده و ا قالین های امروزی ترکمنها شاهت زیادی دارد و این بیانگر آنست که صنعت قالین بافی در آن عصر نیز انکشاف شایانی نموده بود. بزرگی این پارچه قالین کشف شده دو متر مربع بوده و در هریک متر مربع آن (36000) گره زده شده است. برخی از پارچه های دیگر نیز یافت شده که مروط به سده های 3 ـ 6 میلادی است. این قالینها از شرق ترکستان یافت شده و دارای نقاشی های زیبا بوده، رنگ سرخ و آبی در آن بیشتر کار شده است.


اثار فوق الذکر نشان میدهد که صنعت قالین بافی از زمانه های خیلی قدیم در قسمتهای مرکزی آسیا پیدا شده و بویژه در سده دوازدهم میلادی انکشاف زیاد کرده است، زیرا چراگاه های این منطقه از زمانه های قدیم برای پرورش حیوانات و تولید پشم مساعد بوده است.در یکی از آثار سیاح معروف «مارکوپولو» که در قرن سیزده میلادی میزیست مطالبی در این زمینه دیده میشود. وی در فصل 21 کتاب خود چنین نوشته است: « میدانید در اینجا قالینهای بسیار نفیس و زیبا تهیه میشود که قابل تحسین است.»


اگر بپذیریم که در دوران مارکوپولو در میان ملیت ترکمن چنین قالینهای نفیس و زیا موجود بوده، باید رای فراورده های قالین، تاریخچه طولانی تری که مروط به دوران قبل از میلاد را میتوان تخمین زد. چرا که قالین محصول انبوهی از کار، خلاقیت و هنر نسل های زیاد دختران و زنان وده است.


قالین افی از نسلی به نسلی دیگر و طی قرون متمادی ظرافت هرچه بیشتری ه خود گرفته و متکامل تر شده است. تکامل و رشد تکنیک قالین بافی و مهارت در ترسیم نقش قالین، ظرافت رنگ آمیزی و همچنین قدامت آن قالین را در بین صنایع دستی خلق ترکمن را متمایز نموده است. در قالین و فراورده های آن ویژگی صنعت دکوراسیون مردم ترکمن صورت واضح روشن است و هنرمندانه کار گرفته شده است. در هنر قالین بافی تاریخ خلق ترکمن، ذوق هنری، زیبایی با ظرافت خاص بازتاب یافته است.


قالینهای ترکمنی از زمانه های دورتا به حال توجه محققان و دانشمندان و کلکسیونرهای علاقمند را خود جلب نموده و هنوز هم از شهرت خاصی برخوردار است. در مورد قالین ترکمنی بعد از مارکوپولو هم معلومات زیادی جمع آوری شده است . متأسفانه در اکثر کشور های اروپایی و آسیایی قالین های ترکمنی به نام «قالینهای بخارایی» معرفی شده است. این فکر و نامگذاری نادرست از آنجا ناشی شده که در سده های گذشته سوداگران قالین، قالینهای ترکمنی را برای فروش به بازارهای بخارا (وقتی بخارا مرکز مهم اقتصادی، تجارتی و فرهنگی آسیای میانه بود) میبردند و بخاطریکه این قالین ها را سوداگران از بخارا خریداری میکردند، بناء آنها را بنام « بخارایی» معرفی مینمودند. علت دیگر هم اینست که عده ای از ترکمنها در محدوده قلمرو حاکمیت خانهای بخارا و خیوه زندگی میکردند و به قالین بافی مشغول بودند و فراورده های انها در بازار های بخارا و خیوه به فروش میرسید.


فرآورده های صنعت قالین بافی ترکمن عبارتنداز: قالین، قالینچه، جوال، خورجین، توبره (رای نگهداری لباس و وسایل دیگر از آن استفاده میشد)، پوش زین، بکس و غیره است. با این فرآورده ها شتر، اس ها را تزئین میکردند. از آنها همچنین برای تزئین الاچیقها (قرااویها) و مجالس عروسی استفاده میشد. اشکال مختلف فرآورده های قالین، مربوط به شرایط و مکان و زندگی انسانها بستگی دارد. عموما قالین و فرآورده های آن مربوط دوران عشیره ای و قبیلوی ترکمنها میباشد. لذا در نامگذاری قالینها و فرآورده های آن از اسامی تیره ها و عشایر ترکمنهای ان عهد استفاده میشد. در حال حاضر اکثرا اسامی قالینها و فرآورده های آن از دوران قدیم پابرجا مانده است. از سوی دیگر، اکنون قالینهای ترکمنی از جهت محل تولید نیز نامگذاری شده است، مثلا :قالین مور (مرو)، قالین آقچه ای، اندخویی، دولت آبادی، آلتی بولکی وغیره.


ریالیستی بودن نقش قالینهای ترکمنی از پیدایش تا به حال یکی از ویژه گیهای آن است. در نقش قالینها، دنیای ریالیستی که قالین اف را بخود جلب میکند، نظیر دنیای حیوانات و نباتات و کشتزارها و زمینهای آبیاری شده و امثال آن در شکل و سبک آن نقش اساسی را بازی میکند. در طول قرون متمادی در نقشها و گلها کمی دگرگونی به مشاهده رسیده که این تغییرات در مناطق مختلف متفاوت بوده است. از زمانهای خیلی قدیم، مردم ترکمن در بافت قالین و فرآورده های ان نقشها و گل های ویژه را بکار گرفته اند. این وضعیت در تکامل اشکال، نقش زرگی را ایفا کرده است. اما هرچند که نقش قالینها با همدیگر تفاوتهایی دارند، ولی جدا کردن آنها از همدیگر کار آسانی نیست؛ سبک عمومی همه آنها را خصلت ملی آنها به همدیگر مرتبط میسازد. نقش و نمونه های آنها مکمل یکدیگر است. قالینهایی ابا تصاویر و موضوعات عهد های گذشته نیز وجود دارد. بطور مثال : قالین های مروط به سده هژدهم میلادی پیدا شده که روی آن تصاویر مجالس عروسی و شترهایی که رای کجاوه استفاده میشد، به آدمهای سواره و پیاده نقش کرده شده است. در سالهای گذشته به علت عقبماندگی اقتصادی، آداب و رسوم آن زمان، تهیه قالینهایی با موضوعات و تصاویر ریالیستی در سطح پائین نگهداشته شده و تکامل چندان نداشته است. اما با رشد مناسبات سرمایه داری و با رونق یافتن کار نقاشان و یا همکاری این دو صنف، تهیه قالینهای خوب با موضوعات مشخص و ا تصاویر متنوع دوباره اغاز شد. البته موضوعات و یا تصاویر در قالین ها به شرایط زیست و ساختار سیاسی ـ اجتماعی آن جامعه ای که در آن به قالین بافی مشغول اند، بستگی دارد و به اساس رویدادهای مشخص هر دوره، موضوعات مشخص انتخاب میشود. در حال حاضر حتی پورتریت های شخصیتهای مشهور را نیز به روی قالین ترسیم مینمایند که اعجاب انگیز محسوب میشود.


صنعت قالین که در حال حاضر ماده مهم صادراتی را برای کشور ما تشکیل میدهد، یکی از صنعت های دستی بود که تا به این اواخر در افغانستان منحصر به ترکمنها بود. ولی در سالهای اخیر در ین دیگر ملیتها مثل اوزیکها، هزاره ها، تاجیکها، بلوچها و پشتونها نیز رواج یافته است. بناه اطلاعات مجله (قالین های افغانی و تولیدات قالین» در (9) ولایت شمال کشورما (57) نوع قالین رنگارنگ بافته میشود که قسمت عمده این قالینها توسط ترکمنها بافته میشود.


عشایر و تیره های ترکمنها هر کدام در تولید قالین رنگ هایی را مورد استفاده قرار میدهند؛ مثلا «أرساریها» اکثرا قالینهایی تولید مینمایند که دارای رنگ قرمز تیره بوده و همچنین رنگ های سبز و سرخ و کبود و آبی نیز مورد استعمال است. «تکه ها» بیشتر رنگ قرمز روشن را خوش داشته و این رنگ را در قالین بافی کار میبرند و «یموتها» بیشتر رنگ نارنجی، قهوه ای و طلایی را بکار میگیرند.


تکه ها و ساروقها قالین معروف «مور» را تولید مینمایند که از نگاه جنسیت و کیفیت خود از بهترین قالین های ترکمنی بشمار میروند. در قالینهای «مور» در هر متر مربع 280 ـ 240 هزار گره زده میشود.


صنعت قالین در ابتدا برای استفاده فامیلها و یا قسم تحفه و به اشخاص بافته میشد، و به منظور تجارت تولید نمیگردید. مگر در سده های اخیر قالین به منظور تجارت و بدست آوردن پول بافته میشود. اکنون تقریبا اکثر خانواده های ترکمن از راه بافتن قالین روزگار میگذارند. قالین کشور ما (بویژه قالین ترکمنی) در حال حاضر شهرت جهانی یافته است. این شهرت از جهت کاررد پشم جلادار، جنسیت عالی، سبک خوب ونقش های زیبا، بدست آمده است. در سالهای گذشته درآمد اسعاری صادرات قالین، ده فیصد حجم تمام صادرات مارا تشکیل داده و در مارکیت های (20) کشور به فروش میرسید . اما اکنون حجم تولید قالین و صادرات آن از قبل نیز توسعه کرده و به سرعت ارزش تجارتی کسب کرده است. امروز قالین های کشور ما در مارکیتهای هامبورگ، لندن و برخی کشور های دیگر اروپایی و شرق میانه بفروش میرسد.


در سالهای اخیر ترکمنها به فعالیت های تجارتی نیز توجه جدی مبذول کرده و سهم بسزایی ادا کرده اند. اکنون ترکمنها بطور عمده به تجارت قالین، پوست قره قل، پشم و میوه خشک مشغول اند. چنانکه حد اعظم تجارت اموال یاد شده هم در داخل و هم در خارج اکنون در دست تجار ترکمن قرار داشته و دارد. علاوه بر این ترکمنهایی که در قسمتهای شمالی و شمال شرقی کشور زندگی مینمایند، ه تجارت حوبات روغندار، برنج، شیرین بویه و دیگر اموال نیز میپردازند.


منبع : تاریخ وفرهنگ ترکمنها " راسخ یلدرم"


نوشته شده در تاريخ 4 Jan 2012 توسط امـین محمدی

 تشکر نامه ؛ محترم حاجی عبدالنیم " نعیم "

حرمتلى امين محمدى،سلام !

سيزه ير وگوگى يارادان تنگريتعالى دان جان ساغليق واليب باريون أوز اؤلى ايشلارگيزه برك اوستونليكلار دليورين.البته بويله بر عاجز دوستينگيزه حرمت غويب، سيلاب وغؤى عالمانه يازؤ يولانيگيز اؤچون منتدارليك بيلديريورين. دوغريدان هم شعر ويازيجيليق دنياسينه آديم آرديشليق آنگساد ايش دالدور ؛من اوزيمى بويله بر اؤلى علمى وهنرى مقامه ايرشمانه مناسب بلنيميوق.شونده ده ايل گونينك باشيند...ان گچريون غتى غينچيليقلارى،دورميزينگ گورنيكلى عدالتسيزليغى وگيشى ،گيشى غايغي سيندان بيخبروتفاوتسيز غاليشى منينگ معنوى دنيامده برحسرتلى دؤيغى دورديؤر.زيرنجلى فرصتلاريمده ويكه ليك حالتلاريمده گوؤنه گلانينى يازغا گچريب راحتلنيورين.

ايندى منينگ گلجگ ياش نسل لاره بر گنگاشيم بار.بولار اوز علمى وفرهنگى دنيا سينده يأدؤسيزاونگه گيدسه لار.وگچن ادبيات دنياميزينگ يالقيملى يلدوز لارنينگ اؤرنينى بوش غؤيمه جاق بولسه لار.وشول أؤرده فيسبوك آرقلى تانيشان معرفت دنياسى بيلان غزيقلانان يگيتلارميز هر قايسى سى:محمد عالم گونش،محمد امين محمدى،محمد هاشم وليزاده ،رسول راسخ ،محمد قاسم عبادى،چهارى اديب...وباشقه لار.تا اديب بلسه لار دورميزينگ كورنيكلى عالم ويازى جيلارى :حرمتلى استاد عبدالكريم (بهمن) عبدالرحيم (اوراض)،استاد محمد صالح (راسخ)،ياتان يرى ياختى عبدالمجيد (توران)وباشقه لار يانى ؛ دواملى كوششلارى بيلان اؤزلاريندان بويسانجلى ادبى،علمى وتايخى ميراث لار يادگار غؤيسه لار.تا بويله چتراشيقلارى بيلان ايل گونينگ بهبيدلى حيات گچرماگينه فخر لانسه لار. اؤلى حرمتلار بيلان عبدالنعيم جده 9\2\1433

نوشته شده در تاريخ 21 Dec 2011 توسط امـین محمدی

 اوزبيك تيلي قنده ي احوالده؟


اجتماعي وعمراني بوليم لرده بجرگن ايش وقيلگن خدمت لري دن هيچ بيركيشي منكربوله آمه يدي.

اوتگن زمانلرده تورك لر(غزنوي لر، بابري لر،تيموري لر، سلجوقي لر، قره خاني لر، يفتلي لر،كوشاني لرو...) قورگن طنطنه لي امپراتورليك لرواولرايجاد ايتگن پارلاق مدنيت لرنه يالغيزاولكه ميز افغانستان بلكه جهان تاريخي نينگ خزينه سي نينگ باي ايتيب واونينگ قلبيده ثبت وبو ملت نينگ علم ، فرهنگ ، سياست وباشقه بوليم لرده باركوچ ، قابليت واوستونليگي برچه گه اثباتلنگن .

     مگربوگونگي شرايط ده افغانستان توركلري اينيقسه اوزبيك لروضعيتيني اچينرلي ديب توشونسه بوله دي ، نيگه كه اوتگن قريب اون ييل آقيميده اوزبيك خلقي فرهنگي، سياسي واقتصادي بوليم لرده ترقياتي وقولگه كيلتيرگن يوتوق لري افغانستان ده يشه يديگان باشقه مليت لرمقياسيده جوده هم آز بوليب وكوزگه كورينرلي بولمه گن ، اوزبيك لر جهان خلق لري ياردمي بيلن اورنه تيلگن شرايطدن كينگ كولم ده استفاده ايته آلمه گن وشونينگ اوچون خلقي ميزنينگ اوشبو مدت ده يعني اوتگن اون ييل جريانيده قولگه كيلتيرگن يوتوق لري دن بيري اوزبيك تيلي نينگ اوچينچي رسمي تيل صفتيده تانيليب ورسميت تاپيشي ديربوهم يالغيز آت بيلن چيكله نيب قالگن ديسه يالغان بولمه يدي كوريليشيچه دولت تمانيدن بو تيل نينگ رواجله نيشي هم دييرلي كوزدن چيتده قاليب، دولت تاماندن بولگن ايش فقط تورتينچي صنف گچه چاپ ايتيلگن درسليك كتاب دير وخلاص بوچاپ ايتيلگن درسليك كتاب هم ساني نهايت آزبولگن شونينگ اوچون هردايم اوزبيك ضيالي لري ومدني تشكيلات لر كوپراق چاپ ايتيلسين ديب شونچه شكايات لري بيلن ساني كوپيمي قيته چاپ ايتيلمه گن مثال صورتده بيرصنفده 4-5جلددن آشه درسليك كتاب بولمه گن هفته ده ايكي ساعت اوقيليشي قيد ايتيليب مذكورساعت لرهم رياضي و دري مضمونلري نينگ ساعت لريدن آلينگن ايدي اما اوزي مستقل حالتده درسليك مفرداتگه كيريتيلمه گن حال بوكه يقينده بومساله حل بولگن ديب ايتيله يپتدي.

       جاري تعليمي ييل نينگ 2آيي اوتگندن كيين هفته ده اوچ ساعت 5صنف گچه اوقيليش بويروغي مكتب لرگه بيريلگن اما 5صنف درسليك كتابي ييتيب كيلمي اصلا خبريوق بوگونلرده 5صنف اوقووچيلري 4صنف كتابيني تكراراوقيديلر45دقيقه ليك درسليك ساعت ده تخته دن يازيب آلسين لرمي ؟ يا ينگي بيريله ياتگن موضوعني اورگنسين لرمي ؟ بوترتيب سيزليك لراوشبو تيلده كوزه تيله ياتگن ليگي ايسه دولت نينگ لوازميده بولگن بيرقطار رسمي لر نينگ قصدي صورتده اعتبارقره تمسليك لريدن دلالت بيريشي ايتيله دي اگردولت برچه تيللرده بير كوزبيلن قره سه ايدي نيگه باشقه تيللردرسليك كتابلري بيلن بيرگه چاپ ايتيليب كيلمه دي بواوزي سوال اما بيزخلق هم عصرلرمحروم ليك وشونچه ينچيلگنليكلر بيلن هلي بيري اويقوده ميز،اوزبيك تيلي اساسي قانونده رسمي بوليشي اوچون ، بوليب اوتگن لويه جرگه ده ايكي كونده نهايه تاپه ياتگن اساسي قانون مذكورتيل رسمي بوليشي گه باشقه قوم لردن ايريم لري تعصب لري اساسيده تيل نينگ رسمي بوليشي هفته لرچوزيلدي .

   حاضرگي دولت هم بيرقنچه تعصبلي انه اوشه شخص لردن تشكيل تاپگن بيردولت دير بيزاگراوزتيليميزگه بها بيرسك واوزكيم ليگيميزني سقلب قاليشني ايسته سك او و بو ديب قره ب تورمسدن تيل نينگ رواجله نيش يوللريني قيديرسك يوق ايمس بلكه كوپ،بويوللردن بيري بوكه ، بيزاولوس گه سوداگرلرآزايمس و مدني تشكيلات لرهم باردولت چاپ ايتگن كتاب لري يوزيدن چاپ ايتيب خلق فرزندلري قوليگه ييتكزيليشي كيره ك بوخصوصده سوداگرلرنينگ ترغيب ايتيش يوللري كوزله نيب وسوداگرلر آرقلي باشقه تيللردرسليك كتابلري ديك بازارگه چيقسه وتيل نينگ رواجله نيشي اوچون خلق اوزقوللريدن كيلگن ايشلرني هم قيله ويرسه بوليب، بولمسچه ايمس . مثال بيلن توي ختم وسنتي مراسملرنينگ چقيريق كارتي ني اوزتيللريده چاپ ايتيش همده شاعرويازووچيلرنينگ اثرلريني توپلم شكلده چاپ ايتيش خرجتيني تولش بيلن تيل كوپ بولمسه هم استه – سيكين رواجلنه ويره دي عين حالده اهالي نينگ اوشبوتيلده خصوصي نشريه لر،راديو وتلويزيون لرقوريليشيني قوللب قوتلب ياردم ايتيش لري گه كته احتياج بار،بويول- يوروق بيلن هم تيل نينگ رواجلنتيريش ممكن .

باشقه تاماندن پارلمانده گي ملت وكيللري آرقه لي تيل نينگ رواجله نيشي گه دولت مسؤول بولگن ليگي گه اساسله نيب باسيم ييتكه زيب سعي وحركت قيليش گه قرارآلينيشي دركار، اوزيميزتلاش قيلمي فقط دولت نينگ تنقيد قيليش بيلن، هيچ بير ييرگه باره آلمه يميزبوانيق بيرمساله بوليب يازيلگن موضوع دن خلاصه چيقارگن حالده اگر اوز تيليميزني يوكسلتيريب ورواجلنتيريش گه كيسكين قراروايشانچيميزبولمسه باره- باره تيليميزوكيمليگيميزيوقاليشي ممكن بونگه بيردولت مسوول ايمس بلكه اوزيميزهم مسؤول حسابله نيب كيلگوسي فرزندلرگه جوابگر بوله ميز.


فارياب عالي اوقوويورتي نينگ اوزبيك تيلي ديپارتمنتي طلبه سي حبيب الله چقماق


نوشته شده در تاريخ 19 Dec 2011 توسط امـین محمدی

صنایع دستی قالین بافی  کشور با مشکلات بی سابقه ای روبرو هستند

شماری از قالین بافان افغانستان می گویند که بر عدم حمایت دولت از صنایع دستی قالین بافی و جایگزینی شماری از این ساخته ها با محصولات ماشینی ، آینده این صنایع دستی قالین بافی  را تاریک نشان می دهد.

فن قالین بافی یک هنر ظریف بوده در مناطق ترکمن نشین افغانستان بافته میشود

قالین بافان افغانستان می گویند صنایع دستی قالین بافی افغانستان امروزه در حالت رکود و زوال قرار دارند و اگر از هم اکنون برای حل این مشکل برنامه ای پیش بینی نشود با نابودی این صنایع از بین رفتن بخشی از پایه های اقتصادی کشورباعث خواهد شد.

وزرات تجارت و صنایع با پذیرفتن و جود برخی چالش ها ادعا می کند این وزارت همواره برای حفظ و توسعه صنایع دستی قالین بافی  تلاش کرده است و به همین منظور نمایشگاه های گوناگونی از صنایع دستی  قالین افغانستان در خارج و داخل کشور برگزار کرده است.

قالین بافی یک فن ظریف بوده عمدتاً درشمال مخصوصاً در مناطق ترکمن نشین افغانستان بافته میشود.

اوغوز ترکمن اوغلی


نوشته شده در تاريخ 26 Oct 2011 توسط امـین محمدی

محمد صالح معلم بیوقت آرادان چیقدی

بوگون 4 نجی عقرب 1390 ییل ؛ افغانستان ترکمن لارنینگ بیر فرهنگی شخصیت لاریندان بیری حرمتلی استاد محمد صالح معلم بیوقت آرادان چیقدی . انالله واناالیه راجعون .

محمد صالح معلم


عبدالمجید توران، شخصیت ملی و فرهنگی ترکمن‌های افغانستان دارفانی را وداع گفت!

با کمال تأسّف و تأثّر خبر در گذشت فعّال فرهنگی و شخصیّت ملّی ترکمنان افغانستان دوست گرامی عبدالمجید توران دوستان خودرا در تمام عرصه دنیا بماتم نشاند. عبدالمجید را در کنفرانسها و سمینارهای “اتّحادیّه ترکمنان دنیا” در پایتخت ترکمنستان مستقل شهر زیبای عشق آباد کراراً ملاقات می کردم. از محقّقیّن و فعالین فرهنگی و شخصیّتهای ترکمنستانی شاید کمتر کسی باشد که او را نشناسد و با شنیدن این خبر ناگوار متأثّر نگردند!. …

قطعاً فقدان او در عرصه فرهنگ و ادبیّات ملّت ترکمنان افعانستان و دنیا تأثیر گذار و امیدواریم جای خالی این شخصیّت مسئول فرهنگی  و مدنی را با ارج نهادن و یادآوری سلوک نیک و خدمات آموزنده آنمرحوم به حضور معنوی او تداوم بخشیم. ما این واقعه ناگوار را ضمن تسلیّت به بازماندگان، خانواده محترم آنمرحوم و تمامی فرهنگدوستان ترکمن، طلب صبر و شکیبائی  مسئلت داریم. یاد و راه آنمرحوم را همواره زنده نگه داریم!…

خواجه نفس نیوز


نوشته شده در تاريخ 5 Sep 2011 توسط امـین محمدی

عبدالمجید توران

آوغانیستانلی تورکمنلرینگ گؤرنوکلی ادبیاتچیسی هم ژورنالیستی عبدالمجید " توران " یاغتی دونیأ دن قایتدی !


عبدالمجید " توران " ، شخصیت فرهنگی وملی ترکمن های افغانستان روز شنبه سوم سپتامبر ، برابر با دوازدهم شهریور سال 1390 دار فانی را وداع گفت .

از مرحوم توران بیش از 20 کتاب به زبان ترکمنی به یاد گار مانده است . وی پس سالیان دراز مقاومت در مقابل بیماری قند درسن 51 سالگی درشهر کابل فوت کرد.

عبدالمجید " توران " در دانکشده ی ژورنالیسم کابل تحصیلات عالی خودرا به پایان رسانده بود وسپس در رادیو تلوزیون افغانستان مدیریت بخش ترکمنی آن را برعهده داشت . وی تاآخرین روزهای عمر خود دست از فعالیت های فرهنگی نکشید و در وزارتخانه ی معارف ( آموزش وپرورش افغانستان ) برای تألیف کتابهای ترکمنی برای مدارس این کشور فعالیت میکرد.

مرحوم معاون انجمن فرهنگی ترکمن های افغانستان ومدیرمسؤل مجله گونش بود وتمام عمرش را برای گسترش فرهنگ مردم خود تلاش کرد ودر دشوار ترین ایام مردم وسرزمین خود نوشتن را کنار نگذاشت.

مافقدان این فرهیخته گرانقدر را به خانواده وبازماندگانش وهمچنین به تمامی فرهنگ دوستان تسلیت می گوییم .

یادش گرامی باد !

مرکزمطالعات تورکمن شناسی


نوشته شده در تاريخ 5 Sep 2011 توسط امـین محمدی

جنرال عبدالرشید دوستم

پیام تسلیت الحاج ستر جنرال عبدالرشید دوستم رهبر وبنیان گذارحزب جنبش ملی اسلامی افغانستان ورئیس ارکان سرقومندانی اعلی  قوای مسلح کشور

بسم الله الرحمن الرحیم

باتأثروتأسف فروان اطلاع حاصل نمودیم که عبدالمجید " توران " یکی از شخصیت های فرهنگی ویکی از فعالین رادیو تلوزیون ملی افغانستان براثر مریضی که عاید حالش بود داعیۀ اجل را لبیک گفته ورحمت حق پیوسته است .

انّالله وانّا الیه راجعون

مرحوم توران یکی از شخصیت های قلم بدست بود که عمری را صرف خدمت به مردم و وطن نمود، بویژه در رادیو تلوزیون ملی افغانستان در رشد فرهنگی جامعه وفرهنگ ترکتباران کشور استعدادش را به خرج داده وتلاش فروانی کرد، او سویۀ سرشاریکه دربخش فرهنگی داشت تاختم امکان تلاش کرد تا مصدر خدمت شایانی برای مردم وکشورش شود، ودرین بخش کارکردهای قابل ملاحظۀ انجام داده است .

وفات این شخصیت فرهنگی را یک ضایعه بزرگ برای جامعه دانسته جایش را فردوس برین وبرای بازماندگانش صبر جمیل از او تعالی مسئلت میدارم.

الحاج ستر جنرال عبدالرشید دوستم رهبر وبنیان گذارحزب جنبش ملی اسلامی افغانستان ورئیس ارکان سرقومندانی اعلی  قوای مسلح کشور.

حکمت الله قوانچ – تلوزیون آیینه


نوشته شده در تاريخ 3 Sep 2011 توسط امـین محمدی

عبدالمجید توران

یاد ونام مجید توران همیشه زنده خواهد بود

امروز خبر تأثر انگیز وفات عبدالمجید توران یکی از فرهنگیان وطن را که شب قبل به عمر 51 سالگی چشم از جهان بست شنیدم.من عبدالمجید توران رااز زمان طفولیت وی میشناختم برای من مانند برادر بود،توران تحصیلات عالی خود را با وجود موجودیت بعضی مشکلات با موفقیت به پایان رسانید.

زمانیکه مصروف تحصیل در دانشکدۀ ژورنالیزم بود همکاری خود را با رادیو و مطبوعات عملا” آغاز کرد، بعداز ختم تصیل خدمت مقدس زیر بیرق را در گارد ریاست جمهوری سپری نمود و بعد در بخش اسناد و ارتباط ریاست جمهوری تا رتبۀ مدیر عمومی کار کرد و در آن وقت هم ارتباطش با فرهنگ بصورت جدی موجود بود، در زمان مهاجرت، توران فعالیتهای فرهنگی خود را با وجود آنکه هیچ گونه امکاناتی در دست نداشت، توسعه بخشید، با احیای انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان و نشر جریده و بعد مجلۀ گونش، وبا تألیف کتابهای متعدد، به زبان و فرهنگ ترکمن خدمات قابل قدر و شایسته انجام داد.

 بعداز عودت به وطن نیز همیشه درین فکر بود چه سان می تواند در عرصۀ فرهنگ بیشتر خدمت کند، باز هم بحیث منشی و معاون انجمن فرهنگی، بحیث متصدی و تهیه کنندۀ مجلۀ گونش، بحیث متصدی برنامۀ زبان ترکمنی در تلویزیون ملی فعالیتهای قابل قدر بیاد ماندنی و خستگی نا پذیردر عرصۀ زبان و فرهنگ ترکمنی انجام داد، در سالهای اخیر در تألیف کتب درسی زبان ترکمنی در چوکات وزارت معارف سهم شایسته داشت،ولی امروز جایش در بین فرهنگیان خالی است، اما یاد مجید توران همیشه زنده خواهد بود. روانش شاد باد!

عبدالرحیم " اوراز"


نوشته شده در تاريخ 24 Aug 2011 توسط امـین محمدی

 فروشات قالین درآقچه خوب است

مسوولان اتحادیه قالین در آقچه می گویند: در این ولسوالی بیش از شصت شركت مولد قالین فعالیت دارند كه تولید در شماری از این شركت ها نسبت به گذشته افزایش یافته است.

قالین افغانی

صنعت قالین افغانی كه قدامت و مركزیت آن در ولایات شمال دراصل پیشنه ای ترکمنان  می باشد، به گفته دست اندر كاران این عرصه امروز حدود هفت ملیون انسان را در كشور مصروف كار نموده و منحیث یكی از اقلام بزرگ صادراتی افغانستان از شهرت جهانی برخوردار است.

اكنون به ادعای اسد الله بهرامی ولسوال ولسوالی آقچه تولیدات آن هفتاد درصد بلند رفته است.  ولسوال آقچه می گوید: با بررسی های كه تجاران قالین در آقچه اخیراً انجام داده اند، روشن شده است كه در ولایات شمال و شمال شرقی كشور، سالانه بیش از یك ملیون متر مربع قالین توسط مولدین 9 ولایت تولید می شود.

صابر آغه  یك تن از قالین بافان كه با چهار تن از اعضای فامیلش مصروف بافتن قالین است گفت: قبلاً برای یك متر قالین به ما 800 افغانی مزد می دادند و حالا كه نرخ قالین بلند رفته از 2000  تا 2700 افغانی مزد می دهند.

او می گوید، اگر از ورود فرش های خارجی بیکیفیت  كه با نرخ ارزان به بازار عرضه می شوند جلوگیری صورت گیرد و مردم علاقه مند خریداری قالین های شود، قالین افغانی از این هم بیشتر بازار خوب پیدا می كند.

این بافنده قالین گفت: در سال های قبل فروشات قالین خوب نبود اما اكنون فروش خوب است.

در همین حال مولدین قالین های افغانی، صدور قالین را به كشورهای اروپایی به صورت غیر قانونی از طریق پاكستان مشكل عمده در راه تجارت قالین می دانند. آنها می گویند: اگر این مشكل هم حل شود و مسوولین زمینهء صدور این كالای با ارزش را داخل كشور فراهم سازند كار قالین در داخل كشور از این هم بهتر خواهد شد.


اوغوزترکمن اوغلی


نوشته شده در تاريخ 10 Aug 2011 توسط امـین محمدی

معلومات مختصر  درمورد زبان وادبیات ترکمن درافغانستان

آثار ادبی فرهنگی ترکمن در افغانستان در طول سده ها بصورت شفاهی و بسیار کم هم بصورت قلمی بوده ، در قرن 12 خورشیدی آثاری از چاپ قازان، بخارا و لاهور هم بطور پراگنده در اختیار اشخاص باسواد که متاسفانه تعداد آنها هم خیلی محدود بوده قرار گرفته است و بازهم متاسفانه در اثر بعضی عوامل ما امروز نسخه هایی از آنها را در دسترس نداریم.

در کشور ما فقط در دهۀ سی قرن 14 هجری خورشیدی بود که یک فرض عین به توجه و کوشش عابد نظرخان رحمت الله علیه خلیفه صاحب قزیل ایاق و قربان خان رحمت الله علیه خلیفه صاحب قرمقول وبه همکاری مالی مرحوم حاجی ملا خداینظر نشر گردید که اولین مجلد چاپ شدۀ ترکمنی در کشور محسوب میگردد.

دهۀ دموکراسی (1342-1352) را میتوان آغاز فراهم شدن زمینه های معرفی و رشد زبان ترکمنی در افغانستان محسوب کرد. درین دهه بود که اولین شعر ترکمنی در سال 1345 در یکی از جراید غیر دولتی نشر گردید، این پارچه شعری بود از اوراز محمد"فر"

تحت عنوان"بو حالمده اؤلسم گورلر آغلاشر" (درین حالت اگر بمیرم مقبره ها خواهند گریست). وبعدازان در سالهای 1346-47 و 48 هم چند پارچه شعر از "فر" و از مولانا دولت فدایی در جراید غیر دولتی وقت نشر گرد ید.

در سال 1350 خورشیدی بود که بنابر کوشش وکلای ترکمن و اوز بیک در پارلمان وقت در رأس محترم عبدالکریم مخدوم خلیفه صاحب قزیل ایاق که دران وقت وکیل مردم شبرغان در ولسی جرگه بودند، حکومت وقت حاضر شد تا یک برنامۀ 45 دقیقه یی را

در رادیوافغانستان به زبانهای ترکمن و اوزبیک اجازۀ نشر بدهد. که در 11 میزان 1350 به نشرات آغاز کرد. 

من در آنوقت در سال اول پولیتخنیک کابل مصروف تحصیل بودم ، بنابر خواهش وکیل صاحبان عبدالکریم مخدوم و قاری عبدالله مرحوم که آنوقت وکیل ولسوالی شور دپه درولسی جرگه بود و مرحوم عبدالقادر سونمز(اولین تحصیل کردۀ لیسانس ترکمنهای کشور

در بخش ملکی) بتاریخ 9 میزان 1350 خورشیدی در رادیو افغانستان به دفتر برنامه های محلی (آنوقت به همین نام یاد می شد) رفتم

فهرست اولین برنامۀ اوزبیکی ترکمنی راکه بخاطر نشر در تاریخ 11 میزان آنسال ترتیب شده بود، ملاحظه کردم ودران یک مطلب

3 دقیقه ای بزبان ترکمنی که محترم عزیز عمر خوانده بود و یک پارچه آهنگ ترکمنی به آواز مرحوم آغامحمد بخشی ثبت شده بود

من به عنوان اعتراض بر ترکیب مطالب ثبت شده در برنامه از کار درآن ابا ورزیدم .

در هر صورت اولین برنامۀ مشترک اوزبیکی و ترکمنی بتاریخ 11 میزان 1350 خورشیدی از رادیوی دولتی وقت به نشرات خود آغاز کرد که خود آغازی بود به اینکه قدم های بعدی در انکشاف زبان ترکمنی در کشور برداشته شود.

قابل یاد آوری میدانم که قبل از آن در رادیو افغانستان فقط 5 پارچه آهنگ به آواز مرحوم احمد بخشی ( یکی از بهترین هنرمندان 

ترکمن در افغانستان) و 2 پارچه آهنگ به صدای مرحوم آغا محمد بخشی ثبت شده و در آرشیف موجود بود.

روز 13 میزان آنسال باز هم وکلای ترکمن در ولسی جرگۀ وقت مرا با خود به رادیو افغانستان برده و خواستند که بخش ترکمنی 

برنامه را گردانندگی کنم، ومن این مسؤلیت را پذیرفته اغاز بکار کردم، ولی مشکلات زیاد بود یعنی افرادیکه بزبان ترکمنی مطلبی 

بنویسد، اخبار و سایر مطالب معلوماتی مورد ضرورت برنامه را از دری ویا پشتو به ترکمنی برگردان کند یا نبود ویا بسیار کم بود

در آرشیف رادیو افغانستان فقط هفت پارچه آهنگ آنهم به صدای دونفر وجود داشت و ما در برنامه حد اقل هر روز دو یا سه آهنگ

ترکمنی ضرورت داشتیم، ولی من وهمکارانم هیچگاهی تحت تأثیر این مشکلات نرفتیم، با همکاری وکمک وکیل صاحبان و بعضی 

اشخاص روشن، درهر جای افغانستان که هنر مند ترکمن موجود بود به کابل دعوت کردیم، ودر یک خانۀ کرایی که نامش را

"ترکمن اؤیی" ( خانۀ ترکمن) گذاشته بودیم هنرمندان را جمع و بعداز تمرین آهنگهای شانرا در ستدیوهای رادیو افغانستان ثبت کردیم

هنر مندان: محمد سروربغشی ، چاری بغشی، شاهمردانقل بغشی، آننه بغشی، بگلی بغشی ،آننه دوردی بغشی، یغمور بغشی و شهید

عبدالمنان از اولین کسانی بودند که آهنگ های شان ثبت ونشر گردی

با آغاز این برنامه که ازساعت 6 الی 6 و 45 دقیقۀ عصر همه روزه از طریق امواج رادیو افغانستان نشر می شد ، واقعا"

مردمان اوزبیک و ترکمن کشور، با وجود کمی وقت آن خیلی خوشحال بودند ، در مدت نشر برنامه همه در برابر رادیو های خویش

می نشستند و با علاقه مندی آنرا می شنیدند، با وجود موجودیت کمبود ها در انتقال مراسلات پست ، روزانه 40 تا 70 نامه تنها به بخش ترکمنی برنامه میرسید.مردم باعلاقمندی آهنگ فرمایش میدادند، سوالات مختلف در زمینه های مختلف طرح میکردند، مطالب

برای نشر در برنامه می فرستادند و خصوصا" شاعران ما که تا آنوقت سروده های شانرا فقط 3یا 4 تن از دوستان شان می توانستند

بشنوند، آنهم فقط اززبان خود شان ، امکانات بدست آورده بودندکه اشعار وسروده های شان به سمع همه برسد، بدین ترتیب آنها بیشتر می نوشتند و می سرودند، حال داشتند امیدوار میشدند که آثار وایجادیات شان محکوم به پوسیدن در کنج

تاقچۀ خانۀ شان نخواهد بود.

درین برنامه محترمان احمداؤزگین، استاد خدایقل اینق،

محمد امان اوراز ، عبدالرحمن صحبت، محمد ظاهر غتی باش و عبدالحکیم دولت آبادی بامن همکاری میکردند که محترم استاد خدایقل اینق فعلا" استاد در پوهنتون جوزجان و محترم عبدالرحمن صحبت فعلا" هم در تلویزیون ملی وهم مسؤل جریدۀ وطنداران ترکمن مصروف کار های فرهنگی و مطبوعاتی هستند.

درین برنامه باوجود کمی وقت آن در همۀ جوانب و عرصه های زندگی مردم بخش های مشخصی گنجانیده شده بود

برنامۀ های،موعظه های دینی ، زندگی خانواده، زراعت ومالداری، اقتصادو تجارت، ادبیات و فرهنگ ، فولکلور، اطفال و جوانان، دیالوک ها و پارچه های تمثیلی، زن و زندگی وصحت شامل بود.

ولی عمر این نشرات کوتاه بود و فقط توانست 2 سال و 11 ماه و 20 روز ادامه داشته باشد، با آنهم برنامه تحرک بسیار 

جدی و موثر برای رشد فرهنگی ما بود.

دوستان بسیار عزیز نوشتن این مختصر برای فعلا" مشکل بود چون در خارج از کشور هستم اسناد و مدارک لازم 

در دسترس من نیست، با آنهم چون به دوستان وعده داده بودم نوشتم و تکمیل این نبشته و معلومات سالهای بعدازآنرا

میگذاریم برای بعد، همچنان اگر مطالبی درین مختصر ثبت نشده باشد هم بعدا"تکمیل خواهد شد ، امیدوارم این نبشته

سایر دوستان را هم که درین زمینه معلومات دارند تشویق کند تا با همکاری هم در آینده بتوانیم معلومات جامع ومکملی را

تهیه و به دسترس علاقمندان قرار دهیم.

با عرض حرمت

عبدالرحیم اوراز


نوشته شده در تاريخ 7 Aug 2011 توسط امـین محمدی
 مختومقلی از دیدگاه بزرگان علم و ادب

ناظم حکمت ادیب ترکیه ای در شان مخدوم قلی می نویسد:"من از آثار استاد مخدوم قلی درسهایی آموختم که هرگز نمیشود بر آن بها تعیین کرد.به زبان و به خاطر آزادی و سربلندی ملت خود شعر سرودن و مبارزه کردن را از استاد فراغی آموختم".

پروفسور"نووچنکو":"من تا کنون شاعری چنین خلاق و بی نظیر و دارای آثار پرمحتوا و موثر و واقعی ندیدم. شایسته اس...
ت او را در سطح وسیع به مردم کلیه جمهوریها شناساند".

ملا نفس،شاعر و نویسنده ی شهیر ترکمن(خالق منظومه ی"زهره-طاهر"):ای فراغی! کجاست آن سخنان شیرین و عسل مانند تو،تا اینکه نظیر عسل که زنبورها را به جنب و جوش می اندازد،انسانها را به تحریک وادارد و از خواب غفلت،بیدار و آگاه سازد.ای فراغی!کجاست آن آب حیات بخش(شعر)تو،تا کالبد نیمه مرده ی انسانها را حیات تازه بخشد".

آ.وامبری:"اشعار مخدومقلی دارای جنبه ی خاصی است به این معنی که نمونه ی کاملی از لهجه خاص ترکمنی را به دست می دهد.در ثانی،در نوشته های او یک قاعده و نظم محکمی وجود دارد که در سایر آثار ادبی به ندرت یافت می شود".

پروفسور برتلس:"مخدومقلی مانند جام جم است.چرا که او آیینه ی نمایان ادبیات ترکمن و تجلی احساسات و ادراکات یک ملت است.او گوهر گران قیمت و نگین انگشترینی است که نور و شعله اش چشم هر بیننده ای را خیره می کند".

بارتولد:"از میان ترکها، این تنها ترکمنها هستند که شاعر ملی چون مخدومقلی را دارند".

الکساندرخودزکو: "اشعاری که از او بجای مانده،نشانه ایست از خلاقیت آن ابر مرد".

ماتی کوسایف:"ادبیات ما قبل از این شاعر،هیچ شاعر دیگری به خود ندیده و هیچ شاعری به اندازه ی فراغی ادبیات ما را به اوج نرسانده است.او در مردمی کردن ادبیات ترکمن سهم فراوانی داشته است".

رسول حمزایف(شاعر داغستان):"من با ترجمه کردن اشعار مخدومقلی به زبان خودم،وجود چنین شخصیت بزرگ فرهنگی-ادبی را در عالم شعر،در میان ترکمن ها ثابت کردم".

بردی کربابایف:"او با اشعار و سخنان دلنشین و جذاب،عصر و آینده ی ترکمن را سربلند کرده است".
 
Arne Goli

نوشته شده در تاريخ 19 Jun 2011 توسط امـین محمدی

دیوان مخدوم قلی فراغی

مختومقلي فراغي، حکيم تيليم‌ خان و فرهنگ مشترک

مدتها بود به دنبال فرصتي بودم تا ديوان حضرت مختومقلي[۱], شاعر بزرگ ترکمن, را که سال ۸۶ در نمايشگاه کتاب تهران از غرفه انتشارات مختومقلي فراغي گرگان تهيه کرده بودم مطالعه نمايم. تا اينکه در مهرماه ۸۷ فرصت مسافرتي ايجاد شد تا در سواحل زيباي درياي خزر و ديار مختومقلي تفألي براين ديوان محترم بزنم. تفأل از آن جهت که امکان مطالعه عميق آن ديوان پربار در چند روز ميسر نمي باشد.
اولين چيزي که با ديدن درياي خزر توجه مرا جلب نمود، نام آن و اهميتي که اين دريا براي جهان ترک دارد بود. گذشته از نام دريا که برگرفته از نام قوم ترک خزر مي باشد، اين دريا دنياي ترک و فرهنگ آن را به دو قسمت شرقي و غربي نيز تقسيم مي کند. چنانچه روايت قهرمان اساطيري ترکها، کوراوغلو، به دو روايت شرق و غرب درياي خزر نقل شده است .


(در روايت غربي به نام کوراوغلو و در روايت شرقي به نام گوراوغلو معروف مي باشد)[۲]. از پنج کشور حاشيه اين دريا ۳ کشور داراي زبان رسمي ترکي(آذربايجان، ترکمنستان، قزاقستان) و در دو کشور ديگر (ايران و روسيه) در حاشيه اين دريا ترکها و ترکمنها زندگي مي�کنند. و نيز در سواحل غيرترک نشين ايراني اين دريا نيز به نامهايي نظير خزرآباد، چيلک، کلاچاي و � که منشأ ترکي دارند برخورد مي نماييم.
با مطالعه ديوان مختومقلي، گويي ديوان تيليم خان را مطالعه مي کنيم: حکمت ها، پندها، جهان بيني و از همه مهم تر ارادت هر دو شاعر به امام علي عليه السلام.

مختومقلي:

قادر جبار سندن ديلاگيم کاندر

سن مني نامرده محتاج ائيله مه

ساغ گؤزوم سول گؤزه محتاج ائيله مه(ص ۵۲۰ و ۵۲۱)

تيليم خان:

باريلاها بودور سندن ديلگيم

اؤزويدن اؤزگه يه محتاج ائيله مه


بو گؤزو او گؤزه محتاج ائيله مه(حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقلي:

نامرد کؤفريسيندن اولسام گئچمزمن

کروان بولسام حلال ايشدن قاچمازمن

تيليم خان:

نامرد کؤرپوسوندن گئچمه, گير سئله

اگر پوْلدان گئچمک يوٍز آساند اوْلا(حکيم تيليم خان ديواني ۱ ينجي جيلد-ص۸۲)

و بو بيتي شاه اسماعيل خطائي له ده توتوشدورماق اولار:

شاه اسماعيل خطائي:

گئچمه نامرد کؤپروسوندن قوي آپارسين سئل سني

ياتما توٍلکو کؤلگه سينده قوي يئسين آسلان سني

مختومقلي:

بلبلم آه و زار چکيب

تازه گلزاردن آيريلديم

گؤزدن قانلي ياشيم تؤکوب

اول سوار ياردان آيريلديم( ديوان مختومقلي ص۲۱۱)

تيليم خان:

بوٍلبول تک افغان ائيلرم

من او گوٍلزاردن آيريلديم

اؤلدورور بو غملر مني

اوْ ماه روخساردان آيريلديم (تيليم خان ۱ ص ۱۹۵)

مختومقولو:

اون ايکي امام بيري بيريندن سرور

يئدي ولي ياران دوتوب مددبر

مشهد قارا بابايا شيث پيغمبر

حسن حسين شاه-مردان شفا بر(ص ۹۸)

تيليم خان:

حسن و حسين دير چشميم چراغي

حضرت محمد ميندي بوراقي

آغام علي کوثر اوٍستونده ساقي

معراجين يولونا روان دييه رلر(حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

قرداش و آتا آنامدان

آيريله شيب دوغانيمدان

جدا دوشوب ائل يوردومدان

مسافر ائيلادينگ مني(ص ۱۰۶)

تيليم خان:

ازليندن اؤز ائليمده دورماديم

اؤز ائليمين من قدريني بيلمه ديم

آيدان ايلدن نازلي ياري گؤرمه ديم

قورخوم بودور حسرت گئدم گورا من(حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

اللي مينگ ييل دوران سوران بني جان

دونيادا قالمادي بيربه بير گئتدي

يوز ييگيرمي قرن فرزند گتيره ن

آدم حوا بيله سربه سر گئتدي

تيليم خان:

چرخ-ي گردون بير حقه باز فلک دير

هئچ کيمينن سازيگاري اولمادي

چوخ کيشي لر گلدي گئتدي دونيادان

چوخ کيمسه لر ايشين باشا وارمادي (حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

اي يارانلار مسلمانلار

گورينگ بو حکم-داوري

که مسجدده اولتورميشدي

بير گون مرتضي علي(ص ۱۴۹)

تيليم خان:

قبول اولسون مومنلرين ديلگي

آغام علي او مردلرين کؤمگي

حسن حسين يئر و گؤگون ديرگي

گؤيلوم ايستر زين العباني گؤرم (حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

منم دئيه ن قوچ ايگيده

بير مناسب يار گرکدير

عرب آت يوولي ييگيده

آلماز ذوالفقار گرکدير(ص ۱۷۶)

تيليم خان:

تيليم, شاگيردليکدن وورماگينان دم

چوْخلاري لاف ائدر کي: من اوستادم

کلب اوْلوب قاپيدان گؤتورمه قدم

اوستاد علي کيمي شير- نر گرک(حکيم تيليم خان ديواني۱ ص۴۵)

مختومقولو(جيغالي):

کونگلار کوشکينده خيالينگ خاني

اولاد-هنکاره منگزار حکملي

عاشق چکر نالاني

ياسه سالار لالاني(ص ۱۹۴)

تيليم خان:

صحيفة عشقين درسين آلانلار

ختم ائدر بير به بير آياسين گؤزلر

عاشيق آياسين گؤزلر

اوْخور آياسين گؤزلر(تيليم خان ص۲۱۴)

مختومقولو:

منگلي خانم قولون ديشلاب

بيزدن که اويات ايلايور(ص ۲۰۳)

يا

منگلي جانه اوت سالار

اووي جسميمده قالار

مختومقولو اويالار

منينگ صاحب جماليم(ص ۲۴۶)

تيليم خان:

داد آغالار ياردان اؤترو

بي قرارام موٍسلمانلار!

صاباح- صاباح يوْللار اوٍسته-

اينتيظارام موٍسلمانلار!(تيليم خان۱ ص ۱۷۵)

مختومقولو:

اي يارانلار مسلمانلار

جبرده بولمه لي اولدي

نئچه زحمت چکن جانلار

جفاني گورمه لي اولدي(ص ۲۳۰)

تيليم خان:

گؤيول نئجه آغلامازسن

جانانيم گئتمه لي اوْلدو

دان يئلي نامه گتيرمز

غوربته يئتمه لي اوْلدو(تيليم خان۱ص۲۰۶)

مختومقولو:

آدم اوغلو آواره دور عاصي دور

بير سوز دئسنگ ياخشي اره بسيدور

آلقيشي کوب آلسانگ ايشينگ اونگ بولار(ص ۳۱۵)

تيليم خان:

آدام اوْغلو جبري, گلمز حئسابا

ميراثخورلار اوٍچون دوٍشر عذابا

حريص لر بايقودور, دوٍنيا خارابا

بايقو اوچوب گئدر ويرانا قالار(تيليم خان۱ ص۱۰۸)

جيحون بيله بحر-خزر آراسي

چول اوستوندن اوسر يئلي تورکمنينگ

گل غنچه سي قره گوزيم قره سي

قره داغدان اينر سئلي تورکمنينگ(ص ۲۲۵)

از اين نمونه اشعار مي توان در دوانين مختومقلي و تيليم خان به وفور يافت که شباهت هاي زيادي در مضمون و لغات دارند. طبق الگوهاي شعري آشيق ها، در اشعار مختومقلي �دئييشمه�هاي وي با دولت محمد آزادي را مي توان با دئييشمه هاي تيليم خان و آوالي غيبعلي، مباحثه زمين و آسمان و �مباحثه مؤو و قويون� اشعار به صورت سوال-جواب در شعر تيليم خان تطبيق نمود. البته در ادبيات ترکي دئييشمه (مشاعره) جايگاه خاص خود را دارد مانند: دئييشمه هاي �خسته قاسيم و لزگي احمد, �دده يادگار و آشيق رضا بهاري� و �.

با مقايسه اشعار حکيم تيليم خان و مختومقلي فراغي اگر نتوانيم اثبات کنيم که تيليم خان اشعار مختومقلي را مطالعه نموده و بر آنها نظيره نوشته است، به طور قطع مي توانيم بگوييم که هر دو از يک فرهنگ مشترک متأثر گشته اند. يکي از محققان معاصر در اين مورد مينويسد: � رد پاي سه شاعر بزرگ ترک در شعر تيليمخان ديده ميشود. اين سه شاعر عبارتند از يوسف خاص حاجب سراينده منظومه قوتادغو بيليگ، خواجه احمد يسوي و سيد عمادالدين نسيمي. مختومقلي رگههايي از عرفان و سوز يسوي را در خود دارد اما شعر تيليمخان و خستهقاسم بيشتر برشي از زندگي مردمان عادي هستند که به مقتضاي جواني گناه ميکنند و عاشق ميشوند و سپس تائب و رستگار ميگردند، غرور جواني و ضعف پيري و بعد از آن مسئله مرگ و پرسش نکير منکر، اگر چه از نظر کمي ادامه خواجه احمد يسوي است و ليکن ديگر شهود عرفاني در وي راه ندارد. البته اين مسئله طبيعي است چرا که چند قرن قبل از تيليمخان و خستهقاسم شعر عرفاني از شرق رفته بود و ديگر در شعر فارسي هم از شعر عرفاني به آن معنا که در عطار و مولانا وجود دارد خبري نبود.� (يادنامه حکيم تيليم خان صص ۹۶-۹۰- مقاله سيبي ميان دو آينه-سيد حيدر بيات)

تيليم خان در اشعار خود به تورکمن و تورکمان بودن خود اشاره نموده و اصالت خود را تورکمن يا تورکمان مي�داند:

تيليم خان اصلي تورکمانام

حق گوناهدان ائيله سين بوش

يا:

بو تورکمن تيليمين غوغالي باشين

آخير سالار مين بلايه گؤزلرين

هر چند بنا بر نظر مرحوم پروفسورمحمدتقي زهتابي ملت تورکمن غير از تورکماني است که تيليم خان خود را منسوب به آن مي داند و تورکماني که تيليم خان از آن ياد مي کند طايفه اي از ترکها بوده و امروزه در مناطقي نظير شهر کرکوک عراق نيز زندگي مي کنند و زبانشان ترکي آذربايجاني است در حالي که ترکمن ها در کشور جمهوري ترکمنستان و مناطق و استانهاي خراسان شمالي و گلستان ايران(ترکمن صحرا) زندگي مي کنند.

نکته جالب ديگري که تيليم خان و مختومقلي را به هم نزديک مي کند اين است که در ايران مناطقي به نام اين دو بزرگوار نامگذاري شده اند: تيليم خان نام دهي است در دهستان آتش بيک منطقه نظرکهريزي مابين شهرهاي مراغه و هشترود(سرسکند) آذربايجان و همچنين نام گردنه اي در نزديک روستاي مرغئي ساوه (مابين روستاي سنگک و ييلاق آسگين اوباسي) و مختومقلي نام بندري است در شرقي ترين ساحل درياي خزر در خاک ايران، درست نقطه قرينه شهر آستارا در ساحل غربي دريا. همچنين مردم ترکمن همه ساله در هفته آخر ارديبهشت ماه در آق توقاي ترکمن صحرا به احترام مختومقلي گردهم مي آ يند و مردم آذربايجان نيز همه ساله در آخرين جمعه تيرماه در مراغه(مرغئي) ساوه به احترام تيليم خان مراسم برگزار مي نمايند.

استاد اسدالله رحيمي مرداني محقق شيرازي از ديار مأذون قشقايي در سخنراني خود در پنجمين مراسم حکيم تيليم خان در روستاي مرغئي ساوه در تاريخ ۲۶/۴/۸۷ چهره مردم مرغئي را مانند ترکمن ها و لهجه آنان را شبيه ترکان قشقايي دانست. دکتر آراز محد سارلي در عنوان مقدمه ديوان مختومقلي مي نويسد: مختومقلي فراغي متفکر بزرگ ايران و توران.

با توجه به مطالب عنوان شده و اينکه اشعار شعرايي مانند خسته قاسيم، شاه اسماعيل خطائي، دوخارخانلي عباس, مأذون قشقايي و �. همانند تيليم خان در مناطق قم و ساوه و همدان و اراک و .. گستردگي دارند، مسأله محيط فرهنگي مشترک وجهه ملموس تري به خود مي گيرد. تا جاييکه آشيقهاي مناطق ساوه و همدان در ساليان قبل براي زيارت مزار خسته قاسيم به تيکمه داش مي رفته اند. (مجله وارليق-تهران-شماره هاي ۷۷و۷۸-مهرو آبانماه ۱۳۶۴-ص۴۶).

به نظر بنده مي توان ادبيات منظوم ترکان ايران را با نمايندگان ذيل که تشکيل مربعي را ميدهند در نظر گرفت:

مختومقلي فراغي، خسته قاسيم، حکيم تيليم خان و مأذون قشقايي. البته با افزودن نامهاي بزرگي چون شاه اسماعيل خطايي، آشيق رضا بهاري، حسن اوغلو اسفرايني، استاد شهريار, دهقان ساماني و � ميتوان مربع را به مخمس و مسدس و � تبديل نمود.

�-

[۱] � ديوان مختومقلي به کوشش اراز محمد سارلي- انتشارات موسسه فرهنگي و انتشاراتي مختومقلي فراغي-گرگان ۱۳۸۶

[۲] � ماهنامه بايرام زنجان شماره ۱۵-شهريور۸۷


منابع:

۱- ديوان مختومقلي به کوشش آراز محمد سارلي- انتشارات موسسه فرهنگي و انتشاراتي مختومقلي فراغي- گرگان ۱۳۸۶

۲- حکيم تيليم خان ديواني- بيرينجي جيلد- توپلايان: اسدالله اميري-انتشارات نويد اسلام- قم- ۱۳۸۶

۳- تيليم خان حياتي و ياراديجيليغي-دوکتور م ت زهتابي و دوکتور علي کمالي- نشر اختر- تبريز- ۱۳۸۲

۴- يادنامه حکيم تيليم خان- حاضيرلايان: اسدالله اميري- انتشارات نويد اسلام- قم- ۱۳۸۷

۵- مجله وارليق- تهران

۶- ماهنامه بايرام-ساي ۱۵-زنجان

ديوان عاشيق رضا بهاري- انتشارات مکنون-گردآورندگان: جواد نوري و سعيد جليلي هنرمند- شهر بهار

اسدالله اميري

همدان-۱۳۸۶

Qaynaq

Gunayturkestan


نوشته شده در تاريخ 18 Jun 2011 توسط امـین محمدی

دیوان مخدوم قلی فراغی

 مختومقلي به روايت مرحوم << قره ايشان >>
قره ايشان، يكي از نبيره‌هاي مختومقلي مي‌باشد كه وي در هنگام حيات اطلاعات خوبي در خصوص زندگاني مختومقلي در حافظه داشت. بدين جهت وي را كه گرچه سواد آنچناني نداشت، تاريخ متحرك مختومقلي و قوم گركز مي‌ناميدند. وي از دوران كودكي به زندگي و مبارزات مختومقلي علاقمند شده بود و براي جمع آوري و كسب اطلاعات...
در اين مورد، نزد خويشان و همه كساني كه در نقاط مختلف تركمن صحرا بودند، كه به‌نوعي از زندگاني مختومقلي اطلاعاتي داشتند، مي‌رفت و با آنان هم‌صحبت مي‌شد.
قره ايشان، شخصيتي متين و آرامي داشت. اطلاعاتش جالب و شنيدني بود، هر چند ممكن است برخي از اطلاعات وي واقعيت تاريخي هم نداشته باشد، اما اين اطلاعات كه نقل قول ديگران بود، در نوع خود جالب و شنيدني بود. من حدود 40 سال پيش وي را در گرگان ديدم و گفتگويي انجام شد كه در اين فرصت خلاصه آن گفتگو تقديم خوانندگان مي‌شود. وي نقل مي‌كند :
1 - حدود 50 سال پيش در ميان تيره گركز، زني به نام «تاجيم بي‌بي» زندگي مي‌كرد كه وي درباره زندگي و مبارزات مختومقلي اطلاعات زيادي داشت. تاجيم بي‌بي و تمام ريش سفيدان قبيله گركز، حرفها و دانسته‌هاي خود راجع به‌مختومقلي را از قول زني به‌نام «تاج حاللي قارّي» بيان مي‌‌كردند. اين زن در زمان كودكي، زبيده خواهر مختومقلي را به‌چشم خود ديده بود و از آن طريق اطلاعات زيادي راجع به‌شاعر به‌دست آورده و آنرا در بين مردم بازگو كرده بود. مي‌توان گفت كه اطلاعات آن زن زير بناي تمام دانسته‌هاي مردم اين منطقه در مورد مختومقلي است. بنا به‌روايت خانم تاج حاللي قاري، مختومقلي در روستاي آجي قوشان در شرق گنبد قابوس به‌دنيا آمده است. اين خانم گفته است: هنگامي كه دختري 9 ساله بوده، در آبادي آنان مراسم جشن و شادي برپا مي شود و تمام افراد محل از صبح زود به محل برگزاري جشن مي روند. خانواده مختومقلي هم به همراه مردم به‌آن محل مي‌روند. قاري ملا (پدر مختومقلي)، موقع رفتن به آن جشن، مختومقلي را كه نوجواني بوده، از خواب بيدار نمي‌كند و او در خانه تنها مي‌ماند. مختومقلي خواب مي بيند و در آن هنگام وحشت زده از خواب بيدار مي‌شود و بعد به‌طرف محلي كه جشن برقرار بوده، نزد پدرش مي‌دود. وقتي كه به آن محل مي رسد، دهانش كف كرده بود و عرق از سر و رويش سرازير مي‌شده و از ترس رنگش پريده بود. وي در آن هنگام سعي مي‌كرد حرف بزند، اما زبانش بند آمده بود. پدرش قاري ملا ( دولت محمد) به سويش مي آيد و با نگراني از حالش خبر مي‌گيرد. آنگاه مختومقلي پس از مدتي، آرامش خود را باز مي يابد و آنچه را كه در خواب ديده بود، در قالب شعري براي پدرش و ديگران اينگونه بيان مي‌كند :
برگيجه ياتيرديم تونينگ يارينده
بير تورت آتلي گليب تور غيل ديدي لر
خبريمز بار سنگا فرصت جاينده
شول يرده أرلر بار گورگيل ديدي لر...
ترجمه:
شبي خوابيده بودم كه در نيمه‌هاي شب
چهار سوار آمدند و گفتند: برخيز زجا
ما در فرصت مناسب، برايتان خبري داريم
در آنجا مردان الهي هست، مشاهده كنيد
مي‌گويند اين شعر، اولين شعري است كه مختومقلي سروده.
2 - شاعر در دوران كودكي ضمن چرانيدن گوسفندان مردم محل، از محضر و مكتب خانه پدرش دولت محمد آزادي كه از روحانيون و عالمان ديني مشهور آن دوره بوده، فيض مي برد و از همان كودكي با مفاهيم اسلامي و قرآن آشنا مي‌شود. به طوري كه شاعر در اين باره گفته است :
دعا قيلسام جبر و جفا اكثر دور
علم او گره‌دن استاد قبلام پدر دور
ترجمه:
اگر دعا كنم جبر و جفا بسيار است
كسي كه اولين بار به من علم آموخت استاد و قبله گاهم پدر بود.
4 - شخصي بنام « بركلي آقا» از اقوام خانم تاج حاللي قاري بود كه من او را از نزديك ديدم و با او هم صحبت شدم. او روايت مي‌كرد: مختومقلي در سفر به هندوستان با تجار و بازرگانان كشورهاي مختلف از جمله با تعدادي از سوداگران اروپايي آشنا مي شود. در آن زمان كشور هندوستان تحت سلطه انگليسي ها بوده است.
5 - مختومقلي با آگاهي از پيشرفت هاي علمي و صنعتي كشورهاي اروپايي، پيش گويي مي‌كند كه روزي اين پيشرفتها در ميان قبايل تركمن نيز رخ خواهد داد و آن را در اشعار خود مي‌آورد كه درك اين اشعار براي چادرنشينان آن دوره بسيار مشكل بوده است.
6 - شاعر در دوران نوجواني با دخترخاله اش بنام «منگلي» در مكتب خانه زادگاهشان درس مي خواند و آنها به تدريج نسبت به هم عشق مي ورزند.
7 - پدر منگلي « مدد پهلوان» و برادرش « بگمراد» نام داشتند. خانواده آنان در منطقه‌اي بنام «آق شور» كه در حوالي «آجي قوشان» قرار داشت، زندگي مي كرد.
8 - مختومقلي و منگلي بدون در نظر گرفتن عقايد افراد خانواده خود، قرار ازدواج مي‌گذارند كه در اين ايام برادران مختومقلي به نامهاي محمد صفا و عبدا... در راه سفر به افغانستان كشته مي شوند.
9 - خانواده منگلي با ازدواج اين دو مخالفت مي‌كنند. پس از آن منگلي را به زور به ازدواج شخصي به نام « شيخم چرپك» در مي آورند.
10 - مختومقلي بعد از سه سال تحصيل در حوزه علميه شير غازي با سرودن شعر« خوش قال گؤزل شيرغازي» (خداحافظ شيرغازي عزيز)، آن محل را به سوي زادگاهش، ايران ترك مي‌كند.
11 - نقل است در زمان مختومقلي روحاني اي به‌نام « زمان ايشان» زندگي مي‌كرد. او روزي با گرفتن رشوه، باعث مرگ تعدادي از تجار شده بود و مختومقلي با شنيدن اين خبر به او گفته است: تو زمان ايشان نيستي، بلكه زمان قصاب هستي.
12 - مختومقلي به همراه مادرش ارازگل و چند تن از بستگان و ديگر افراد طايفه اش اسير مي‌شوند و در زندان مشهد مي ماند. مي‌گويند در آن زندان به پاي اسيران زنجير مي بستند تا مبادا فرار كنند. در ان موقع زندانبان به‌پاي مختومقلي زنجير مي بست، اما همان شب قفل زنجير باز مي شد.
13 - اراز گل از زندان آزاد مي شود. در هنگام آزادي از او مي پرسند كه چه كس ديگري با شما در زندان است تا او را هم آزاد كنيم. ارازگل جواب مي دهد: در اين زندان داماد و پسرم زنداني هستند. اگر ممكن است هر دوي آنها را آزاد كنيد تا با خودم ببرم. رئيس زندان مي‌گويد: فقط يك نفر مي‌تواند آزاد شود، دامادت و يا فرزندت، كدام يكي را ارازگل مي‌گويد: دامادم چوپان و آدم بسيار ساده اي است، او تا به حال به غير از روستايش جاي ديگري را نديده و بدون شك از تنهايي و غصه دق خواهد كرد؛ اما پسرم شاعر و مردي تواناست، او هر جا كه باشد گليم خودش را از آب بيرون خواهد آورد و بعد او با دامادش به زادگاهش برمي گردد.
13 - بنا به روايت تاج حاللي قاري، زبيده خواهر مختومقلي، زني بود لاغر اندام و زرد چهره و سن زيادي هم نداشت. او چادر آبي به سر مي كرد و جامه اي مي پوشيد كه از پشم شتر بافته شده بود. وي زبيده را در 6-7 سالگي ديده بود.
14 - مي‌گويند زنداني شدن مختومقلي با دسيسه و توطئه خان عليخان صورت گرفته است. زيرا او مي‌خواسته است كه مختومقلي بايد از منگلي دور بماند تا او بتواند با خيال راحت منگلي را به عقد پسرش در آورد.
15 - شاعر آخرين دقايق عمرش را در كنار كوه « سونگي داغ» بوده، همانجايي كه مختومقلي بيشتر سالهاي عمرش را در دامنه‌هاي آن سپري كرده است. او در آخرين لحظه هاي عمرش در كنار چشمه « عباساري» مي نشيند و به‌كوهها و طبيعت اطراف خود نگاه مي كند و به‌گذر عمر مي انديشد و سپس در همان محل ديده از جهان فرو مي بندد. مي‌گويند وي قبل از مرگ، در همان موقع شعر «نالار گورينر»(چه ‌ها كه ديده مي‌شود) را مي‌سرايد كه اين اين شعر آخرين شعر شاعر محسوب مي‌شود. بعد دوستان و خويشان مختومقلي جسد وي را سوار بر شتر مي‌كنند و بنا به وصيتش به آق تقاي مي برند و در كنار آرامگاه پدرش دولت محمد آزادي به خاك مي سپارند.

یوکلان : محمد عالم گونش


نوشته شده در تاريخ 17 Jun 2011 توسط امـین محمدی

 دوتار

دوتار چیست؟

نوشته: ع . احمدوف

ترجمه: عبدالحمید حق شناس
...

در خصوص رایج ترین ساز قوم ترکمن یعنی «دوتار» و اینکه چه وقت و بر چه پایه و اساسی بوجود آمده بلحاظ علمی هنوز اطلاعات تاریخی روشنی وجود ندارد. در پاسخ به این سئوال، خوانندگان و نوازندگان روایتی را که نسل اندر نسل حفظ کرده اند تعریف می کنند: اول بار شخص به نام «بابا قاممار» که مهتر اسب حضرت علی (ع) بوده دوتار را ساخته است، این روایت توسط خواننده ی مشهور ترکمن «شوکور باخشی» و نیز فیلسوف یونان باستان افلاطون نقل شده است. روایتی دیگر نیز در تألیف «ب. بلیاف» بنام «ساز ترکمن» آورده شده است. در بین مردم این روایات در حقیقت توسط مردم و در پاسخ به سئوال چکونگی خلق دوتار فراهم آمده است سخن گزافی نخواهد بود. در میان آسیای میانه ساز «دوتار» از اعصار پیشین وجود داشته. این خود به تنهایی گویای حقیقتی انکار ناپذیر می باشد. چنانچه دلایل علمی کافی نیز برای اثبات این ادعّا در دسترس نباشد امّا روایت های نقل شده از افلاطون (٤٢٧-٣٤٧ ق.م) و فیثاغورث در باب خلق دوتار، پایه ی محکمی ایجاد می کند.

سند پایه ای دیگر مربوط به شاعر قرن هجده ترکمن غایب نظر غایبی است که برای استخلاص تعدادی شاعر و نوازنده از مجازات مرگ، در پیشگاه امیر بخارا شعر معروف خود را با مضمون ذیل قرائت کرد:

ساز بیلن صحبتی یامان دییمأنگ لر

آدام حوّا دونیأ ایننده باردیر

ترجمه:« ساز و آواز را منکر نشوید – که قدمتی تا خلق آدم و حوّا دارد»

همانگونه که پیشتر گفتیم تحقیقاتی علمی در خصوص ریشه و مضای تاریخی کلمه ی «دوتار» به نتایج قطعی نرسیده است. چنانچه به ریشه شناسی مردمی «دوتار» رجوع کنیم با دو دیدگاه مواجه می شویم:

دیدگاه اول اعتقاد دارد این کلمه از دو واژۀ فارسی «دو» و «تار» تشکیل شده است. همانند سه تار و چهار تار رایج در نزد اقوام تاجیک و اُزبک. دیدگاه دوم «دوتار» را یک واژه اصیل ترکمنی میداند.

اگر در آن دقیق شویم کلمه ی دوتار در واقع ترکیبی از کلمه ی توت و تار است. در واقع دوتار از چوب درخت توت ساخته شده و به آن تار وصل می شده است. به همین خاطر نیز پیشینیان ما اصطلاح «توت تار» را بر آن نهاده اند که به مرور زمان این اصطلاح در محاورۀ عامّه بصورت دوتار شکل گرفته و ماندگار شده است. آنگونه که نوازندگان یادآوری می کنند و موسیقی دانان به آن معتقد هستند بعد ها تغییراتی در شکل و فرم نت ها در دوتار پدید آمد. دوتار نه تنها در میان مردم ترکمن بلکه در میان ازبک ها، تاجیک ها، قرقیزها و قره قالپاق ها نیز به عنوان ساز ملّی شناخته می شود.

صرفنظر از این که در میان اقوام مختلف تحت اسامی دُومبرا، کوموز، تامبور، چونگـگور و مانند آن از آن یاد شده است. امّآ همه ی این نام ها در واقع از خانواده ی دوتار بوده و با هم، هم خانواده هستند. هر چند در میان ترکمن ها کلمه ی دوتار کاربرد وسیع دارد امّا این تنها نامی نیست که بر آن گذاشته اند. در زبان برخی طایفه و تیره های ترکمن (در گویش طایفه یموت) اصطلاح « تامدیرا» به معنی دوتار مورد استعمال فراوان دارد. کلماتی نظیر «تامدیرا» « تامدیراچی» در واقع مترادف کلمات «دوتار» و «دوتارچی» موجود در زبان ادبی ما هستند.

امّا اصطلاح «تامدیرا» چگونه به وجود آمده است؟ در این خصوص نیز دو دیدگاه وجود دارد: دیدگاه نخست این اصطلاح را اینگونه معنی می کند« چیزی که در تنور پخته شده باشد» تنور را در ترکمنی «تامدیرا» گویند. سازندۀ دوتار قطعه چوب های توت را به منظور ساختن دوتار بریده ابتدا در سایه خوابانده سپس آنرا در بخار و گرمای تنور «تامدیر» خشک می کند. به همین خاطر به دوتار «تامدیرا» گویند. دیدگاه دوم بیانگر صدایی است که از آن بر می خیزد. مردم قزاق و قرقیز به ساز ملّی خود که شبیه دوتار است اصطلاحاً «دومبرا» می گویند. بنظر می رسد این اصطلاح نه برای توضیح چگونگی شکل گیری آن بلکه صرفاً برای توضیح نوع آواز صادر شده از این ابزار بکار رفته است.

دوممور- دوممور، دیم میر- دیم میر

در نتیجه اصطلاح «تامدیرا» نیز که بنظر می رسد از آوای « تیم میر- تیم میر، تام میر- تام میر» صادر شده از دوتار و در روندی مشابه با « دُومبرا» شکل گرفته است با این اصطلاح ریشه مشترکی داشته باشد.

بنظر می رشد از میان این دیدگاه ها، دیدگاه دوم به حقیقت نزدیک تر باشد.

از کتاب: آوای دوتار صدای مردم ماست، نوشته ع. احمدوف، انتشارات ترکمنستان ١٩٨٦
منبع: برگرفته از فصلنامه یاپراق سال پنجم ، شماره ۲۰، زمستان ۱۳۸۱ ویژه نامه موسیقی سنتی ترکمن

محمد عالم " گونش "


نوشته شده در تاريخ 14 Jun 2011 توسط امـین محمدی

آواز و موسیقی ترکمنها

اساساً درباره سازهای موسیقی ترکمن تحقیقات همه جانبه ای صورت نگرفته است . اطلاعات ما درباره نوازندگان وسازو اواز های ترکمنی از سفرنامه های سیاحان روشن میشود که  در اواخرسده ششم واوایل سده هفتم میلادی – اواخر دوره ساسانی – عده ای از نوازندگان سمرقند، بخارا ، کاشغر وتورفان در دربار چین استخدام شدند و نوازنده ترکمن بنام " کوشا یاقو شا " بربط ترکمنی ( باربیوت ، باربیتوس به یونانی و پیپه به چین ) بهمرای به آورد.

موسیقی ترکمنی ، همانند موسیقی سایر ملل که ریشه در عقاید مردم دارد از ذهن مردم و آرزو های آنها الهام میگیرد، نوازنده به زبان ترکمنی درحالت ایستاده :

ایا دوستلاربرادر لار

الیمدان شونقاریم اوشدی

توتای دیسم قولیم یتمز

ایکی باقیم اوزیلیب غاچدی

آمین خدا ، آمین خدا

هو،ها ، هو ( درحالت حلقه زدن )

( درحالت ایستاده )

ای کریم بوباکریم قادر خدا سندن مدد

بارچالارنینگ آته سی آدم حوا سندن مدد

هرنه بولغای کل عالم انبیا سندن مدد

فخرعالم حق حبیبی مصطفی سندن مدد

هو،ها ، هو

ای آلای آلای ، ای آلای آلای

ای گوزیم سنی ای گوزله یار

ای دیلیم سنی ای سوزله یار

ای قلبیم سی ای ایسته یار

آلای آلای آلای

ایسته یور

آی آلای آلای

ایسته یور

هوهاهو

ترجمه :

ایا یاران برادران

مرغ شاهینم زدستم گریخت

دستانم به گرفتن آن قادر نیست

زیرا دوستم ازبدنم گسیخت

خدایا مرا یاری ده

هو، ها ، هو

ای کریم کارساز قادر متعال از تومدد

ای آدم وحوا نیای انبیا از تومدد

ای انبیا هرچه هستی عالم از شماست مدد

ای حبیب فخرجهان محمد مصطفی از تو مدد

دوتار ترکمنی

درادوار گذشته از ابریشم تابیده به جای سیم دوتار استفاده میکردند واز آلات موسیقی ترکمن میتوان از کمانچه ( قجق ) ، نی ( توتیک ) که خود نی به دوقسمت ( داش توتیک ) نی سنگی ودیگری ( قرق توتیک ) نی معمولی میباشد . علاوه برآن ( قووز) زنبورک نیز از وسایل موسیقی ترکمن ها است .

توتیک - نی ترکمنی

تاریخ موسیقی ترکمن نام آوران چون " شوکر بخشی " ، قره دالی گوکلان " ، " یاو بخشی " و" مختوم قلی قارلی " دارد.

ترکمن ها روایت میکنند که قدرت اعجاز دوتار ازیک قشون بیشتر است ، یکبار که برادر ( شوکربخشی ) را خان خیوه به اسارت برده بود ، بخشی توانست با پیروزی برنوازنده دربار، برادرش را ازچنگ خان نجات دهد ویا داستان زندگی " حاجی قولاق " حاکی ازستمی است براین گروه توسط خان ها وبیگ ها رفته است به گونه ای که دستهای نوازنده را خان برد تادیگر نتواند بنوازد ، از لحاظ سبک های مختلف نوازندگی بخشی های ترکمن به گروه های زیر تقسیم می شوند:

چولاق بخشی – متولد تقریباً 150 سال پیش ،

غوربان بخشی – متولد تقریباً 120 سال پیش ،

قارلی بخشی فرزند یول آمان متولد تقریباً 90 سال پیش ،

قره شاهیر بخشی درحدود / 100 سال است که وفات یافته است .

سوپی بخشی ،مامت آنه بخشی ، حدود/ 100 سال پیش تولد یافته است .

پنگ بخشی ، نوربخشی ، جمعه مراد بخشی – در حدود / 90 سال پیش تولد یافته است .

جان جان قجق بخشی ، بابا جان ایشان قجق چی ، در حدود / 90 سال پیش تولد یافته است .

ازلحاظ ترتیب تاریخی بخشی های ترکمن بدین ترتیب اند:

قره شاهیر             جباربخشی

کورقوجالی            پتک بخشی

حال نیاز بخشی       چولاق بخشی

دولت دوردی          قره دالی گوگلان

دوردی بخشی         حان دوردی غجق

ایلک بخشی           بک گلدی

همراه غجق چی      عالی بخشی

کرحان                 نوبت نیاز

ترکمن بخشی

بخشی ها اشعار آواز خود را از شعر شاعران ترکمن چون مختومقلی فراغی ، کمینه ، ملا نفس ، گور اوغلی میگیرند.

موسیقی بزرگ ترکمن را" مقام " میگویند که در حدود 500 مقام ترکمنی وجود دارد که هرکدام سبک و میزان ها خاصی دارد.

مقام های ترکمنی هر کدام از حادثه ای سخن میگویند مثلاً " گوگ دفه مقام " اشاره به منفجر کردن قلعه ترکمن ها توسط روس یا " بال صاید" اشاره به زندگی عاشقانه " صاید همراه " میباشد ، برخی از مقام های ترکمنی عبارتنداز :

1-     قونقر باش

2-     گوگ دفه

3-     اوچرادیم

4-     بال صاید

5-     آت چاپان ،

ذکرخنجروپرخوانی

یکی دیگراز آداب وسنت های ترکمن ها رقص نمایشی ذکر خنجراست که درمراسم مختلف نظیرجشن واعیاد ویاجشن های بزرگ قبیله ای اجرا میشود، درباره ریشه تاریخی این رقص اطلاعات کاملی وجودندارد، گویا این رقص به رقص دراویش صوفیان مربوط بوده ودر بین ترکمن ها نیز مروج آن فرقه نقشبندیه ویکی از یاران وشاگردان بهأ الدین معین " مشرب دالی " بوده است ، برخی از محققان معاصر، رقص خنجر ترکمن را همانند آیین گوات در بلوچستان وآیین زار در خلیج فارس میدانند و این نوع آیین ومراسم را علاج بیماریهای روح ، روانی میدانند و به ویژه آیین پرخوانی ( خواندن زیاد اورا دو حرکات نمایشی دست وپا ) را به " شمن " مرتبط میسازند ، در دورانهایباستانی ، بیماریهای روانی را با نی وساز چاره میکردند وبر بالین بیمار چنگ وتار مینواختند.

امین الله " گلی "

مأخذ : مجله گونش – شماره چهارم 1389 صفحه 20-22

نشرمطالب سایت یگیت با ذکرنام مجاز میباشد


نوشته شده در تاريخ 7 May 2011 توسط امـین محمدی

نماینده گی انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان در ولایت فاریاب ولسوالی چهارگانه اندخوی بااشتراک جمع کثیراز اوستادان وفرهنگیان  روز جمعه  ۱۶ ثور ۱۳۹۰ رسماْ با قطع نوار افتتاح شد.

اوستاد محمد صالح راسخ یلدرم حین قطع نوار

اوستاد محمد صالح راسخ یلدرم حین قطع نوار

کمال خان مسئول انجمن دراندخوی

کمال خان مسئول انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان در اندخوی

فرهنگیان ومتنفذین اهالی مردم اندخوی

اعضای علمی وفرهنگی انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان دراندخوی

انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان اندخوی


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک