X
تبلیغات
یگیت - فرهنگی
آخرین مطالب
پیوندها
پیوندهای روزانه
راز ماندگار مخدومقلی فراغی

مخدومقلی فراغی

مبارزه با ظلم و جور ، بی عدالتی ، حمایت از محرومین و تاكید بر وحدت مسلمانان، راز ماندگاری مخدومقلی فراغی بود. مبارزه با ظلم و بی عدالتی و مكتب دینداری و قرآنی را در مكتب استاد و پدرش شاعر پیشه اش دولت محمدآزادی فرا گرفته است.

مردم روزگار مخدومقلی فراغی ، آرمانهای خود را در آرمانهای وی می دانستند. ایمان مخدومقلی فراغی محكم و الهی بود ، و درون مایه و مضامین اشعارش از اسلام ناب محمدی (ص) سرچشمه می گیرد.

وحدت و تعالی ، پیشرفت مسلمانان ، مبارزه با نظام سلطه و هرگونه ظلم و ستم از آرمانهای فراغی بوده است.مخدومقلی فراغی شاعر وعارف بزرگ تركمن درسال ‏1146 ‏هجری قمری درروستای "حاجی قوشان "گنبدكاووس در خانواده مذهبی به دنیا آمد،‌پدرش "دولت محمد آزادی " و مادرش " ارازگل " نام داشت.‏

مخدومقلی تا پایان عمر در بین تركمن ها زیست و در غم ها و شادی های آنها شریك بود، وی علاوه بر شعر، به آموزش و راهنمایی مردم پرداخت و سر انجام در سن ‏57 ‏سالگی در سال ‏1204 ‏هجری قمری دركنار "چشمه عباساری" در دامنه كوه "سونگی"بدرود حیات گفت. ‏

پیكر او در روستای "آق توقای" شهرستان مرزی مراوه تپه در جوار آرامگاه پدرش به خاك سپرده شده است.اشعار این شاعر بزرگ تركمن كه به زبان های مختلف ترجمه شده، دارای مضامین مذهبی، عرفانی و اجتماعی است.

نشر مطالب سایت یگیت باذکرنام مجاز میباشد

[3 Jun 2012] [2 PM] [امـین محمدی]

صنایع دستی و فعالیتهای تجارتی:

ابزار دست بافت ترکمنان
در نزد ترکمنها اقسام مختلف صنایع دستی از قدیم مروج بوده است. این صنایع بیشتر به طبقه اناث منسوب بوده و بدست آنها تولید میشده است. مثلا پارچه افی و تولید منسوجات نخی و ابریشمی و پشمی، قالین بافی، نمدمالی، گلیم بافی، زردوزی و گلدوزی اکثرا دست زنها انجام میشد. صنعت گلدوزی در ین ترکمنها سنت دیرینه دارد. معمولا یخن، آستین و دامن لباسهای زنانه، عرقچین های بچه گانه و مردانه، دستمال های ملی، چپنها، کلاه ها با گلدوزیهای پرنقش و نگار تزئین میگردید و اکنون نیز این سنتها ادامه دارد. گلدوزی های ترکمنی هنوز نیز جهت زینت دادن پیرهن های زنانه، چپنهای زنانه، کیف های زنانه و غیره مورد استفاده قرار میگیرد. زیبایی صنعتهای کهن ترکمن (مثلا در قالین و گلدوزی) در رنگ آمیزی و ترکیب رنگ های تیره و روشن به نحوی است که گویی از درون آسمان سبز روشن ستاره های درخشانی میدرخشد. در قلم کاری روی نقره و طلا و گاه نقش و نگارهای آب طلاکاری «استا» های ترکمنی انسان را به حیرت می اندازد. این «استا» ها از جواهرات، طلا و نقره : دستبندها، گوشواره ها، گل سینه ها، گلوبندها، انگشترها و سایر زینت آلات زنانه را با کمال هنرمندی و ظرافت تولید مینمایند.


قابل تذکر است که ترکمنها بخصوص در ساختن اسباب و آلات اسب از قبیل: زین، رکاب، و سایر لوازم اسب از قدیم الایام استعداد شایان توجهی داشته اند. اشیای بسیار ظریف و هنرمندانه از اجداد قدیمی ترکمنها از قبیل هونها، یفتلیها، ترکها، اوغوزها و دیگران توسط باستان شناسان یافت شده است که از هنر شگفت این مردم حکایت میکند. اکنون اسباب و آلاتی که از زیر زمین از عصر هونها و دیگر قبایل قدیمی ترک بدست آمده، اکثرا سامان و لوازم اس بوده است.


به هر حال در زمان معاصر یکی از صنایع بسیار معروفی که نام ترکمنها را به جهان شناسانده است و با نام ترکمن عجین گردیده، صنعت قالین بافی و گلیم بافی این مردم است. چون اجداد ترکمنها به حالت صحرانوردی و کوچیگری زندگی داشتند، و برای انها سامان و لوازم ومفروشاتی بکار بود که آنرا به آسانترین طریق از یکجا به جای دیگر انتقال داده بتوانند. بناء آنها از قدیم به بافتن قالین و گلیم مهارت پیدا کرده و هنر خویش را در این پیشه از خود تبارز داده اند. قالین بافی یکی از پیشه های اساسی و صنایع ملی ترکمنها بوده است. بنا ما در اینجا در مورد این صنعت دستی ترکمنها کمی مفصل تر مکث مینماییم:


قالین بافی از هنر های قدیمی خلق ترکمن و یکی از افتخارات ملی و فرهنگی آنان میباشد. صنعت قالین افی ترکمن تاریخچه طولانی دارد. صنعت قالین در ابتدا زاده احتیاج بوده و ه غرض رفع مشکلات بوجود آمده است. اساسا تولید قالین را به اقوام کوچی و سوارکار ترکی مربوط میدانند، زیرا شر در آن زمان محتاج به وسیله ای بود که از یک طرف سبب دفاع از رطوبت و از جانب دیگر موجب رفع گرمی و سردی بوده و گذشته از ان سهل الانتقال باشد. یعنی صورت سریع مورد استعمال قرار گرفته بتواند.از اینرو شرط اساسی تولید قالین را رمه داری و داشتن پشم کافی و مردمی که قالیت بافتن قالین را داشته باشد، میدانند.


اگرچه معلوم نیست که صنعت قالین بافی اولین بار در کدام منطقه و یا محل بوجود آمده و کدام شخص یا قوم در کدام زمان این صنعت را بمیان آورده است، زیرا در باره این صنعت کدام سند قدیمی موثق وجود ندارد. اما اینقدر میتوان گفت که در نتیجه مساعی خسته گی ناپذیر باستان شناسان این حقایق مشخص گردیده که نخستین قالینها در آسیای مرکزی بافته شده است. در اثر همین کوششها بود که در سال 1945 میلادی باستان شناس روسی بنام « رودنکو» در اثر کاوش ها توانست که از کوه های التای در دره پالیاریک در جنوب سایبیریا در نزدیکی شهر «بیجسک» آثار قالین باستانی را کشف کند. این آثار از کاوش پنج مقبره که در انجمله قبر یک شهزاده ترکی نیز شامل بود، و در قرن پنجم قبل از میلاد میزیست، بدست آمد. این پارچه قالین با نقاشیها مزین بوده و ا قالین های امروزی ترکمنها شاهت زیادی دارد و این بیانگر آنست که صنعت قالین بافی در آن عصر نیز انکشاف شایانی نموده بود. بزرگی این پارچه قالین کشف شده دو متر مربع بوده و در هریک متر مربع آن (36000) گره زده شده است. برخی از پارچه های دیگر نیز یافت شده که مروط به سده های 3 ـ 6 میلادی است. این قالینها از شرق ترکستان یافت شده و دارای نقاشی های زیبا بوده، رنگ سرخ و آبی در آن بیشتر کار شده است.


اثار فوق الذکر نشان میدهد که صنعت قالین بافی از زمانه های خیلی قدیم در قسمتهای مرکزی آسیا پیدا شده و بویژه در سده دوازدهم میلادی انکشاف زیاد کرده است، زیرا چراگاه های این منطقه از زمانه های قدیم برای پرورش حیوانات و تولید پشم مساعد بوده است.در یکی از آثار سیاح معروف «مارکوپولو» که در قرن سیزده میلادی میزیست مطالبی در این زمینه دیده میشود. وی در فصل 21 کتاب خود چنین نوشته است: « میدانید در اینجا قالینهای بسیار نفیس و زیبا تهیه میشود که قابل تحسین است.»


اگر بپذیریم که در دوران مارکوپولو در میان ملیت ترکمن چنین قالینهای نفیس و زیا موجود بوده، باید رای فراورده های قالین، تاریخچه طولانی تری که مروط به دوران قبل از میلاد را میتوان تخمین زد. چرا که قالین محصول انبوهی از کار، خلاقیت و هنر نسل های زیاد دختران و زنان وده است.


قالین افی از نسلی به نسلی دیگر و طی قرون متمادی ظرافت هرچه بیشتری ه خود گرفته و متکامل تر شده است. تکامل و رشد تکنیک قالین بافی و مهارت در ترسیم نقش قالین، ظرافت رنگ آمیزی و همچنین قدامت آن قالین را در بین صنایع دستی خلق ترکمن را متمایز نموده است. در قالین و فراورده های آن ویژگی صنعت دکوراسیون مردم ترکمن صورت واضح روشن است و هنرمندانه کار گرفته شده است. در هنر قالین بافی تاریخ خلق ترکمن، ذوق هنری، زیبایی با ظرافت خاص بازتاب یافته است.


قالینهای ترکمنی از زمانه های دورتا به حال توجه محققان و دانشمندان و کلکسیونرهای علاقمند را خود جلب نموده و هنوز هم از شهرت خاصی برخوردار است. در مورد قالین ترکمنی بعد از مارکوپولو هم معلومات زیادی جمع آوری شده است . متأسفانه در اکثر کشور های اروپایی و آسیایی قالین های ترکمنی به نام «قالینهای بخارایی» معرفی شده است. این فکر و نامگذاری نادرست از آنجا ناشی شده که در سده های گذشته سوداگران قالین، قالینهای ترکمنی را برای فروش به بازارهای بخارا (وقتی بخارا مرکز مهم اقتصادی، تجارتی و فرهنگی آسیای میانه بود) میبردند و بخاطریکه این قالین ها را سوداگران از بخارا خریداری میکردند، بناء آنها را بنام « بخارایی» معرفی مینمودند. علت دیگر هم اینست که عده ای از ترکمنها در محدوده قلمرو حاکمیت خانهای بخارا و خیوه زندگی میکردند و به قالین بافی مشغول بودند و فراورده های انها در بازار های بخارا و خیوه به فروش میرسید.


فرآورده های صنعت قالین بافی ترکمن عبارتنداز: قالین، قالینچه، جوال، خورجین، توبره (رای نگهداری لباس و وسایل دیگر از آن استفاده میشد)، پوش زین، بکس و غیره است. با این فرآورده ها شتر، اس ها را تزئین میکردند. از آنها همچنین برای تزئین الاچیقها (قرااویها) و مجالس عروسی استفاده میشد. اشکال مختلف فرآورده های قالین، مربوط به شرایط و مکان و زندگی انسانها بستگی دارد. عموما قالین و فرآورده های آن مربوط دوران عشیره ای و قبیلوی ترکمنها میباشد. لذا در نامگذاری قالینها و فرآورده های آن از اسامی تیره ها و عشایر ترکمنهای ان عهد استفاده میشد. در حال حاضر اکثرا اسامی قالینها و فرآورده های آن از دوران قدیم پابرجا مانده است. از سوی دیگر، اکنون قالینهای ترکمنی از جهت محل تولید نیز نامگذاری شده است، مثلا :قالین مور (مرو)، قالین آقچه ای، اندخویی، دولت آبادی، آلتی بولکی وغیره.


ریالیستی بودن نقش قالینهای ترکمنی از پیدایش تا به حال یکی از ویژه گیهای آن است. در نقش قالینها، دنیای ریالیستی که قالین اف را بخود جلب میکند، نظیر دنیای حیوانات و نباتات و کشتزارها و زمینهای آبیاری شده و امثال آن در شکل و سبک آن نقش اساسی را بازی میکند. در طول قرون متمادی در نقشها و گلها کمی دگرگونی به مشاهده رسیده که این تغییرات در مناطق مختلف متفاوت بوده است. از زمانهای خیلی قدیم، مردم ترکمن در بافت قالین و فرآورده های ان نقشها و گل های ویژه را بکار گرفته اند. این وضعیت در تکامل اشکال، نقش زرگی را ایفا کرده است. اما هرچند که نقش قالینها با همدیگر تفاوتهایی دارند، ولی جدا کردن آنها از همدیگر کار آسانی نیست؛ سبک عمومی همه آنها را خصلت ملی آنها به همدیگر مرتبط میسازد. نقش و نمونه های آنها مکمل یکدیگر است. قالینهایی ابا تصاویر و موضوعات عهد های گذشته نیز وجود دارد. بطور مثال : قالین های مروط به سده هژدهم میلادی پیدا شده که روی آن تصاویر مجالس عروسی و شترهایی که رای کجاوه استفاده میشد، به آدمهای سواره و پیاده نقش کرده شده است. در سالهای گذشته به علت عقبماندگی اقتصادی، آداب و رسوم آن زمان، تهیه قالینهایی با موضوعات و تصاویر ریالیستی در سطح پائین نگهداشته شده و تکامل چندان نداشته است. اما با رشد مناسبات سرمایه داری و با رونق یافتن کار نقاشان و یا همکاری این دو صنف، تهیه قالینهای خوب با موضوعات مشخص و ا تصاویر متنوع دوباره اغاز شد. البته موضوعات و یا تصاویر در قالین ها به شرایط زیست و ساختار سیاسی ـ اجتماعی آن جامعه ای که در آن به قالین بافی مشغول اند، بستگی دارد و به اساس رویدادهای مشخص هر دوره، موضوعات مشخص انتخاب میشود. در حال حاضر حتی پورتریت های شخصیتهای مشهور را نیز به روی قالین ترسیم مینمایند که اعجاب انگیز محسوب میشود.


صنعت قالین که در حال حاضر ماده مهم صادراتی را برای کشور ما تشکیل میدهد، یکی از صنعت های دستی بود که تا به این اواخر در افغانستان منحصر به ترکمنها بود. ولی در سالهای اخیر در ین دیگر ملیتها مثل اوزیکها، هزاره ها، تاجیکها، بلوچها و پشتونها نیز رواج یافته است. بناه اطلاعات مجله (قالین های افغانی و تولیدات قالین» در (9) ولایت شمال کشورما (57) نوع قالین رنگارنگ بافته میشود که قسمت عمده این قالینها توسط ترکمنها بافته میشود.


عشایر و تیره های ترکمنها هر کدام در تولید قالین رنگ هایی را مورد استفاده قرار میدهند؛ مثلا «أرساریها» اکثرا قالینهایی تولید مینمایند که دارای رنگ قرمز تیره بوده و همچنین رنگ های سبز و سرخ و کبود و آبی نیز مورد استعمال است. «تکه ها» بیشتر رنگ قرمز روشن را خوش داشته و این رنگ را در قالین بافی کار میبرند و «یموتها» بیشتر رنگ نارنجی، قهوه ای و طلایی را بکار میگیرند.


تکه ها و ساروقها قالین معروف «مور» را تولید مینمایند که از نگاه جنسیت و کیفیت خود از بهترین قالین های ترکمنی بشمار میروند. در قالینهای «مور» در هر متر مربع 280 ـ 240 هزار گره زده میشود.


صنعت قالین در ابتدا برای استفاده فامیلها و یا قسم تحفه و به اشخاص بافته میشد، و به منظور تجارت تولید نمیگردید. مگر در سده های اخیر قالین به منظور تجارت و بدست آوردن پول بافته میشود. اکنون تقریبا اکثر خانواده های ترکمن از راه بافتن قالین روزگار میگذارند. قالین کشور ما (بویژه قالین ترکمنی) در حال حاضر شهرت جهانی یافته است. این شهرت از جهت کاررد پشم جلادار، جنسیت عالی، سبک خوب ونقش های زیبا، بدست آمده است. در سالهای گذشته درآمد اسعاری صادرات قالین، ده فیصد حجم تمام صادرات مارا تشکیل داده و در مارکیت های (20) کشور به فروش میرسید . اما اکنون حجم تولید قالین و صادرات آن از قبل نیز توسعه کرده و به سرعت ارزش تجارتی کسب کرده است. امروز قالین های کشور ما در مارکیتهای هامبورگ، لندن و برخی کشور های دیگر اروپایی و شرق میانه بفروش میرسد.


در سالهای اخیر ترکمنها به فعالیت های تجارتی نیز توجه جدی مبذول کرده و سهم بسزایی ادا کرده اند. اکنون ترکمنها بطور عمده به تجارت قالین، پوست قره قل، پشم و میوه خشک مشغول اند. چنانکه حد اعظم تجارت اموال یاد شده هم در داخل و هم در خارج اکنون در دست تجار ترکمن قرار داشته و دارد. علاوه بر این ترکمنهایی که در قسمتهای شمالی و شمال شرقی کشور زندگی مینمایند، ه تجارت حوبات روغندار، برنج، شیرین بویه و دیگر اموال نیز میپردازند.


منبع : تاریخ وفرهنگ ترکمنها " راسخ یلدرم"

[21 Jan 2012] [9 AM] [امـین محمدی]

 تشکر نامه ؛ محترم حاجی عبدالنیم " نعیم "

حرمتلى امين محمدى،سلام !

سيزه ير وگوگى يارادان تنگريتعالى دان جان ساغليق واليب باريون أوز اؤلى ايشلارگيزه برك اوستونليكلار دليورين.البته بويله بر عاجز دوستينگيزه حرمت غويب، سيلاب وغؤى عالمانه يازؤ يولانيگيز اؤچون منتدارليك بيلديريورين. دوغريدان هم شعر ويازيجيليق دنياسينه آديم آرديشليق آنگساد ايش دالدور ؛من اوزيمى بويله بر اؤلى علمى وهنرى مقامه ايرشمانه مناسب بلنيميوق.شونده ده ايل گونينك باشيند...ان گچريون غتى غينچيليقلارى،دورميزينگ گورنيكلى عدالتسيزليغى وگيشى ،گيشى غايغي سيندان بيخبروتفاوتسيز غاليشى منينگ معنوى دنيامده برحسرتلى دؤيغى دورديؤر.زيرنجلى فرصتلاريمده ويكه ليك حالتلاريمده گوؤنه گلانينى يازغا گچريب راحتلنيورين.

ايندى منينگ گلجگ ياش نسل لاره بر گنگاشيم بار.بولار اوز علمى وفرهنگى دنيا سينده يأدؤسيزاونگه گيدسه لار.وگچن ادبيات دنياميزينگ يالقيملى يلدوز لارنينگ اؤرنينى بوش غؤيمه جاق بولسه لار.وشول أؤرده فيسبوك آرقلى تانيشان معرفت دنياسى بيلان غزيقلانان يگيتلارميز هر قايسى سى:محمد عالم گونش،محمد امين محمدى،محمد هاشم وليزاده ،رسول راسخ ،محمد قاسم عبادى،چهارى اديب...وباشقه لار.تا اديب بلسه لار دورميزينگ كورنيكلى عالم ويازى جيلارى :حرمتلى استاد عبدالكريم (بهمن) عبدالرحيم (اوراض)،استاد محمد صالح (راسخ)،ياتان يرى ياختى عبدالمجيد (توران)وباشقه لار يانى ؛ دواملى كوششلارى بيلان اؤزلاريندان بويسانجلى ادبى،علمى وتايخى ميراث لار يادگار غؤيسه لار.تا بويله چتراشيقلارى بيلان ايل گونينگ بهبيدلى حيات گچرماگينه فخر لانسه لار. اؤلى حرمتلار بيلان عبدالنعيم جده 9\2\1433
[4 Jan 2012] [9 AM] [امـین محمدی]

 اوزبيك تيلي قنده ي احوالده؟


اجتماعي وعمراني بوليم لرده بجرگن ايش وقيلگن خدمت لري دن هيچ بيركيشي منكربوله آمه يدي.

اوتگن زمانلرده تورك لر(غزنوي لر، بابري لر،تيموري لر، سلجوقي لر، قره خاني لر، يفتلي لر،كوشاني لرو...) قورگن طنطنه لي امپراتورليك لرواولرايجاد ايتگن پارلاق مدنيت لرنه يالغيزاولكه ميز افغانستان بلكه جهان تاريخي نينگ خزينه سي نينگ باي ايتيب واونينگ قلبيده ثبت وبو ملت نينگ علم ، فرهنگ ، سياست وباشقه بوليم لرده باركوچ ، قابليت واوستونليگي برچه گه اثباتلنگن .

     مگربوگونگي شرايط ده افغانستان توركلري اينيقسه اوزبيك لروضعيتيني اچينرلي ديب توشونسه بوله دي ، نيگه كه اوتگن قريب اون ييل آقيميده اوزبيك خلقي فرهنگي، سياسي واقتصادي بوليم لرده ترقياتي وقولگه كيلتيرگن يوتوق لري افغانستان ده يشه يديگان باشقه مليت لرمقياسيده جوده هم آز بوليب وكوزگه كورينرلي بولمه گن ، اوزبيك لر جهان خلق لري ياردمي بيلن اورنه تيلگن شرايطدن كينگ كولم ده استفاده ايته آلمه گن وشونينگ اوچون خلقي ميزنينگ اوشبو مدت ده يعني اوتگن اون ييل جريانيده قولگه كيلتيرگن يوتوق لري دن بيري اوزبيك تيلي نينگ اوچينچي رسمي تيل صفتيده تانيليب ورسميت تاپيشي ديربوهم يالغيز آت بيلن چيكله نيب قالگن ديسه يالغان بولمه يدي كوريليشيچه دولت تمانيدن بو تيل نينگ رواجله نيشي هم دييرلي كوزدن چيتده قاليب، دولت تاماندن بولگن ايش فقط تورتينچي صنف گچه چاپ ايتيلگن درسليك كتاب دير وخلاص بوچاپ ايتيلگن درسليك كتاب هم ساني نهايت آزبولگن شونينگ اوچون هردايم اوزبيك ضيالي لري ومدني تشكيلات لر كوپراق چاپ ايتيلسين ديب شونچه شكايات لري بيلن ساني كوپيمي قيته چاپ ايتيلمه گن مثال صورتده بيرصنفده 4-5جلددن آشه درسليك كتاب بولمه گن هفته ده ايكي ساعت اوقيليشي قيد ايتيليب مذكورساعت لرهم رياضي و دري مضمونلري نينگ ساعت لريدن آلينگن ايدي اما اوزي مستقل حالتده درسليك مفرداتگه كيريتيلمه گن حال بوكه يقينده بومساله حل بولگن ديب ايتيله يپتدي.

       جاري تعليمي ييل نينگ 2آيي اوتگندن كيين هفته ده اوچ ساعت 5صنف گچه اوقيليش بويروغي مكتب لرگه بيريلگن اما 5صنف درسليك كتابي ييتيب كيلمي اصلا خبريوق بوگونلرده 5صنف اوقووچيلري 4صنف كتابيني تكراراوقيديلر45دقيقه ليك درسليك ساعت ده تخته دن يازيب آلسين لرمي ؟ يا ينگي بيريله ياتگن موضوعني اورگنسين لرمي ؟ بوترتيب سيزليك لراوشبو تيلده كوزه تيله ياتگن ليگي ايسه دولت نينگ لوازميده بولگن بيرقطار رسمي لر نينگ قصدي صورتده اعتبارقره تمسليك لريدن دلالت بيريشي ايتيله دي اگردولت برچه تيللرده بير كوزبيلن قره سه ايدي نيگه باشقه تيللردرسليك كتابلري بيلن بيرگه چاپ ايتيليب كيلمه دي بواوزي سوال اما بيزخلق هم عصرلرمحروم ليك وشونچه ينچيلگنليكلر بيلن هلي بيري اويقوده ميز،اوزبيك تيلي اساسي قانونده رسمي بوليشي اوچون ، بوليب اوتگن لويه جرگه ده ايكي كونده نهايه تاپه ياتگن اساسي قانون مذكورتيل رسمي بوليشي گه باشقه قوم لردن ايريم لري تعصب لري اساسيده تيل نينگ رسمي بوليشي هفته لرچوزيلدي .

   حاضرگي دولت هم بيرقنچه تعصبلي انه اوشه شخص لردن تشكيل تاپگن بيردولت دير بيزاگراوزتيليميزگه بها بيرسك واوزكيم ليگيميزني سقلب قاليشني ايسته سك او و بو ديب قره ب تورمسدن تيل نينگ رواجله نيش يوللريني قيديرسك يوق ايمس بلكه كوپ،بويوللردن بيري بوكه ، بيزاولوس گه سوداگرلرآزايمس و مدني تشكيلات لرهم باردولت چاپ ايتگن كتاب لري يوزيدن چاپ ايتيب خلق فرزندلري قوليگه ييتكزيليشي كيره ك بوخصوصده سوداگرلرنينگ ترغيب ايتيش يوللري كوزله نيب وسوداگرلر آرقلي باشقه تيللردرسليك كتابلري ديك بازارگه چيقسه وتيل نينگ رواجله نيشي اوچون خلق اوزقوللريدن كيلگن ايشلرني هم قيله ويرسه بوليب، بولمسچه ايمس . مثال بيلن توي ختم وسنتي مراسملرنينگ چقيريق كارتي ني اوزتيللريده چاپ ايتيش همده شاعرويازووچيلرنينگ اثرلريني توپلم شكلده چاپ ايتيش خرجتيني تولش بيلن تيل كوپ بولمسه هم استه – سيكين رواجلنه ويره دي عين حالده اهالي نينگ اوشبوتيلده خصوصي نشريه لر،راديو وتلويزيون لرقوريليشيني قوللب قوتلب ياردم ايتيش لري گه كته احتياج بار،بويول- يوروق بيلن هم تيل نينگ رواجلنتيريش ممكن .

باشقه تاماندن پارلمانده گي ملت وكيللري آرقه لي تيل نينگ رواجله نيشي گه دولت مسؤول بولگن ليگي گه اساسله نيب باسيم ييتكه زيب سعي وحركت قيليش گه قرارآلينيشي دركار، اوزيميزتلاش قيلمي فقط دولت نينگ تنقيد قيليش بيلن، هيچ بير ييرگه باره آلمه يميزبوانيق بيرمساله بوليب يازيلگن موضوع دن خلاصه چيقارگن حالده اگر اوز تيليميزني يوكسلتيريب ورواجلنتيريش گه كيسكين قراروايشانچيميزبولمسه باره- باره تيليميزوكيمليگيميزيوقاليشي ممكن بونگه بيردولت مسوول ايمس بلكه اوزيميزهم مسؤول حسابله نيب كيلگوسي فرزندلرگه جوابگر بوله ميز.


فارياب عالي اوقوويورتي نينگ اوزبيك تيلي ديپارتمنتي طلبه سي حبيب الله چقماق

[21 Dec 2011] [7 PM] [امـین محمدی]

صنایع دستی قالین بافی  کشور با مشکلات بی سابقه ای روبرو هستند

شماری از قالین بافان افغانستان می گویند که بر عدم حمایت دولت از صنایع دستی قالین بافی و جایگزینی شماری از این ساخته ها با محصولات ماشینی ، آینده این صنایع دستی قالین بافی  را تاریک نشان می دهد.

فن قالین بافی یک هنر ظریف بوده در مناطق ترکمن نشین افغانستان بافته میشود

قالین بافان افغانستان می گویند صنایع دستی قالین بافی افغانستان امروزه در حالت رکود و زوال قرار دارند و اگر از هم اکنون برای حل این مشکل برنامه ای پیش بینی نشود با نابودی این صنایع از بین رفتن بخشی از پایه های اقتصادی کشورباعث خواهد شد.

وزرات تجارت و صنایع با پذیرفتن و جود برخی چالش ها ادعا می کند این وزارت همواره برای حفظ و توسعه صنایع دستی قالین بافی  تلاش کرده است و به همین منظور نمایشگاه های گوناگونی از صنایع دستی  قالین افغانستان در خارج و داخل کشور برگزار کرده است.

قالین بافی یک فن ظریف بوده عمدتاً درشمال مخصوصاً در مناطق ترکمن نشین افغانستان بافته میشود.

اوغوز ترکمن اوغلی

[19 Dec 2011] [9 AM] [امـین محمدی]

محمد صالح معلم بیوقت آرادان چیقدی

بوگون 4 نجی عقرب 1390 ییل ؛ افغانستان ترکمن لارنینگ بیر فرهنگی شخصیت لاریندان بیری حرمتلی استاد محمد صالح معلم بیوقت آرادان چیقدی . انالله واناالیه راجعون .

محمد صالح معلم

[26 Oct 2011] [8 PM] [امـین محمدی]

عبدالمجید توران، شخصیت ملی و فرهنگی ترکمن‌های افغانستان دارفانی را وداع گفت!

با کمال تأسّف و تأثّر خبر در گذشت فعّال فرهنگی و شخصیّت ملّی ترکمنان افغانستان دوست گرامی عبدالمجید توران دوستان خودرا در تمام عرصه دنیا بماتم نشاند. عبدالمجید را در کنفرانسها و سمینارهای “اتّحادیّه ترکمنان دنیا” در پایتخت ترکمنستان مستقل شهر زیبای عشق آباد کراراً ملاقات می کردم. از محقّقیّن و فعالین فرهنگی و شخصیّتهای ترکمنستانی شاید کمتر کسی باشد که او را نشناسد و با شنیدن این خبر ناگوار متأثّر نگردند!. …

قطعاً فقدان او در عرصه فرهنگ و ادبیّات ملّت ترکمنان افعانستان و دنیا تأثیر گذار و امیدواریم جای خالی این شخصیّت مسئول فرهنگی  و مدنی را با ارج نهادن و یادآوری سلوک نیک و خدمات آموزنده آنمرحوم به حضور معنوی او تداوم بخشیم. ما این واقعه ناگوار را ضمن تسلیّت به بازماندگان، خانواده محترم آنمرحوم و تمامی فرهنگدوستان ترکمن، طلب صبر و شکیبائی  مسئلت داریم. یاد و راه آنمرحوم را همواره زنده نگه داریم!…

خواجه نفس نیوز

[11 Sep 2011] [8 AM] [امـین محمدی]

عبدالمجید توران

آوغانیستانلی تورکمنلرینگ گؤرنوکلی ادبیاتچیسی هم ژورنالیستی عبدالمجید " توران " یاغتی دونیأ دن قایتدی !


عبدالمجید " توران " ، شخصیت فرهنگی وملی ترکمن های افغانستان روز شنبه سوم سپتامبر ، برابر با دوازدهم شهریور سال 1390 دار فانی را وداع گفت .

از مرحوم توران بیش از 20 کتاب به زبان ترکمنی به یاد گار مانده است . وی پس سالیان دراز مقاومت در مقابل بیماری قند درسن 51 سالگی درشهر کابل فوت کرد.

عبدالمجید " توران " در دانکشده ی ژورنالیسم کابل تحصیلات عالی خودرا به پایان رسانده بود وسپس در رادیو تلوزیون افغانستان مدیریت بخش ترکمنی آن را برعهده داشت . وی تاآخرین روزهای عمر خود دست از فعالیت های فرهنگی نکشید و در وزارتخانه ی معارف ( آموزش وپرورش افغانستان ) برای تألیف کتابهای ترکمنی برای مدارس این کشور فعالیت میکرد.

مرحوم معاون انجمن فرهنگی ترکمن های افغانستان ومدیرمسؤل مجله گونش بود وتمام عمرش را برای گسترش فرهنگ مردم خود تلاش کرد ودر دشوار ترین ایام مردم وسرزمین خود نوشتن را کنار نگذاشت.

مافقدان این فرهیخته گرانقدر را به خانواده وبازماندگانش وهمچنین به تمامی فرهنگ دوستان تسلیت می گوییم .

یادش گرامی باد !

مرکزمطالعات تورکمن شناسی

[5 Sep 2011] [1 PM] [امـین محمدی]

جنرال عبدالرشید دوستم

پیام تسلیت الحاج ستر جنرال عبدالرشید دوستم رهبر وبنیان گذارحزب جنبش ملی اسلامی افغانستان ورئیس ارکان سرقومندانی اعلی  قوای مسلح کشور

بسم الله الرحمن الرحیم

باتأثروتأسف فروان اطلاع حاصل نمودیم که عبدالمجید " توران " یکی از شخصیت های فرهنگی ویکی از فعالین رادیو تلوزیون ملی افغانستان براثر مریضی که عاید حالش بود داعیۀ اجل را لبیک گفته ورحمت حق پیوسته است .

انّالله وانّا الیه راجعون

مرحوم توران یکی از شخصیت های قلم بدست بود که عمری را صرف خدمت به مردم و وطن نمود، بویژه در رادیو تلوزیون ملی افغانستان در رشد فرهنگی جامعه وفرهنگ ترکتباران کشور استعدادش را به خرج داده وتلاش فروانی کرد، او سویۀ سرشاریکه دربخش فرهنگی داشت تاختم امکان تلاش کرد تا مصدر خدمت شایانی برای مردم وکشورش شود، ودرین بخش کارکردهای قابل ملاحظۀ انجام داده است .

وفات این شخصیت فرهنگی را یک ضایعه بزرگ برای جامعه دانسته جایش را فردوس برین وبرای بازماندگانش صبر جمیل از او تعالی مسئلت میدارم.

الحاج ستر جنرال عبدالرشید دوستم رهبر وبنیان گذارحزب جنبش ملی اسلامی افغانستان ورئیس ارکان سرقومندانی اعلی  قوای مسلح کشور.

حکمت الله قوانچ – تلوزیون آیینه

[5 Sep 2011] [9 AM] [امـین محمدی]

عبدالمجید توران

یاد ونام مجید توران همیشه زنده خواهد بود

امروز خبر تأثر انگیز وفات عبدالمجید توران یکی از فرهنگیان وطن را که شب قبل به عمر 51 سالگی چشم از جهان بست شنیدم.من عبدالمجید توران رااز زمان طفولیت وی میشناختم برای من مانند برادر بود،توران تحصیلات عالی خود را با وجود موجودیت بعضی مشکلات با موفقیت به پایان رسانید.

زمانیکه مصروف تحصیل در دانشکدۀ ژورنالیزم بود همکاری خود را با رادیو و مطبوعات عملا” آغاز کرد، بعداز ختم تصیل خدمت مقدس زیر بیرق را در گارد ریاست جمهوری سپری نمود و بعد در بخش اسناد و ارتباط ریاست جمهوری تا رتبۀ مدیر عمومی کار کرد و در آن وقت هم ارتباطش با فرهنگ بصورت جدی موجود بود، در زمان مهاجرت، توران فعالیتهای فرهنگی خود را با وجود آنکه هیچ گونه امکاناتی در دست نداشت، توسعه بخشید، با احیای انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان و نشر جریده و بعد مجلۀ گونش، وبا تألیف کتابهای متعدد، به زبان و فرهنگ ترکمن خدمات قابل قدر و شایسته انجام داد.

 بعداز عودت به وطن نیز همیشه درین فکر بود چه سان می تواند در عرصۀ فرهنگ بیشتر خدمت کند، باز هم بحیث منشی و معاون انجمن فرهنگی، بحیث متصدی و تهیه کنندۀ مجلۀ گونش، بحیث متصدی برنامۀ زبان ترکمنی در تلویزیون ملی فعالیتهای قابل قدر بیاد ماندنی و خستگی نا پذیردر عرصۀ زبان و فرهنگ ترکمنی انجام داد، در سالهای اخیر در تألیف کتب درسی زبان ترکمنی در چوکات وزارت معارف سهم شایسته داشت،ولی امروز جایش در بین فرهنگیان خالی است، اما یاد مجید توران همیشه زنده خواهد بود. روانش شاد باد!

عبدالرحیم " اوراز"

[3 Sep 2011] [9 PM] [امـین محمدی]

 فروشات قالین درآقچه خوب است

مسوولان اتحادیه قالین در آقچه می گویند: در این ولسوالی بیش از شصت شركت مولد قالین فعالیت دارند كه تولید در شماری از این شركت ها نسبت به گذشته افزایش یافته است.

قالین افغانی

صنعت قالین افغانی كه قدامت و مركزیت آن در ولایات شمال دراصل پیشنه ای ترکمنان  می باشد، به گفته دست اندر كاران این عرصه امروز حدود هفت ملیون انسان را در كشور مصروف كار نموده و منحیث یكی از اقلام بزرگ صادراتی افغانستان از شهرت جهانی برخوردار است.

اكنون به ادعای اسد الله بهرامی ولسوال ولسوالی آقچه تولیدات آن هفتاد درصد بلند رفته است.  ولسوال آقچه می گوید: با بررسی های كه تجاران قالین در آقچه اخیراً انجام داده اند، روشن شده است كه در ولایات شمال و شمال شرقی كشور، سالانه بیش از یك ملیون متر مربع قالین توسط مولدین 9 ولایت تولید می شود.

صابر آغه  یك تن از قالین بافان كه با چهار تن از اعضای فامیلش مصروف بافتن قالین است گفت: قبلاً برای یك متر قالین به ما 800 افغانی مزد می دادند و حالا كه نرخ قالین بلند رفته از 2000  تا 2700 افغانی مزد می دهند.

او می گوید، اگر از ورود فرش های خارجی بیکیفیت  كه با نرخ ارزان به بازار عرضه می شوند جلوگیری صورت گیرد و مردم علاقه مند خریداری قالین های شود، قالین افغانی از این هم بیشتر بازار خوب پیدا می كند.

این بافنده قالین گفت: در سال های قبل فروشات قالین خوب نبود اما اكنون فروش خوب است.

در همین حال مولدین قالین های افغانی، صدور قالین را به كشورهای اروپایی به صورت غیر قانونی از طریق پاكستان مشكل عمده در راه تجارت قالین می دانند. آنها می گویند: اگر این مشكل هم حل شود و مسوولین زمینهء صدور این كالای با ارزش را داخل كشور فراهم سازند كار قالین در داخل كشور از این هم بهتر خواهد شد.


اوغوزترکمن اوغلی

[24 Aug 2011] [10 AM] [امـین محمدی]

معلومات مختصر  درمورد زبان وادبیات ترکمن درافغانستان

آثار ادبی فرهنگی ترکمن در افغانستان در طول سده ها بصورت شفاهی و بسیار کم هم بصورت قلمی بوده ، در قرن 12 خورشیدی آثاری از چاپ قازان، بخارا و لاهور هم بطور پراگنده در اختیار اشخاص باسواد که متاسفانه تعداد آنها هم خیلی محدود بوده قرار گرفته است و بازهم متاسفانه در اثر بعضی عوامل ما امروز نسخه هایی از آنها را در دسترس نداریم.

در کشور ما فقط در دهۀ سی قرن 14 هجری خورشیدی بود که یک فرض عین به توجه و کوشش عابد نظرخان رحمت الله علیه خلیفه صاحب قزیل ایاق و قربان خان رحمت الله علیه خلیفه صاحب قرمقول وبه همکاری مالی مرحوم حاجی ملا خداینظر نشر گردید که اولین مجلد چاپ شدۀ ترکمنی در کشور محسوب میگردد.

دهۀ دموکراسی (1342-1352) را میتوان آغاز فراهم شدن زمینه های معرفی و رشد زبان ترکمنی در افغانستان محسوب کرد. درین دهه بود که اولین شعر ترکمنی در سال 1345 در یکی از جراید غیر دولتی نشر گردید، این پارچه شعری بود از اوراز محمد"فر"

تحت عنوان"بو حالمده اؤلسم گورلر آغلاشر" (درین حالت اگر بمیرم مقبره ها خواهند گریست). وبعدازان در سالهای 1346-47 و 48 هم چند پارچه شعر از "فر" و از مولانا دولت فدایی در جراید غیر دولتی وقت نشر گرد ید.

در سال 1350 خورشیدی بود که بنابر کوشش وکلای ترکمن و اوز بیک در پارلمان وقت در رأس محترم عبدالکریم مخدوم خلیفه صاحب قزیل ایاق که دران وقت وکیل مردم شبرغان در ولسی جرگه بودند، حکومت وقت حاضر شد تا یک برنامۀ 45 دقیقه یی را

در رادیوافغانستان به زبانهای ترکمن و اوزبیک اجازۀ نشر بدهد. که در 11 میزان 1350 به نشرات آغاز کرد. 

من در آنوقت در سال اول پولیتخنیک کابل مصروف تحصیل بودم ، بنابر خواهش وکیل صاحبان عبدالکریم مخدوم و قاری عبدالله مرحوم که آنوقت وکیل ولسوالی شور دپه درولسی جرگه بود و مرحوم عبدالقادر سونمز(اولین تحصیل کردۀ لیسانس ترکمنهای کشور

در بخش ملکی) بتاریخ 9 میزان 1350 خورشیدی در رادیو افغانستان به دفتر برنامه های محلی (آنوقت به همین نام یاد می شد) رفتم

فهرست اولین برنامۀ اوزبیکی ترکمنی راکه بخاطر نشر در تاریخ 11 میزان آنسال ترتیب شده بود، ملاحظه کردم ودران یک مطلب

3 دقیقه ای بزبان ترکمنی که محترم عزیز عمر خوانده بود و یک پارچه آهنگ ترکمنی به آواز مرحوم آغامحمد بخشی ثبت شده بود

من به عنوان اعتراض بر ترکیب مطالب ثبت شده در برنامه از کار درآن ابا ورزیدم .

در هر صورت اولین برنامۀ مشترک اوزبیکی و ترکمنی بتاریخ 11 میزان 1350 خورشیدی از رادیوی دولتی وقت به نشرات خود آغاز کرد که خود آغازی بود به اینکه قدم های بعدی در انکشاف زبان ترکمنی در کشور برداشته شود.

قابل یاد آوری میدانم که قبل از آن در رادیو افغانستان فقط 5 پارچه آهنگ به آواز مرحوم احمد بخشی ( یکی از بهترین هنرمندان 

ترکمن در افغانستان) و 2 پارچه آهنگ به صدای مرحوم آغا محمد بخشی ثبت شده و در آرشیف موجود بود.

روز 13 میزان آنسال باز هم وکلای ترکمن در ولسی جرگۀ وقت مرا با خود به رادیو افغانستان برده و خواستند که بخش ترکمنی 

برنامه را گردانندگی کنم، ومن این مسؤلیت را پذیرفته اغاز بکار کردم، ولی مشکلات زیاد بود یعنی افرادیکه بزبان ترکمنی مطلبی 

بنویسد، اخبار و سایر مطالب معلوماتی مورد ضرورت برنامه را از دری ویا پشتو به ترکمنی برگردان کند یا نبود ویا بسیار کم بود

در آرشیف رادیو افغانستان فقط هفت پارچه آهنگ آنهم به صدای دونفر وجود داشت و ما در برنامه حد اقل هر روز دو یا سه آهنگ

ترکمنی ضرورت داشتیم، ولی من وهمکارانم هیچگاهی تحت تأثیر این مشکلات نرفتیم، با همکاری وکمک وکیل صاحبان و بعضی 

اشخاص روشن، درهر جای افغانستان که هنر مند ترکمن موجود بود به کابل دعوت کردیم، ودر یک خانۀ کرایی که نامش را

"ترکمن اؤیی" ( خانۀ ترکمن) گذاشته بودیم هنرمندان را جمع و بعداز تمرین آهنگهای شانرا در ستدیوهای رادیو افغانستان ثبت کردیم

هنر مندان: محمد سروربغشی ، چاری بغشی، شاهمردانقل بغشی، آننه بغشی، بگلی بغشی ،آننه دوردی بغشی، یغمور بغشی و شهید

عبدالمنان از اولین کسانی بودند که آهنگ های شان ثبت ونشر گردی

با آغاز این برنامه که ازساعت 6 الی 6 و 45 دقیقۀ عصر همه روزه از طریق امواج رادیو افغانستان نشر می شد ، واقعا"

مردمان اوزبیک و ترکمن کشور، با وجود کمی وقت آن خیلی خوشحال بودند ، در مدت نشر برنامه همه در برابر رادیو های خویش

می نشستند و با علاقه مندی آنرا می شنیدند، با وجود موجودیت کمبود ها در انتقال مراسلات پست ، روزانه 40 تا 70 نامه تنها به بخش ترکمنی برنامه میرسید.مردم باعلاقمندی آهنگ فرمایش میدادند، سوالات مختلف در زمینه های مختلف طرح میکردند، مطالب

برای نشر در برنامه می فرستادند و خصوصا" شاعران ما که تا آنوقت سروده های شانرا فقط 3یا 4 تن از دوستان شان می توانستند

بشنوند، آنهم فقط اززبان خود شان ، امکانات بدست آورده بودندکه اشعار وسروده های شان به سمع همه برسد، بدین ترتیب آنها بیشتر می نوشتند و می سرودند، حال داشتند امیدوار میشدند که آثار وایجادیات شان محکوم به پوسیدن در کنج

تاقچۀ خانۀ شان نخواهد بود.

درین برنامه محترمان احمداؤزگین، استاد خدایقل اینق،

محمد امان اوراز ، عبدالرحمن صحبت، محمد ظاهر غتی باش و عبدالحکیم دولت آبادی بامن همکاری میکردند که محترم استاد خدایقل اینق فعلا" استاد در پوهنتون جوزجان و محترم عبدالرحمن صحبت فعلا" هم در تلویزیون ملی وهم مسؤل جریدۀ وطنداران ترکمن مصروف کار های فرهنگی و مطبوعاتی هستند.

درین برنامه باوجود کمی وقت آن در همۀ جوانب و عرصه های زندگی مردم بخش های مشخصی گنجانیده شده بود

برنامۀ های،موعظه های دینی ، زندگی خانواده، زراعت ومالداری، اقتصادو تجارت، ادبیات و فرهنگ ، فولکلور، اطفال و جوانان، دیالوک ها و پارچه های تمثیلی، زن و زندگی وصحت شامل بود.

ولی عمر این نشرات کوتاه بود و فقط توانست 2 سال و 11 ماه و 20 روز ادامه داشته باشد، با آنهم برنامه تحرک بسیار 

جدی و موثر برای رشد فرهنگی ما بود.

دوستان بسیار عزیز نوشتن این مختصر برای فعلا" مشکل بود چون در خارج از کشور هستم اسناد و مدارک لازم 

در دسترس من نیست، با آنهم چون به دوستان وعده داده بودم نوشتم و تکمیل این نبشته و معلومات سالهای بعدازآنرا

میگذاریم برای بعد، همچنان اگر مطالبی درین مختصر ثبت نشده باشد هم بعدا"تکمیل خواهد شد ، امیدوارم این نبشته

سایر دوستان را هم که درین زمینه معلومات دارند تشویق کند تا با همکاری هم در آینده بتوانیم معلومات جامع ومکملی را

تهیه و به دسترس علاقمندان قرار دهیم.

با عرض حرمت

عبدالرحیم اوراز

[10 Aug 2011] [3 PM] [امـین محمدی]
 مختومقلی از دیدگاه بزرگان علم و ادب

ناظم حکمت ادیب ترکیه ای در شان مخدوم قلی می نویسد:"من از آثار استاد مخدوم قلی درسهایی آموختم که هرگز نمیشود بر آن بها تعیین کرد.به زبان و به خاطر آزادی و سربلندی ملت خود شعر سرودن و مبارزه کردن را از استاد فراغی آموختم".

پروفسور"نووچنکو":"من تا کنون شاعری چنین خلاق و بی نظیر و دارای آثار پرمحتوا و موثر و واقعی ندیدم. شایسته اس...
ت او را در سطح وسیع به مردم کلیه جمهوریها شناساند".

ملا نفس،شاعر و نویسنده ی شهیر ترکمن(خالق منظومه ی"زهره-طاهر"):ای فراغی! کجاست آن سخنان شیرین و عسل مانند تو،تا اینکه نظیر عسل که زنبورها را به جنب و جوش می اندازد،انسانها را به تحریک وادارد و از خواب غفلت،بیدار و آگاه سازد.ای فراغی!کجاست آن آب حیات بخش(شعر)تو،تا کالبد نیمه مرده ی انسانها را حیات تازه بخشد".

آ.وامبری:"اشعار مخدومقلی دارای جنبه ی خاصی است به این معنی که نمونه ی کاملی از لهجه خاص ترکمنی را به دست می دهد.در ثانی،در نوشته های او یک قاعده و نظم محکمی وجود دارد که در سایر آثار ادبی به ندرت یافت می شود".

پروفسور برتلس:"مخدومقلی مانند جام جم است.چرا که او آیینه ی نمایان ادبیات ترکمن و تجلی احساسات و ادراکات یک ملت است.او گوهر گران قیمت و نگین انگشترینی است که نور و شعله اش چشم هر بیننده ای را خیره می کند".

بارتولد:"از میان ترکها، این تنها ترکمنها هستند که شاعر ملی چون مخدومقلی را دارند".

الکساندرخودزکو: "اشعاری که از او بجای مانده،نشانه ایست از خلاقیت آن ابر مرد".

ماتی کوسایف:"ادبیات ما قبل از این شاعر،هیچ شاعر دیگری به خود ندیده و هیچ شاعری به اندازه ی فراغی ادبیات ما را به اوج نرسانده است.او در مردمی کردن ادبیات ترکمن سهم فراوانی داشته است".

رسول حمزایف(شاعر داغستان):"من با ترجمه کردن اشعار مخدومقلی به زبان خودم،وجود چنین شخصیت بزرگ فرهنگی-ادبی را در عالم شعر،در میان ترکمن ها ثابت کردم".

بردی کربابایف:"او با اشعار و سخنان دلنشین و جذاب،عصر و آینده ی ترکمن را سربلند کرده است".
 
Arne Goli
[7 Aug 2011] [9 PM] [امـین محمدی]

دیوان مخدوم قلی فراغی

مختومقلي فراغي، حکيم تيليم‌ خان و فرهنگ مشترک

مدتها بود به دنبال فرصتي بودم تا ديوان حضرت مختومقلي[۱], شاعر بزرگ ترکمن, را که سال ۸۶ در نمايشگاه کتاب تهران از غرفه انتشارات مختومقلي فراغي گرگان تهيه کرده بودم مطالعه نمايم. تا اينکه در مهرماه ۸۷ فرصت مسافرتي ايجاد شد تا در سواحل زيباي درياي خزر و ديار مختومقلي تفألي براين ديوان محترم بزنم. تفأل از آن جهت که امکان مطالعه عميق آن ديوان پربار در چند روز ميسر نمي باشد.
اولين چيزي که با ديدن درياي خزر توجه مرا جلب نمود، نام آن و اهميتي که اين دريا براي جهان ترک دارد بود. گذشته از نام دريا که برگرفته از نام قوم ترک خزر مي باشد، اين دريا دنياي ترک و فرهنگ آن را به دو قسمت شرقي و غربي نيز تقسيم مي کند. چنانچه روايت قهرمان اساطيري ترکها، کوراوغلو، به دو روايت شرق و غرب درياي خزر نقل شده است .


(در روايت غربي به نام کوراوغلو و در روايت شرقي به نام گوراوغلو معروف مي باشد)[۲]. از پنج کشور حاشيه اين دريا ۳ کشور داراي زبان رسمي ترکي(آذربايجان، ترکمنستان، قزاقستان) و در دو کشور ديگر (ايران و روسيه) در حاشيه اين دريا ترکها و ترکمنها زندگي مي�کنند. و نيز در سواحل غيرترک نشين ايراني اين دريا نيز به نامهايي نظير خزرآباد، چيلک، کلاچاي و � که منشأ ترکي دارند برخورد مي نماييم.
با مطالعه ديوان مختومقلي، گويي ديوان تيليم خان را مطالعه مي کنيم: حکمت ها، پندها، جهان بيني و از همه مهم تر ارادت هر دو شاعر به امام علي عليه السلام.

مختومقلي:

قادر جبار سندن ديلاگيم کاندر

سن مني نامرده محتاج ائيله مه

ساغ گؤزوم سول گؤزه محتاج ائيله مه(ص ۵۲۰ و ۵۲۱)

تيليم خان:

باريلاها بودور سندن ديلگيم

اؤزويدن اؤزگه يه محتاج ائيله مه


بو گؤزو او گؤزه محتاج ائيله مه(حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقلي:

نامرد کؤفريسيندن اولسام گئچمزمن

کروان بولسام حلال ايشدن قاچمازمن

تيليم خان:

نامرد کؤرپوسوندن گئچمه, گير سئله

اگر پوْلدان گئچمک يوٍز آساند اوْلا(حکيم تيليم خان ديواني ۱ ينجي جيلد-ص۸۲)

و بو بيتي شاه اسماعيل خطائي له ده توتوشدورماق اولار:

شاه اسماعيل خطائي:

گئچمه نامرد کؤپروسوندن قوي آپارسين سئل سني

ياتما توٍلکو کؤلگه سينده قوي يئسين آسلان سني

مختومقلي:

بلبلم آه و زار چکيب

تازه گلزاردن آيريلديم

گؤزدن قانلي ياشيم تؤکوب

اول سوار ياردان آيريلديم( ديوان مختومقلي ص۲۱۱)

تيليم خان:

بوٍلبول تک افغان ائيلرم

من او گوٍلزاردن آيريلديم

اؤلدورور بو غملر مني

اوْ ماه روخساردان آيريلديم (تيليم خان ۱ ص ۱۹۵)

مختومقولو:

اون ايکي امام بيري بيريندن سرور

يئدي ولي ياران دوتوب مددبر

مشهد قارا بابايا شيث پيغمبر

حسن حسين شاه-مردان شفا بر(ص ۹۸)

تيليم خان:

حسن و حسين دير چشميم چراغي

حضرت محمد ميندي بوراقي

آغام علي کوثر اوٍستونده ساقي

معراجين يولونا روان دييه رلر(حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

قرداش و آتا آنامدان

آيريله شيب دوغانيمدان

جدا دوشوب ائل يوردومدان

مسافر ائيلادينگ مني(ص ۱۰۶)

تيليم خان:

ازليندن اؤز ائليمده دورماديم

اؤز ائليمين من قدريني بيلمه ديم

آيدان ايلدن نازلي ياري گؤرمه ديم

قورخوم بودور حسرت گئدم گورا من(حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

اللي مينگ ييل دوران سوران بني جان

دونيادا قالمادي بيربه بير گئتدي

يوز ييگيرمي قرن فرزند گتيره ن

آدم حوا بيله سربه سر گئتدي

تيليم خان:

چرخ-ي گردون بير حقه باز فلک دير

هئچ کيمينن سازيگاري اولمادي

چوخ کيشي لر گلدي گئتدي دونيادان

چوخ کيمسه لر ايشين باشا وارمادي (حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

اي يارانلار مسلمانلار

گورينگ بو حکم-داوري

که مسجدده اولتورميشدي

بير گون مرتضي علي(ص ۱۴۹)

تيليم خان:

قبول اولسون مومنلرين ديلگي

آغام علي او مردلرين کؤمگي

حسن حسين يئر و گؤگون ديرگي

گؤيلوم ايستر زين العباني گؤرم (حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

منم دئيه ن قوچ ايگيده

بير مناسب يار گرکدير

عرب آت يوولي ييگيده

آلماز ذوالفقار گرکدير(ص ۱۷۶)

تيليم خان:

تيليم, شاگيردليکدن وورماگينان دم

چوْخلاري لاف ائدر کي: من اوستادم

کلب اوْلوب قاپيدان گؤتورمه قدم

اوستاد علي کيمي شير- نر گرک(حکيم تيليم خان ديواني۱ ص۴۵)

مختومقولو(جيغالي):

کونگلار کوشکينده خيالينگ خاني

اولاد-هنکاره منگزار حکملي

عاشق چکر نالاني

ياسه سالار لالاني(ص ۱۹۴)

تيليم خان:

صحيفة عشقين درسين آلانلار

ختم ائدر بير به بير آياسين گؤزلر

عاشيق آياسين گؤزلر

اوْخور آياسين گؤزلر(تيليم خان ص۲۱۴)

مختومقولو:

منگلي خانم قولون ديشلاب

بيزدن که اويات ايلايور(ص ۲۰۳)

يا

منگلي جانه اوت سالار

اووي جسميمده قالار

مختومقولو اويالار

منينگ صاحب جماليم(ص ۲۴۶)

تيليم خان:

داد آغالار ياردان اؤترو

بي قرارام موٍسلمانلار!

صاباح- صاباح يوْللار اوٍسته-

اينتيظارام موٍسلمانلار!(تيليم خان۱ ص ۱۷۵)

مختومقولو:

اي يارانلار مسلمانلار

جبرده بولمه لي اولدي

نئچه زحمت چکن جانلار

جفاني گورمه لي اولدي(ص ۲۳۰)

تيليم خان:

گؤيول نئجه آغلامازسن

جانانيم گئتمه لي اوْلدو

دان يئلي نامه گتيرمز

غوربته يئتمه لي اوْلدو(تيليم خان۱ص۲۰۶)

مختومقولو:

آدم اوغلو آواره دور عاصي دور

بير سوز دئسنگ ياخشي اره بسيدور

آلقيشي کوب آلسانگ ايشينگ اونگ بولار(ص ۳۱۵)

تيليم خان:

آدام اوْغلو جبري, گلمز حئسابا

ميراثخورلار اوٍچون دوٍشر عذابا

حريص لر بايقودور, دوٍنيا خارابا

بايقو اوچوب گئدر ويرانا قالار(تيليم خان۱ ص۱۰۸)

جيحون بيله بحر-خزر آراسي

چول اوستوندن اوسر يئلي تورکمنينگ

گل غنچه سي قره گوزيم قره سي

قره داغدان اينر سئلي تورکمنينگ(ص ۲۲۵)

از اين نمونه اشعار مي توان در دوانين مختومقلي و تيليم خان به وفور يافت که شباهت هاي زيادي در مضمون و لغات دارند. طبق الگوهاي شعري آشيق ها، در اشعار مختومقلي �دئييشمه�هاي وي با دولت محمد آزادي را مي توان با دئييشمه هاي تيليم خان و آوالي غيبعلي، مباحثه زمين و آسمان و �مباحثه مؤو و قويون� اشعار به صورت سوال-جواب در شعر تيليم خان تطبيق نمود. البته در ادبيات ترکي دئييشمه (مشاعره) جايگاه خاص خود را دارد مانند: دئييشمه هاي �خسته قاسيم و لزگي احمد, �دده يادگار و آشيق رضا بهاري� و �.

با مقايسه اشعار حکيم تيليم خان و مختومقلي فراغي اگر نتوانيم اثبات کنيم که تيليم خان اشعار مختومقلي را مطالعه نموده و بر آنها نظيره نوشته است، به طور قطع مي توانيم بگوييم که هر دو از يک فرهنگ مشترک متأثر گشته اند. يکي از محققان معاصر در اين مورد مينويسد: � رد پاي سه شاعر بزرگ ترک در شعر تيليمخان ديده ميشود. اين سه شاعر عبارتند از يوسف خاص حاجب سراينده منظومه قوتادغو بيليگ، خواجه احمد يسوي و سيد عمادالدين نسيمي. مختومقلي رگههايي از عرفان و سوز يسوي را در خود دارد اما شعر تيليمخان و خستهقاسم بيشتر برشي از زندگي مردمان عادي هستند که به مقتضاي جواني گناه ميکنند و عاشق ميشوند و سپس تائب و رستگار ميگردند، غرور جواني و ضعف پيري و بعد از آن مسئله مرگ و پرسش نکير منکر، اگر چه از نظر کمي ادامه خواجه احمد يسوي است و ليکن ديگر شهود عرفاني در وي راه ندارد. البته اين مسئله طبيعي است چرا که چند قرن قبل از تيليمخان و خستهقاسم شعر عرفاني از شرق رفته بود و ديگر در شعر فارسي هم از شعر عرفاني به آن معنا که در عطار و مولانا وجود دارد خبري نبود.� (يادنامه حکيم تيليم خان صص ۹۶-۹۰- مقاله سيبي ميان دو آينه-سيد حيدر بيات)

تيليم خان در اشعار خود به تورکمن و تورکمان بودن خود اشاره نموده و اصالت خود را تورکمن يا تورکمان مي�داند:

تيليم خان اصلي تورکمانام

حق گوناهدان ائيله سين بوش

يا:

بو تورکمن تيليمين غوغالي باشين

آخير سالار مين بلايه گؤزلرين

هر چند بنا بر نظر مرحوم پروفسورمحمدتقي زهتابي ملت تورکمن غير از تورکماني است که تيليم خان خود را منسوب به آن مي داند و تورکماني که تيليم خان از آن ياد مي کند طايفه اي از ترکها بوده و امروزه در مناطقي نظير شهر کرکوک عراق نيز زندگي مي کنند و زبانشان ترکي آذربايجاني است در حالي که ترکمن ها در کشور جمهوري ترکمنستان و مناطق و استانهاي خراسان شمالي و گلستان ايران(ترکمن صحرا) زندگي مي کنند.

نکته جالب ديگري که تيليم خان و مختومقلي را به هم نزديک مي کند اين است که در ايران مناطقي به نام اين دو بزرگوار نامگذاري شده اند: تيليم خان نام دهي است در دهستان آتش بيک منطقه نظرکهريزي مابين شهرهاي مراغه و هشترود(سرسکند) آذربايجان و همچنين نام گردنه اي در نزديک روستاي مرغئي ساوه (مابين روستاي سنگک و ييلاق آسگين اوباسي) و مختومقلي نام بندري است در شرقي ترين ساحل درياي خزر در خاک ايران، درست نقطه قرينه شهر آستارا در ساحل غربي دريا. همچنين مردم ترکمن همه ساله در هفته آخر ارديبهشت ماه در آق توقاي ترکمن صحرا به احترام مختومقلي گردهم مي آ يند و مردم آذربايجان نيز همه ساله در آخرين جمعه تيرماه در مراغه(مرغئي) ساوه به احترام تيليم خان مراسم برگزار مي نمايند.

استاد اسدالله رحيمي مرداني محقق شيرازي از ديار مأذون قشقايي در سخنراني خود در پنجمين مراسم حکيم تيليم خان در روستاي مرغئي ساوه در تاريخ ۲۶/۴/۸۷ چهره مردم مرغئي را مانند ترکمن ها و لهجه آنان را شبيه ترکان قشقايي دانست. دکتر آراز محد سارلي در عنوان مقدمه ديوان مختومقلي مي نويسد: مختومقلي فراغي متفکر بزرگ ايران و توران.

با توجه به مطالب عنوان شده و اينکه اشعار شعرايي مانند خسته قاسيم، شاه اسماعيل خطائي، دوخارخانلي عباس, مأذون قشقايي و �. همانند تيليم خان در مناطق قم و ساوه و همدان و اراک و .. گستردگي دارند، مسأله محيط فرهنگي مشترک وجهه ملموس تري به خود مي گيرد. تا جاييکه آشيقهاي مناطق ساوه و همدان در ساليان قبل براي زيارت مزار خسته قاسيم به تيکمه داش مي رفته اند. (مجله وارليق-تهران-شماره هاي ۷۷و۷۸-مهرو آبانماه ۱۳۶۴-ص۴۶).

به نظر بنده مي توان ادبيات منظوم ترکان ايران را با نمايندگان ذيل که تشکيل مربعي را ميدهند در نظر گرفت:

مختومقلي فراغي، خسته قاسيم، حکيم تيليم خان و مأذون قشقايي. البته با افزودن نامهاي بزرگي چون شاه اسماعيل خطايي، آشيق رضا بهاري، حسن اوغلو اسفرايني، استاد شهريار, دهقان ساماني و � ميتوان مربع را به مخمس و مسدس و � تبديل نمود.

�-

[۱] � ديوان مختومقلي به کوشش اراز محمد سارلي- انتشارات موسسه فرهنگي و انتشاراتي مختومقلي فراغي-گرگان ۱۳۸۶

[۲] � ماهنامه بايرام زنجان شماره ۱۵-شهريور۸۷


منابع:

۱- ديوان مختومقلي به کوشش آراز محمد سارلي- انتشارات موسسه فرهنگي و انتشاراتي مختومقلي فراغي- گرگان ۱۳۸۶

۲- حکيم تيليم خان ديواني- بيرينجي جيلد- توپلايان: اسدالله اميري-انتشارات نويد اسلام- قم- ۱۳۸۶

۳- تيليم خان حياتي و ياراديجيليغي-دوکتور م ت زهتابي و دوکتور علي کمالي- نشر اختر- تبريز- ۱۳۸۲

۴- يادنامه حکيم تيليم خان- حاضيرلايان: اسدالله اميري- انتشارات نويد اسلام- قم- ۱۳۸۷

۵- مجله وارليق- تهران

۶- ماهنامه بايرام-ساي ۱۵-زنجان

ديوان عاشيق رضا بهاري- انتشارات مکنون-گردآورندگان: جواد نوري و سعيد جليلي هنرمند- شهر بهار

اسدالله اميري

همدان-۱۳۸۶

Qaynaq

Gunayturkestan

[19 Jun 2011] [5 PM] [امـین محمدی]

دیوان مخدوم قلی فراغی

 مختومقلي به روايت مرحوم << قره ايشان >>
قره ايشان، يكي از نبيره‌هاي مختومقلي مي‌باشد كه وي در هنگام حيات اطلاعات خوبي در خصوص زندگاني مختومقلي در حافظه داشت. بدين جهت وي را كه گرچه سواد آنچناني نداشت، تاريخ متحرك مختومقلي و قوم گركز مي‌ناميدند. وي از دوران كودكي به زندگي و مبارزات مختومقلي علاقمند شده بود و براي جمع آوري و كسب اطلاعات...
در اين مورد، نزد خويشان و همه كساني كه در نقاط مختلف تركمن صحرا بودند، كه به‌نوعي از زندگاني مختومقلي اطلاعاتي داشتند، مي‌رفت و با آنان هم‌صحبت مي‌شد.
قره ايشان، شخصيتي متين و آرامي داشت. اطلاعاتش جالب و شنيدني بود، هر چند ممكن است برخي از اطلاعات وي واقعيت تاريخي هم نداشته باشد، اما اين اطلاعات كه نقل قول ديگران بود، در نوع خود جالب و شنيدني بود. من حدود 40 سال پيش وي را در گرگان ديدم و گفتگويي انجام شد كه در اين فرصت خلاصه آن گفتگو تقديم خوانندگان مي‌شود. وي نقل مي‌كند :
1 - حدود 50 سال پيش در ميان تيره گركز، زني به نام «تاجيم بي‌بي» زندگي مي‌كرد كه وي درباره زندگي و مبارزات مختومقلي اطلاعات زيادي داشت. تاجيم بي‌بي و تمام ريش سفيدان قبيله گركز، حرفها و دانسته‌هاي خود راجع به‌مختومقلي را از قول زني به‌نام «تاج حاللي قارّي» بيان مي‌‌كردند. اين زن در زمان كودكي، زبيده خواهر مختومقلي را به‌چشم خود ديده بود و از آن طريق اطلاعات زيادي راجع به‌شاعر به‌دست آورده و آنرا در بين مردم بازگو كرده بود. مي‌توان گفت كه اطلاعات آن زن زير بناي تمام دانسته‌هاي مردم اين منطقه در مورد مختومقلي است. بنا به‌روايت خانم تاج حاللي قاري، مختومقلي در روستاي آجي قوشان در شرق گنبد قابوس به‌دنيا آمده است. اين خانم گفته است: هنگامي كه دختري 9 ساله بوده، در آبادي آنان مراسم جشن و شادي برپا مي شود و تمام افراد محل از صبح زود به محل برگزاري جشن مي روند. خانواده مختومقلي هم به همراه مردم به‌آن محل مي‌روند. قاري ملا (پدر مختومقلي)، موقع رفتن به آن جشن، مختومقلي را كه نوجواني بوده، از خواب بيدار نمي‌كند و او در خانه تنها مي‌ماند. مختومقلي خواب مي بيند و در آن هنگام وحشت زده از خواب بيدار مي‌شود و بعد به‌طرف محلي كه جشن برقرار بوده، نزد پدرش مي‌دود. وقتي كه به آن محل مي رسد، دهانش كف كرده بود و عرق از سر و رويش سرازير مي‌شده و از ترس رنگش پريده بود. وي در آن هنگام سعي مي‌كرد حرف بزند، اما زبانش بند آمده بود. پدرش قاري ملا ( دولت محمد) به سويش مي آيد و با نگراني از حالش خبر مي‌گيرد. آنگاه مختومقلي پس از مدتي، آرامش خود را باز مي يابد و آنچه را كه در خواب ديده بود، در قالب شعري براي پدرش و ديگران اينگونه بيان مي‌كند :
برگيجه ياتيرديم تونينگ يارينده
بير تورت آتلي گليب تور غيل ديدي لر
خبريمز بار سنگا فرصت جاينده
شول يرده أرلر بار گورگيل ديدي لر...
ترجمه:
شبي خوابيده بودم كه در نيمه‌هاي شب
چهار سوار آمدند و گفتند: برخيز زجا
ما در فرصت مناسب، برايتان خبري داريم
در آنجا مردان الهي هست، مشاهده كنيد
مي‌گويند اين شعر، اولين شعري است كه مختومقلي سروده.
2 - شاعر در دوران كودكي ضمن چرانيدن گوسفندان مردم محل، از محضر و مكتب خانه پدرش دولت محمد آزادي كه از روحانيون و عالمان ديني مشهور آن دوره بوده، فيض مي برد و از همان كودكي با مفاهيم اسلامي و قرآن آشنا مي‌شود. به طوري كه شاعر در اين باره گفته است :
دعا قيلسام جبر و جفا اكثر دور
علم او گره‌دن استاد قبلام پدر دور
ترجمه:
اگر دعا كنم جبر و جفا بسيار است
كسي كه اولين بار به من علم آموخت استاد و قبله گاهم پدر بود.
4 - شخصي بنام « بركلي آقا» از اقوام خانم تاج حاللي قاري بود كه من او را از نزديك ديدم و با او هم صحبت شدم. او روايت مي‌كرد: مختومقلي در سفر به هندوستان با تجار و بازرگانان كشورهاي مختلف از جمله با تعدادي از سوداگران اروپايي آشنا مي شود. در آن زمان كشور هندوستان تحت سلطه انگليسي ها بوده است.
5 - مختومقلي با آگاهي از پيشرفت هاي علمي و صنعتي كشورهاي اروپايي، پيش گويي مي‌كند كه روزي اين پيشرفتها در ميان قبايل تركمن نيز رخ خواهد داد و آن را در اشعار خود مي‌آورد كه درك اين اشعار براي چادرنشينان آن دوره بسيار مشكل بوده است.
6 - شاعر در دوران نوجواني با دخترخاله اش بنام «منگلي» در مكتب خانه زادگاهشان درس مي خواند و آنها به تدريج نسبت به هم عشق مي ورزند.
7 - پدر منگلي « مدد پهلوان» و برادرش « بگمراد» نام داشتند. خانواده آنان در منطقه‌اي بنام «آق شور» كه در حوالي «آجي قوشان» قرار داشت، زندگي مي كرد.
8 - مختومقلي و منگلي بدون در نظر گرفتن عقايد افراد خانواده خود، قرار ازدواج مي‌گذارند كه در اين ايام برادران مختومقلي به نامهاي محمد صفا و عبدا... در راه سفر به افغانستان كشته مي شوند.
9 - خانواده منگلي با ازدواج اين دو مخالفت مي‌كنند. پس از آن منگلي را به زور به ازدواج شخصي به نام « شيخم چرپك» در مي آورند.
10 - مختومقلي بعد از سه سال تحصيل در حوزه علميه شير غازي با سرودن شعر« خوش قال گؤزل شيرغازي» (خداحافظ شيرغازي عزيز)، آن محل را به سوي زادگاهش، ايران ترك مي‌كند.
11 - نقل است در زمان مختومقلي روحاني اي به‌نام « زمان ايشان» زندگي مي‌كرد. او روزي با گرفتن رشوه، باعث مرگ تعدادي از تجار شده بود و مختومقلي با شنيدن اين خبر به او گفته است: تو زمان ايشان نيستي، بلكه زمان قصاب هستي.
12 - مختومقلي به همراه مادرش ارازگل و چند تن از بستگان و ديگر افراد طايفه اش اسير مي‌شوند و در زندان مشهد مي ماند. مي‌گويند در آن زندان به پاي اسيران زنجير مي بستند تا مبادا فرار كنند. در ان موقع زندانبان به‌پاي مختومقلي زنجير مي بست، اما همان شب قفل زنجير باز مي شد.
13 - اراز گل از زندان آزاد مي شود. در هنگام آزادي از او مي پرسند كه چه كس ديگري با شما در زندان است تا او را هم آزاد كنيم. ارازگل جواب مي دهد: در اين زندان داماد و پسرم زنداني هستند. اگر ممكن است هر دوي آنها را آزاد كنيد تا با خودم ببرم. رئيس زندان مي‌گويد: فقط يك نفر مي‌تواند آزاد شود، دامادت و يا فرزندت، كدام يكي را ارازگل مي‌گويد: دامادم چوپان و آدم بسيار ساده اي است، او تا به حال به غير از روستايش جاي ديگري را نديده و بدون شك از تنهايي و غصه دق خواهد كرد؛ اما پسرم شاعر و مردي تواناست، او هر جا كه باشد گليم خودش را از آب بيرون خواهد آورد و بعد او با دامادش به زادگاهش برمي گردد.
13 - بنا به روايت تاج حاللي قاري، زبيده خواهر مختومقلي، زني بود لاغر اندام و زرد چهره و سن زيادي هم نداشت. او چادر آبي به سر مي كرد و جامه اي مي پوشيد كه از پشم شتر بافته شده بود. وي زبيده را در 6-7 سالگي ديده بود.
14 - مي‌گويند زنداني شدن مختومقلي با دسيسه و توطئه خان عليخان صورت گرفته است. زيرا او مي‌خواسته است كه مختومقلي بايد از منگلي دور بماند تا او بتواند با خيال راحت منگلي را به عقد پسرش در آورد.
15 - شاعر آخرين دقايق عمرش را در كنار كوه « سونگي داغ» بوده، همانجايي كه مختومقلي بيشتر سالهاي عمرش را در دامنه‌هاي آن سپري كرده است. او در آخرين لحظه هاي عمرش در كنار چشمه « عباساري» مي نشيند و به‌كوهها و طبيعت اطراف خود نگاه مي كند و به‌گذر عمر مي انديشد و سپس در همان محل ديده از جهان فرو مي بندد. مي‌گويند وي قبل از مرگ، در همان موقع شعر «نالار گورينر»(چه ‌ها كه ديده مي‌شود) را مي‌سرايد كه اين اين شعر آخرين شعر شاعر محسوب مي‌شود. بعد دوستان و خويشان مختومقلي جسد وي را سوار بر شتر مي‌كنند و بنا به وصيتش به آق تقاي مي برند و در كنار آرامگاه پدرش دولت محمد آزادي به خاك مي سپارند.

یوکلان : محمد عالم گونش

[18 Jun 2011] [11 AM] [امـین محمدی]

 دوتار

دوتار چیست؟

نوشته: ع . احمدوف

ترجمه: عبدالحمید حق شناس
...

در خصوص رایج ترین ساز قوم ترکمن یعنی «دوتار» و اینکه چه وقت و بر چه پایه و اساسی بوجود آمده بلحاظ علمی هنوز اطلاعات تاریخی روشنی وجود ندارد. در پاسخ به این سئوال، خوانندگان و نوازندگان روایتی را که نسل اندر نسل حفظ کرده اند تعریف می کنند: اول بار شخص به نام «بابا قاممار» که مهتر اسب حضرت علی (ع) بوده دوتار را ساخته است، این روایت توسط خواننده ی مشهور ترکمن «شوکور باخشی» و نیز فیلسوف یونان باستان افلاطون نقل شده است. روایتی دیگر نیز در تألیف «ب. بلیاف» بنام «ساز ترکمن» آورده شده است. در بین مردم این روایات در حقیقت توسط مردم و در پاسخ به سئوال چکونگی خلق دوتار فراهم آمده است سخن گزافی نخواهد بود. در میان آسیای میانه ساز «دوتار» از اعصار پیشین وجود داشته. این خود به تنهایی گویای حقیقتی انکار ناپذیر می باشد. چنانچه دلایل علمی کافی نیز برای اثبات این ادعّا در دسترس نباشد امّا روایت های نقل شده از افلاطون (٤٢٧-٣٤٧ ق.م) و فیثاغورث در باب خلق دوتار، پایه ی محکمی ایجاد می کند.

سند پایه ای دیگر مربوط به شاعر قرن هجده ترکمن غایب نظر غایبی است که برای استخلاص تعدادی شاعر و نوازنده از مجازات مرگ، در پیشگاه امیر بخارا شعر معروف خود را با مضمون ذیل قرائت کرد:

ساز بیلن صحبتی یامان دییمأنگ لر

آدام حوّا دونیأ ایننده باردیر

ترجمه:« ساز و آواز را منکر نشوید – که قدمتی تا خلق آدم و حوّا دارد»

همانگونه که پیشتر گفتیم تحقیقاتی علمی در خصوص ریشه و مضای تاریخی کلمه ی «دوتار» به نتایج قطعی نرسیده است. چنانچه به ریشه شناسی مردمی «دوتار» رجوع کنیم با دو دیدگاه مواجه می شویم:

دیدگاه اول اعتقاد دارد این کلمه از دو واژۀ فارسی «دو» و «تار» تشکیل شده است. همانند سه تار و چهار تار رایج در نزد اقوام تاجیک و اُزبک. دیدگاه دوم «دوتار» را یک واژه اصیل ترکمنی میداند.

اگر در آن دقیق شویم کلمه ی دوتار در واقع ترکیبی از کلمه ی توت و تار است. در واقع دوتار از چوب درخت توت ساخته شده و به آن تار وصل می شده است. به همین خاطر نیز پیشینیان ما اصطلاح «توت تار» را بر آن نهاده اند که به مرور زمان این اصطلاح در محاورۀ عامّه بصورت دوتار شکل گرفته و ماندگار شده است. آنگونه که نوازندگان یادآوری می کنند و موسیقی دانان به آن معتقد هستند بعد ها تغییراتی در شکل و فرم نت ها در دوتار پدید آمد. دوتار نه تنها در میان مردم ترکمن بلکه در میان ازبک ها، تاجیک ها، قرقیزها و قره قالپاق ها نیز به عنوان ساز ملّی شناخته می شود.

صرفنظر از این که در میان اقوام مختلف تحت اسامی دُومبرا، کوموز، تامبور، چونگـگور و مانند آن از آن یاد شده است. امّآ همه ی این نام ها در واقع از خانواده ی دوتار بوده و با هم، هم خانواده هستند. هر چند در میان ترکمن ها کلمه ی دوتار کاربرد وسیع دارد امّا این تنها نامی نیست که بر آن گذاشته اند. در زبان برخی طایفه و تیره های ترکمن (در گویش طایفه یموت) اصطلاح « تامدیرا» به معنی دوتار مورد استعمال فراوان دارد. کلماتی نظیر «تامدیرا» « تامدیراچی» در واقع مترادف کلمات «دوتار» و «دوتارچی» موجود در زبان ادبی ما هستند.

امّا اصطلاح «تامدیرا» چگونه به وجود آمده است؟ در این خصوص نیز دو دیدگاه وجود دارد: دیدگاه نخست این اصطلاح را اینگونه معنی می کند« چیزی که در تنور پخته شده باشد» تنور را در ترکمنی «تامدیرا» گویند. سازندۀ دوتار قطعه چوب های توت را به منظور ساختن دوتار بریده ابتدا در سایه خوابانده سپس آنرا در بخار و گرمای تنور «تامدیر» خشک می کند. به همین خاطر به دوتار «تامدیرا» گویند. دیدگاه دوم بیانگر صدایی است که از آن بر می خیزد. مردم قزاق و قرقیز به ساز ملّی خود که شبیه دوتار است اصطلاحاً «دومبرا» می گویند. بنظر می رسد این اصطلاح نه برای توضیح چگونگی شکل گیری آن بلکه صرفاً برای توضیح نوع آواز صادر شده از این ابزار بکار رفته است.

دوممور- دوممور، دیم میر- دیم میر

در نتیجه اصطلاح «تامدیرا» نیز که بنظر می رسد از آوای « تیم میر- تیم میر، تام میر- تام میر» صادر شده از دوتار و در روندی مشابه با « دُومبرا» شکل گرفته است با این اصطلاح ریشه مشترکی داشته باشد.

بنظر می رشد از میان این دیدگاه ها، دیدگاه دوم به حقیقت نزدیک تر باشد.

از کتاب: آوای دوتار صدای مردم ماست، نوشته ع. احمدوف، انتشارات ترکمنستان ١٩٨٦
منبع: برگرفته از فصلنامه یاپراق سال پنجم ، شماره ۲۰، زمستان ۱۳۸۱ ویژه نامه موسیقی سنتی ترکمن

محمد عالم " گونش "

[17 Jun 2011] [12 PM] [امـین محمدی]

آواز و موسیقی ترکمنها

اساساً درباره سازهای موسیقی ترکمن تحقیقات همه جانبه ای صورت نگرفته است . اطلاعات ما درباره نوازندگان وسازو اواز های ترکمنی از سفرنامه های سیاحان روشن میشود که  در اواخرسده ششم واوایل سده هفتم میلادی – اواخر دوره ساسانی – عده ای از نوازندگان سمرقند، بخارا ، کاشغر وتورفان در دربار چین استخدام شدند و نوازنده ترکمن بنام " کوشا یاقو شا " بربط ترکمنی ( باربیوت ، باربیتوس به یونانی و پیپه به چین ) بهمرای به آورد.

موسیقی ترکمنی ، همانند موسیقی سایر ملل که ریشه در عقاید مردم دارد از ذهن مردم و آرزو های آنها الهام میگیرد، نوازنده به زبان ترکمنی درحالت ایستاده :

ایا دوستلاربرادر لار

الیمدان شونقاریم اوشدی

توتای دیسم قولیم یتمز

ایکی باقیم اوزیلیب غاچدی

آمین خدا ، آمین خدا

هو،ها ، هو ( درحالت حلقه زدن )

( درحالت ایستاده )

ای کریم بوباکریم قادر خدا سندن مدد

بارچالارنینگ آته سی آدم حوا سندن مدد

هرنه بولغای کل عالم انبیا سندن مدد

فخرعالم حق حبیبی مصطفی سندن مدد

هو،ها ، هو

ای آلای آلای ، ای آلای آلای

ای گوزیم سنی ای گوزله یار

ای دیلیم سنی ای سوزله یار

ای قلبیم سی ای ایسته یار

آلای آلای آلای

ایسته یور

آی آلای آلای

ایسته یور

هوهاهو

ترجمه :

ایا یاران برادران

مرغ شاهینم زدستم گریخت

دستانم به گرفتن آن قادر نیست

زیرا دوستم ازبدنم گسیخت

خدایا مرا یاری ده

هو، ها ، هو

ای کریم کارساز قادر متعال از تومدد

ای آدم وحوا نیای انبیا از تومدد

ای انبیا هرچه هستی عالم از شماست مدد

ای حبیب فخرجهان محمد مصطفی از تو مدد

دوتار ترکمنی

درادوار گذشته از ابریشم تابیده به جای سیم دوتار استفاده میکردند واز آلات موسیقی ترکمن میتوان از کمانچه ( قجق ) ، نی ( توتیک ) که خود نی به دوقسمت ( داش توتیک ) نی سنگی ودیگری ( قرق توتیک ) نی معمولی میباشد . علاوه برآن ( قووز) زنبورک نیز از وسایل موسیقی ترکمن ها است .

توتیک - نی ترکمنی

تاریخ موسیقی ترکمن نام آوران چون " شوکر بخشی " ، قره دالی گوکلان " ، " یاو بخشی " و" مختوم قلی قارلی " دارد.

ترکمن ها روایت میکنند که قدرت اعجاز دوتار ازیک قشون بیشتر است ، یکبار که برادر ( شوکربخشی ) را خان خیوه به اسارت برده بود ، بخشی توانست با پیروزی برنوازنده دربار، برادرش را ازچنگ خان نجات دهد ویا داستان زندگی " حاجی قولاق " حاکی ازستمی است براین گروه توسط خان ها وبیگ ها رفته است به گونه ای که دستهای نوازنده را خان برد تادیگر نتواند بنوازد ، از لحاظ سبک های مختلف نوازندگی بخشی های ترکمن به گروه های زیر تقسیم می شوند:

چولاق بخشی – متولد تقریباً 150 سال پیش ،

غوربان بخشی – متولد تقریباً 120 سال پیش ،

قارلی بخشی فرزند یول آمان متولد تقریباً 90 سال پیش ،

قره شاهیر بخشی درحدود / 100 سال است که وفات یافته است .

سوپی بخشی ،مامت آنه بخشی ، حدود/ 100 سال پیش تولد یافته است .

پنگ بخشی ، نوربخشی ، جمعه مراد بخشی – در حدود / 90 سال پیش تولد یافته است .

جان جان قجق بخشی ، بابا جان ایشان قجق چی ، در حدود / 90 سال پیش تولد یافته است .

ازلحاظ ترتیب تاریخی بخشی های ترکمن بدین ترتیب اند:

قره شاهیر             جباربخشی

کورقوجالی            پتک بخشی

حال نیاز بخشی       چولاق بخشی

دولت دوردی          قره دالی گوگلان

دوردی بخشی         حان دوردی غجق

ایلک بخشی           بک گلدی

همراه غجق چی      عالی بخشی

کرحان                 نوبت نیاز

ترکمن بخشی

بخشی ها اشعار آواز خود را از شعر شاعران ترکمن چون مختومقلی فراغی ، کمینه ، ملا نفس ، گور اوغلی میگیرند.

موسیقی بزرگ ترکمن را" مقام " میگویند که در حدود 500 مقام ترکمنی وجود دارد که هرکدام سبک و میزان ها خاصی دارد.

مقام های ترکمنی هر کدام از حادثه ای سخن میگویند مثلاً " گوگ دفه مقام " اشاره به منفجر کردن قلعه ترکمن ها توسط روس یا " بال صاید" اشاره به زندگی عاشقانه " صاید همراه " میباشد ، برخی از مقام های ترکمنی عبارتنداز :

1-     قونقر باش

2-     گوگ دفه

3-     اوچرادیم

4-     بال صاید

5-     آت چاپان ،

ذکرخنجروپرخوانی

یکی دیگراز آداب وسنت های ترکمن ها رقص نمایشی ذکر خنجراست که درمراسم مختلف نظیرجشن واعیاد ویاجشن های بزرگ قبیله ای اجرا میشود، درباره ریشه تاریخی این رقص اطلاعات کاملی وجودندارد، گویا این رقص به رقص دراویش صوفیان مربوط بوده ودر بین ترکمن ها نیز مروج آن فرقه نقشبندیه ویکی از یاران وشاگردان بهأ الدین معین " مشرب دالی " بوده است ، برخی از محققان معاصر، رقص خنجر ترکمن را همانند آیین گوات در بلوچستان وآیین زار در خلیج فارس میدانند و این نوع آیین ومراسم را علاج بیماریهای روح ، روانی میدانند و به ویژه آیین پرخوانی ( خواندن زیاد اورا دو حرکات نمایشی دست وپا ) را به " شمن " مرتبط میسازند ، در دورانهایباستانی ، بیماریهای روانی را با نی وساز چاره میکردند وبر بالین بیمار چنگ وتار مینواختند.

امین الله " گلی "

مأخذ : مجله گونش – شماره چهارم 1389 صفحه 20-22

نشرمطالب سایت یگیت با ذکرنام مجاز میباشد

[14 Jun 2011] [10 AM] [امـین محمدی]

نماینده گی انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان در ولایت فاریاب ولسوالی چهارگانه اندخوی بااشتراک جمع کثیراز اوستادان وفرهنگیان  روز جمعه  ۱۶ ثور ۱۳۹۰ رسماْ با قطع نوار افتتاح شد.

اوستاد محمد صالح راسخ یلدرم حین قطع نوار

اوستاد محمد صالح راسخ یلدرم حین قطع نوار

کمال خان مسئول انجمن دراندخوی

کمال خان مسئول انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان در اندخوی

فرهنگیان ومتنفذین اهالی مردم اندخوی

اعضای علمی وفرهنگی انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان دراندخوی

انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان اندخوی

[7 May 2011] [9 AM] [امـین محمدی]
دوتار ترکمنی

اولین کورس دوتار نوازی در شهر شبرغان ایجاد شد

آنه بخشی یکی از هنرمندان و استاد موفق موسیقی ترکمنی است که ده ها شاگرد را در عرصه موسیقی دوتار ترکمنی تربیه می کند و فعلاً استاد کورس موسیقی انجمن فرهنگی مختوم قلی فراغی در شهر شبرغان مصروف کار و فعالیت های هنری است.

آنه بخشی در باره خودش می گوید: در یک فامیل روشن فکر و هنرمند در ولایت بادغیس به دنیا آمده و از اولین دوره شاگردان افغانی در مکتب موسیقی ترکمنی است که در کشور ترکمنستان آموزش دیده است.

آنه بخشی دو سال قبل به خاطر رشد موسیقی ترکمنی به کشور برگشت تا در این عرصه تجربه هایش را با تشنگان موسیقی ترکمنی شریک سازد.

بخشی می گوید: هر گروه قومی در افغانستان سبک ویژه موسیقی دارند که شامل سبک بدخشی، خراباتی، لوگری، قطغنی، هزاره گی، ازبکی، داستان، سمت مشرقی، سبک غزنی، مردم پکتیا، ملیت پشتون، هراتی، قرصک پنجشیری و نورستانی می شود.

از این که موسیقی عصری مانند کاسیو و جاز در بعضی محافل در جوزجان و دیگر ولایات افغانستان جای موسیقی محلی و دوتار را گرفته است، آنه بخشی تلاش ورزیده است تا آموزش دوتار نوازی را تدریس کند.

انجنیر محمد حسین صالح رییس شورای ترکمن های افغانستان در جوزجان می گوید: چیزی که در افغانستان کار نشده، رشد فرهنگ دوتار نوازی است، اما ایجاد کورس موسیقی تاثیر خوب در رشد فرهنگ هنر دوتار نوازی دارد.

تاج محمد سرپلی یکی از آواز خوانان مشهور کشور گفت:
«90 درصد هنرمندان جوزجان فقیر اند و در محافل که شرکت می کنند کسی پول برای شان نمی دهد.»

اگر چه این دسته موسیقی نوازان در محافل کنسرت رایگان خواهند داد، اما مردم بخاطر تشویق و رشد اقتصاد آن ها باید کمک کنند.

عظیم الله رحمانیار رییس اطلاعات و فرهنگ جوزجان می گوید که آنها اتحادیهء هنرمندان را دو سال قبل در این ولایت ایجاد نموده اند، اما هنرمندان چندان علاقه به این اتحادیه ندارند. وی این برنامه را ستوده گفت که ایجاد چنین کورس ها برای رشد اقتصاد و رشد مسایل فرهنگی این ولایت تاثیر زیاد خواهد داشت.

موسیقی ترکمنی همانند موسیقی سایر ملل که ریشه درعقاید مردم دارد، از ذهن مردم و آرزو های آنان الهام می گیرد. نوازنده گان به زبان ترکمنی بخشی نامیده می شوند که معنی آن متفاوت است. در ایام اویغور ها بخشی به کسی گفته می شد که خط اویغور را بتواند بخواند. بخشی های ترکمنی از دوتار استفاده می کنند که اصطلاحاً به آن تامدره «تنبوره» نیز می گویند. دربارهء ریشه پیدایش دوتار
اطلاع دقیق در دست نیست، طبق روایات گویا نخستین بار شخصی به نام بابا قنبر که از مریدان حضرت علی بوده از تار های نازک دم اسپ شبیه دوتار ترکمنی ساخته بوده که بتواند با آوای خوش آن اسپ را به وجد آورد.

در افغانستان استاد عزیز هروی و استاد گدا محمد از چیره دستان در نواختن دوتار هراتی، استاد محمد عمر و استاد رحیم خوشنواز در نواختن رباب، بهاوالدین مزاری در نواختن تنبور، استاد غفار کمال، شاه قل صوفی، سید جعفر قویاش،و رشید اکه در نواختن دوتار اوزبیکی، احمد بخشی قطغنی، سید عوض آقچه یی، محمد سرور بخشی اندخویی و سید عبدالشکور بخشی شبرغانی در نواختن
دوتار ترکمنی شهرت جهانی داشتند.

 عالم رحمانیار- رادیو آزادی

[19 Apr 2011] [3 PM] [امـین محمدی]

ترکمن - افغانستان

مناطق ترکمن نشین افغانستان

ترکمن ها از قرن هشتم تادهم میلادی هویت قومی خود را ازجمله ترکان آسیای مرکزی وبالخصوص اقوام 24 گانه اوغوز تثبیت کردند وبا آمدن اسلام در خراسان وگرویدن ترک ها به اسلام ، ترکمن ها نه تنها در پهلوی اقوام ترک تبار همچون اویغور وقرغیز وباشقیرت هویت قومی خود را تثبیت کردند، بلکه به خاطر اشاعه وترویج دین مبین اسلام به بزرگترین مبلغین وترویج کنندگان دین  در ترکستان وآسیای مرکزی تبدیل شدند.

به شهادت تاریخ ، اولین دسته ترک های که اسلام را پذیرفتند وبعداً اقوام مختلف وقبایل دیگر ترک وساکنین ترکستان وآسیای مرکزی را نیزبه اسلام دعوت کردند. وباتشکیل امپراطوری بزرگ سلجوقیان که خودرا ازطیفۀ قنیق ترکمن بودند، وارد خراسان ازجمله مرزهای افغانستان کنونی گردیدند وبه شهادت تاریخ تا امروز درکشور کثیرالملیت افغانستان زندگی میکنند.

ترکمن ها امروزدر چندین  ولایات وتعداد شهرهای دیگرنیز سکونت دارند.

به ترتیب ذیل نگاشته میشود:

درولایت بلخ : درولسوالی شورتپه ، کلدار ، دولت آباد ، چائی ، بلخ ، چمتال ، چهاربولک ، شهرک حیرتان ومزارشریف ترکمن ها زندگی میکنند.گفتنی است در ولسوالی های شورتپه ، کلدار، چائی وحیرتان صد در صد ترکمن ها سکونت دارند.

در ولایت کندز : درولسوالی های چون حضرت امام صاحب ، دشت ارچی ، قلعه زال ، چهاردره ، شهر کندزوبه طور پراکنده در شهرخان آباد سکونت دارند. درولسوالی قلعه زال بیشتراز 90 درصد آن ترکمن ها است.

درولایت جوزجان : اکثریت ساکنین ولایت جوزجان را ترکمن ها تشکیل میدهند. در ولسوالی های همچون قرقین ، خم آب ، منگجک و مردیان کاملاً ترکمن است ودر ولسوالی های آقچه ، فیض آباد ، خواجه دو کوه هم ترکمن اکثریت است وشهر شبرغان نیزترکمن کم نیست .

درولایت فاریاب : درولایت فاریاب نیزدرولسوالی های دولت آباد ، قرمقول قرغان ، اندخوی ، خانچهارباغ ،قیصار، شیرین تگاب ، المار، شاخ و جمعه بازار ترکمن زنده گی میکنند ودرولسوالی های چهارگانۀ اندخوی ، دولت آباد و شاخ اکثریت آن ترکمن است .

درولایت بادغیس ولسوالی مروچاق تماماً ترکمن است ودرشهرقلعه نونیزترکمن هازندگی میکنند.

ولایت هرات: درشهر هرات ولسوالی های تورغندی ، گلران ، غوریان و انجیل ترکمن ها زندگی مینمایند.

درولایت سمنگان درولسوالی خلم ودر ولایت بغلان نیزترکمن زندگی میکنند.

ولایت فراه ، شهرلشگرگاه ، قندهار، سرپل وکابل نیزکم وبیش ترکمن ها زندگی میکنند.

برای معلومات مزید خوانندگان عزیزمنابع وکتابهای که ترکمن های اوغوز به صورت کل وترکمن های افغانستان به صورت خاص درآنها ذکر شده ذیلاً نام میگیریم :

>> المقدس ، ابوریحان بیرونی ، زمخشری ، مروزی ، کتب حدودالعالم ، تاریخ سیستان ، تاریخ بیهقی ، زین الاخبارگردیزی ، لغات الترک محمدکاشغری وتاریخ ابن خلدون وباالخصوص جلد ششم آن ، تاریخ کامل ابن اثیر.

>> جوامع التواریخ رشید بن فضل الله ، تاریخ جوینی وتمام کتب التاریخ کلاسیک ومعاصردرباره سلجوقیان وخوارزمشاهیان ، تاریخ دیابکرنامه نامه ابوبکرتهرانی ، تاریخ آل عباس ، تاریخ بیگدلی ، وتاریخ اجتماعی وسیاسی ایران ، افغانستان درمسیرتاریخ ، تاریخ حبیب السیر وروضة الصفا وطبقات ناصری ....

>> سفرنامه ها همچون ابن فضلان ، سیاحت درویش دروغین وامبری وهمچون شرق شناس آلمانی وروسی از جمله برتولد، برنسکی ، لاروسکی وکارپوپ نیزدرباره ترکمن ها مطالعات جالب دارند.

>> تاریخ سالار بابه گل لاله اوغلی ، یازیجی اوغلی ، ابن بی بی و ابوالغازی بهادر خان وکتب تاریخ مختلف ترکمنستان وترکیه بیشترین معلومات را ارائه میدهد.

>> همچنان ترکمن ها در ترکمنستان ، درولایت های سرخان دریا سمرقند، قرشی وبخارا ازبکستان وشهر توز، خیل کول ، حصاروپنج ولایت قورغان تپه تاجیکستان ، سرزمین ستارپول وشهر استرخان روسیه ، مانغشلاق قزاقستان ، وکریم اوکراین در جمهوری خود مختارقره قالپاقستان ، پیکن ایالت سنزبان چین ، ترکمن صحرای ایران ، شمال عراق ، سوریه ، پاکستان وترکیه وبااضافات نیزترکمن ها زنده گی مینمایند.

یازان : عبدالمجید ایشچی

سایته گوندیران : امین محمدی  

[12 Feb 2011] [5 PM] [امـین محمدی]
قصص الانبیاء

قصص الانبیاء

این کتاب توسط ناصرالدین فرزند برهان الدین مشهور به " ربغوزی " در مناقب پیغمبران نوشته شده است . مؤلف این اثر ازقصبه " رباط اوغوز" در منطقه خوارزم بوده وبدین جهت به " ربغوزی " ( رباط اوغوزی) معروف گردیده است .

زبان این اثر به لهجه کاشغری نزدیک بوده اما ویژگیهای لهجه اوغوزی در آن بهه مشاهده میرسد . بنابر، پژوهش دانشمندان این نزدیکی وشباهت به سببی بوده است که " قصص الانبیاء " به ویژه درقسمت های منظوم در تحت تأثیر ( قوتادغوبیلیک ) به نگارش آمده است . این اثردرسال 689 هـجری – 1315 میلادی تألیف شده است . اگرچه این اثر به نثرمزین گردیده ولی قطعات منظوم زیادی در آن آمده است . قسمتی از پارچه های منظوم به شکل غزل وبقیه به شکل مثنوی به وزن ( قوتادغوبیلیک ) سروده شده است .ازطرف دیگر این اثر از کتاب حماسی (( قورقوت آته )) تأثیر پذیرفته است.

این اثرازجهت غنامندی واژه های ترکی به ویژه اسامی جانوران ، مرغان وستارگان حایزاهمیت بخصوص است . قدیمی ترین نسخه خطی این کتاب در موزیم بریتانیا بوده وچندین بار به زیور طبع آراسته شده است . کتاب قصص الانبیاء ربغوزی در این اواخر در تاشکند در دو جلد به رسم الخط کریلی چاپ گردیده است.

اثرعلمی(دیوان الغات الترک) محمود کاشغری وداستان های (قوتادغوبیلیک ) یوسف بلاساغونی و ( هبة الحقایق )  احمد یوگناکی ، کتاب نثری " قصص الانبیاء " ربغوزی و ( دیوان حکمت ) خواجه احمد یسوی ، در ترقی، رشدو انکشاف زبان وادبیات ترکی واز جمله ترکمنی نقش بسزایی را بازی کرده است. این آثار هم ازنگاه ادبی وهم ازنگاه زبانی با زبان ادبی ترکی سده های پانزدهم وشانزدهم (  9- 10 هجری ) ارتباط مستقیم دارند.

این آثار بابه میان کشیدن موضوعات مهمی چون : اساسات مستحکم حاکمیت دولتی ، قاعده وقانون واهداف آن افکار مترقی عصرخویش را درمورد اخلاق وآداب ، دانش وعقاید مردم به صورت گسترده بازتاب داده است.

بامطالعه آثار ادبی این دوره به این نتیجه میرسیم که دراین دوره دو جریان ادبی در موزات همدیگر درتشکیل وانکشاف بوده اند: ازاین جریان ها یکی ادبیات دنیوی بودکه درآثار یوسف خاص حاجب ، احمد یوگناگی خصوصیات آنرا میتوان مشاهده کرد ودیگری ادبیات تصوفی بودکه آثار ناصرالدین ربغوزی ، خواجه احمد یسوی وسلیمان باقیرغانی ازهمین جمله اندکه مردم را به سوی تصوف ، ترک دنیا وبدبینی فرا میخواندند.

سده های ششم ، هفتم و هشتم هجری ، از نظر رونق ادب ترکی هم قابل توجه وشایان ذکراست . دراین سده ها به پیروی از آثار ادبی زبان فارسی – دری یکعده کتب ادبی آفریده شدند که محبت نامه خوارزمی ، لطافت نامه خجندی ، قصه یوسف از علی ، خسرو شیرین قطب معین المرید از شرف خواجه خوارزمی از مهترین آنها بشمار میروند.

مأخذ: کتاب تاریخ وفرهنگ ترکمنها نوشتۀ محمد صالح راسخ "یلدرم " صفحه 150- 152

امین محمدی

[8 Feb 2011] [3 PM] [امـین محمدی]

Makhdom  Quly Feraghy 

Let ُs know Makhdom  Quly Feraghy 

Makhdom  Quly Feraghy is the son of Dowlat Mohammad Azadi that ، he is one of the most famous poetries of the TURKMEN Nationality . And he has written meaningful poems ،songs in a excellent way of literature ،so people like very much his poems after having studied and get lots of advantages from his speech. He was born in 1733 AD & had 2 sons & one daughter in his life. His daughter ُs name is Zobayda that ،she has got married with Mullah Naffas. Finally he has died approximately in 1790 AD.

Ordered By : Mohibullah  HABIBY

 

[5 Feb 2011] [3 PM] [امـین محمدی]
 پیشینۀ تاریخی شرکت قره قل و اتحادیۀ قالین

تربیه گوسفند قره قل از زمانه ها خیلی قدیم بدینسو درمیان مردمان ترکمن رواج داشته وترکمنها بلعموم منحیث یک قوم صلح دوست وصنعت پرور درمناطق ترکستان و قطغن زمین افغانستان بود وباش داشته وسکنی هستند.

پوست قره قل

موجودیت آب وهوای مناسب درقسمت های شمالی افغانستان وچرا گاه های وسیع وتوجه خاص ترکمنها در تربیۀ آن همگی عواملی است که زمینه را برای تربیۀ گوسفند قره قل به پیمانه وسیع مساعد ساخته است .

پشم وپوست قره قل که از پیداوار مهم افغانستان بشمار میرود مقدار زیاد آن بخارج کشور صادر میشود و ازنظر اقتصادی وتجارت درمقام اول قرار میگیرد. حکومت های وقت برای تنظیم واصلاح صادرات پوست قره قل توجه مبذول داشت . در سال 1312 هـ ش به سودا گران داخلی امتیاز تجارتی قره قل اعطا گردید وبرای اولین بار پوست قره قل ذریعۀ بانک ملی که توسط عبدالمجید خان زابلی منحیث نخستین بانک خصوصی درافغانستان (1312) ایجاد گردیده بود بازارلندن  عرضه گردید.

گوسفند قره قل

درسال 1317 شرکت عمومی قره قل تأسیس گردید، یک سال بعد آن یعنی 1318 در شهر نیویارک مؤسسه بنام " افغان تریدنگ کمپنی " ایجاد گردید وتوسط این شرکت مال التجارة افغانی عرضه میگردید. وپشم نیز مانند پوست قره قل از اقلام مهم صادراتی کشور به حساب میرود.

قسمت زیاد آن بخارج صادر میگردید وقسمت کم آن در داخل کشور برای ساختن قالین ، گلیم ، نمد و درصنعت پارچه های پشمی بمصرف میرسید. از آن جائیکه اکثراً خریداران پشم افغانستان را هندی ها تشکیل میداد آنها پشم را از مناطق مختلف جمع آوری نموده وپس از شستن وپاک کردن ، صورت واستندرد آنرا عدل بندی نموده به نامهای مختلف به کشورهای اروپائی می فرستادند.

تااینکه درسال 1315 هـ ش  "شرکت وطن " تأسیس گردید پس از آن به صادرات پشم رونق داده شد. بجای اینکه صادرات پشم بشکل انفرادی صورت بگیرد از طرف شرکت خریداری گردیده وپس از طی مراحل فنی واصولی شسته صورت استندرد وعدل بندی می گردید وپس از آن بخارج فرستاده میشد. درسال 1334 شرکتی بنام " شرکت صادرات پشم " با سرمایه گذاری یکصد ملیون افغانی تأسیس گردید که بدین ترتیب در مورد صادرات پشم ترتیبات اوصولی اتخاذ شده وصادرات پشم به کشورهای روسیه ، آمریکا ، هندوستان وچکوسلواکیا وقت در عمل اجرأ گردید.

قالین ترکمنی - افغانی

پوست و روده قلم دیگر صادرات کشور را تشکیل میدهد این دو قلم به پیمانه وسیع به اروپا و امریکا صادر میگردید. رودۀ گوسفند نوع تُرکی نسبت به تمام روده های گوسفند افغانی در بازار خارجی مورد پسند وتوجه خاص قرار گرفته بود. صنعت قالین نسبت به پشم و پوست یک قلم مهم وبا ارزش تر افغانستان محسوب میشود وتاریخچه طولانی دارد. این صنعت ظریف نسبت به پوست وپشم قدامت بیشتر داشته واز نظر پختگی رنگ ، دوام ومقاومت زیاد ودیزاین ظریف در مارکیت های بین المللی علاقه مندان ومشتریان زیاد دارد. قالین در چند دهه گذشته منحصر به ترکمنها بود ودر این اواخر این صنعت ظریف از برکت ترکمنها سرتا سری شده وشهرت بیشتری در مارکیت های بین المللی کسب نموده است .

عبدالمجید توران

[23 Jan 2011] [9 AM] [امـین محمدی]

زبان ترکی ترکمنی

زبان ترکی ترکمنی لهجۀ شرقی اوغوز را تشکیل میدهد وزبان ترکمنان افغانستان ، ترکمنستان و ایران میباشد. زبان ادبی ترکمن ها تاسدۀ هجدهم لهجۀ ادبی چغتایی بود ودر طول سده های هجده ونوزده میلادی شعرا ونویسندگان مثل مخدومقلی فراغی ، ذلیلی ، غایبی ، ملا نفس ، عبدالستار قاضی ، محمد ولی کمینه ، محتاجی ، مسکین قلیچ ...وغیره به لهجۀ ترکمنی جدید نوشته اند وادبیات کلاسیک ترکمنی را بوجود آوردند مخدومقلی فراغی متولد (۱۷۳۳) میلادی (۱۱۴۶) هجری قمری بنیاد گذار ادبیات ترکمن است .

مخدومقلی که به شکل دو بیتی ( غوشیق ) سروده هایش را آفریده است بیشتر طرفدار وحدت ملی ترکمنان میباشد وخوانین وعلمای ترکمن را به این وحدت ملی فرا خوانده است.

در جمهوری ترکمنستان زبان وادبیات ترکمنی به سیر تکامل خویش ادامه میدهد در افغانستان وایران در نتیجه سیاست های وقت مجالی برای رویش وبالش آن تاهنوز داده نشده است .

باید یاد آور شد ادبیات ترکمنی ادبیات مردم وبیشتر بگونه شفاهی میباشد وقسمتی از آن بصورت ادبیات نوشتاری در آمده است اشعار ترکمنی در وزن هجائی ودوبیتی  است ومحتوی حماسی تعلیمی دارد.

[2 Jan 2011] [9 AM] [امـین محمدی]

نظریات و ارزش های دانشمندان جهان ومقامات ذیصلاح جمهوری اسلامی ایران برای

مخدوم قلی فراغی

  مخـــــــــدوم قلی فراغی

1)      صفر مراد نیازوف رئیس جمهور پیشین ترکمنستان در رابطه به  فراغی چنین میگوید : ( مخدومقلی فراغی شاعر و دانشمند روشنایی وچراغ قلب انسان ها است .)

2)      جمال زاده شاعر ایرانی در رابطه به فراغی چنین مینویسد: ( او را فردوسی ترکمن ها نامیده ومقام او را در احیأ ادبیات وفرهنگ ترکمن چون او تلقی کرده است . اشعار او آگنده از مضامین دینی وتعلیمی است و در بعضی اشعار او روح حماسی به دود مانش تلقین میشود.)

3)      یکی از مستشرقین معروف بنام " ارمینوس وامبرلی " درسال 1863 م بنابر گفته خود او تقریباً 80 سال بعد از وفات فراغی در سرزمین ترکمن ها سفر کرده است  درشرح حال فراغی او را مرد فوق العاده معرفی کرده اند که بدون دیدن ( خیوه وبخارا ) در اثر یک الهام غیبی به تمام کتب وعلوم احاطه پیدا کرده است .

4)      محترم سید محمد خاتمی رئیس جمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران چنین فرموده است : ( فراغی به بشر دوستی وآزادی به نظریات عمیق عشق میورزید ، اگر اشخاصی که به یک قوم ویک ملیت ویابه کشوری وابسته باشند هم به یک نظر میدید بناً فراغی  به یک ملیت وابسته نبوده بلکه به تمام ملیت ها وابسته میباشد.

5)      محترم داکتر مهاجرانی وزیر اطلاعات وفرهنگ جمهوری اسلامی ایران چنین وانمود نموده است : ( فراغی یک دانشمند وشاعر پیشتاز بود. آشنایی ومعرفت با این شخصیت بزرگ اهمیت خاص را دارا بوده اگر ماهمراه فراغی معرفت حاصل کنیم باید لسان ترکمنی را بیاموزیم ، همینگونه اگر برادران ترکمن ما هم ابو سعید ابوالخیر را بشناسند حتماً زبان فارسی رایاد بگیرند این هر دو شخصیت والا مقام بین تمدن و فرهنگ جامعه ایران و ترکمنستان میباشد.)

6)      محترم سید ابراهیم درازگیسو والی مگستان ایران چنین می فرماید:( مخدومقلی فراغی به یک زمان ویک مکان وابسته نبوده نظریات و افکار او امروز ها همچو ستاره درخشان درشب های تاریک در عالم ادبیات شعله ور میگردد بدین ملحوظ وظیفه هر فرد ما است به آثار او به زبان او وگفتاراو را بصورت کامل درک نموده وآثار اورا به تمام لسان های جهان ترجمه نموده به تمام انسان های جهان این ستارۀ درخشان وروشنایی را بصورت کامل معرفت آشنایی حاصل نموده از آن استفادۀ اعظمی نمایند.)

 

گرد آورنده : نورالدین " سرداش " معلم لیسۀ ابویوسف اندخویی

[25 Dec 2010] [2 PM] [امـین محمدی]

ســـــوزباشی

شجره تراکمه آتلی کتاب، تورکمن خلقی نینگ نسبی، گلیپ چیقیشی، تاریخی، یایران یرلری، مدنیتی، رسم و رواجی باره ده قیمتلی معلومات بریان ارزشلی اثر دیر. بو کتابی میلادی 17 نجی عصر ده خیوه خانی ابوالغازی بهادرخان (1603 ـ 1664 م.) یازیب دیر. بو اثر ده ابوالغازی خان تورکمن خلقی و اونینگ دولتدارلیق تاریخینی قدیم دورلردن باشلاپ اؤز دورینه چه یازیب گورکزیار.

تورکمن خلقی نینگ تاریخی حقینده باشقه کوپ اثرلر، جمله دن: دیوان اللغات الترک، الکامل، عجایب البلدان، تاریخ طبری، حدودالعالم، تاریخ گردیزی، جامع التواریخ  و روضه الصفا یالی اثرلرده قیمتلی معلومات لار بیریلیب دیر. ولی بو کتاب لاردا تورکمن لر حقده بیریلیان معلوماتلار کوپ غیسغا بولوب یاده ایزی گیدرلی دأل دیر. ابوالغازی خان هم شول کمچیلیگی دویوب «شجره تراکمه» نی یازماغا اورنیغیب دیر. بو تاریخی کتاب لاردان  وباشغه تورکمن لرینگ آراسینده بو لارینگ جد اعلی سی بولان ـ اوغوز خانینگ عمری، ادن ایشلری، اوروش ـ یوریشلری  و اولاد لاری حقده اینگ ایرکی دورلردن باشلاپ « اوغوز نامه» دییه ن تاریخی ـ حماسی اثر دؤراپ دیر. اوغوز ناما نینگ متنی عصرلار بویینچا اویتگأپ دیر. اونینگ اسلامدان اؤنگکی متنی بیلن اسلام ظهوریندن سونگقی عصرلاردا دورأن متنینده کوپ تفاوتلار گؤرینیار.  ابوالغازی خان اثرینی یازانده بو داستانینگ سونگقی واریانتیندان خیرلانیبپدیر.

ابوالغازی بهادرخان «شجره تراکمه» آتلی کتابینی یازماغا باشلامازدان أونگ ، بو اثره دگیشلی کوپ تاریخی اثرلری اوقاپ، انیق و قیمتلی مواد جمعلاپ دیر. شونینگ بیلن بیرلیکده بو کتابی یازماقده ترکمن لرینگ اره سینده بار بولان تاریخی منبعلر، شول جمله دن « اوغوز نامه»  و «کتاب داده قورقوت»  دان گینگ فایده لانیب دیر. شونینگ اوچین اونینگ بو اثری، اوغوز ـ ترکمن تاریخینا دگیشلی بولان بویله کی تاریخی چشمه لر بیلن دنگ چیقیار. یونه اولارینگ کابیر لری نینگ آره سیندا پادشاه لارینگ آت لارینا و حکمرانلیق ادن ییل لارینا دگیشلی غرشیلیقلار ، یالنگیشیقلار بار. ابوالغازی کتابی یازانده بو یاغدای لارینگ همه سینی دوزه دیپ دیر.

ابوالغازی خان «شجره تراکمه» ده تورکمن لرینگ همه اوروغلاری، طایفه لاری و دودمان لاری نینگ گچمیشی و تاریخی باره دا دوریپ گچمأن، بلکه دینگه اوغوز لارینگ بیر بوله گینه نظر تاشلاپ دیر. مثلا بو کتاپ دا غزنویلار باره دا اولاری قایی اوروغیندان دیسه ده، اولار باره دا انیق و گینگیشله یین معلومات برمأندیر. شونینگ یالی، قراخانیلار، سلجوقلار، قره قویونلی لار، آق قویونلیلار، افشارلار، عثمانلیلار، باره ده هم بو اثر ده أوران آز معلومات بار. شجره تراکمه ده کوپ راگ سالور  ـ أرساری تورکمن لری نینگ شجره سینی گؤرکزیب و باشغه اوروغ لارینگ شجره سی گؤرکزیلمأن دیر.

هر حال دا بو کتاب اوقوچیلار اوچین ایکی باقیمدان اهمیتلی دیر: تاریخ و اتنوگرافی باقیمیندان، همده ادبی جهت دن. شول اهمیتی نظر دا توتیب، بیز بو قیمتلی اثری چاپا تیارلاماغا اورنیقدیق. کتابی ترتیبه سالیب یازانده میلادی 1958 ییلده لیلینگراد دا اکادیمسن قونونوف ینگ نشر ادن متنینی اساس ادیندیک ، همده 1992 نجی ییلده حرمتلی عالم پ. رجوفینگ کوششی بیلن عشق آباد دا چاپ بولان متندن هم فایدالانیپ، بار بولان یالنگشیق لاری دوزتدیک. آیدیش گیره ک که بو اثر شول عصرلار ده عموم ترک طایفه لاری نینگ ایچینده رواج بولان ترکی چغتایی دیلینده یازیلیب دیر. بیز کتابی چاپ ادنده اثرینگ دیلینی، و سبکینی هیچ خیلی اوزگرتمأن مؤلفینگ یازانی یالی املادان خیرلاندیق.

فرصت دان فایدالانیب تانیلان عالم اکادمیسن کاندیدی دوکتور محمدیعقوب واحدی جناب لریندان بو کتابینگ لینینگراد دا نشر ادیلن معتبر نسخه سینی بیزینگ اختیاریمیزدا غویانی اوچین تشکر اتیارین. من الله توفیق.

يازوچي: خیوه خانی ابوالغازی بهادرخان (1603 ـ 1664 م.)

تیارلاوچی: محمد صالح راسخ  يلدرم

منبع : گونی ترکستان

[7 Dec 2010] [12 PM] [امـین محمدی]
خان گلدی اونق
پژوهشگر تاریخ و ادبیّات: دکتر خانگلدی اونق - تورنتو- سال 2010
 
جهان شاه بروایت آخرین تحقیقات آکادمی علوم ترکمنستان
 
بعداز فروپاشي شوروي در سال ۱۹۹۱ م كشورهاي استقلال يافته ازآن، روابط ديپلماتيك علمي و فرهنگي باهم آغاز كرده بودند. از جمله اين روابط بين ارمنستان و تركمنستان مستقل برقرار شده بود که در طیّ آن متخصّصین و پژوهشگران دو کشور در آکادمی و مراکز علمی - تاریخی کشورهای متبوع خود موفّق شدند .
 
یکسری پژوهشهای علمی و تاریخی را بانجام برسانند. از پژوهشکده تاریخ تحت پوشش کابینه وزیران ترکمنستان که زیر نظر مرکز مشاوره علم و تکنیک پرزیدنت ترکمنستان بجای آکادمی علوم سابق ترکمنستان مستقلّ  یک هیئت از محققّین سرشناس از جمله آکادمیک دکتر یگن آتاقارّیف مدیر انستیتو باستانشناسی و آنتروپالوژی، دکتر همراه یوسوپ اف آنتروپالوگ و اتنولوگ در پژوهشکده تاریخ و آنه قربان آشیراف مدیر انستیتو دستنوشته های تاریخی ترکمنباشی، ... مدّتی در ارمنستان مشغول تحقیق در باره اشتراکات تاریخی و فرهنگی ترکمنستان و ارمنستان بودند.

بعداز اتمام مأموریّت علمی آنها نتیجه تحقیقات خودرا در روزنامه "غالقئنئش" سپس خلاصه شده آن در ماهنامه "صدای ترکمن" بشرح زیر بچاپ رسید که حاوی وجود آثار و ابنیّه هائی از دوره پادشاهی دو سلسله از ترکمنهای قره قویونلی و آق قویونلی در آنجا بویژه مطالعه دستنوشته های باقیمانده در مرکز تحقیقاتی "ماتناداران" از دوره جهانشاه و مربوط به این سلسله های ترکمن می باشد، بود.

در رابطه با روابط و اشتراکات تاریخی فرهنگی فیمابین ترکمن - ارمن میتوان گفت، که اسناد مربوط به هر دوره ای از این تاریخ را بخواهی با مراجعه به فوند "ماتناداران" شاهد اسناد تلمبار شده زیادی میشویم که نظریه های مارا تثبیت میکند. پژوهشگران ترکمن- ارمن دبلیو گریگوریان" ،"W. gerigoriyanس. آروشاتیان " Arewshatian "، آ.آشيراف" "Annagurban Ashyrow در بین اسناد موجود در ماتناداران عمدتاً آثار و اسناد مربوط به دوره دولتهای ترکمنان قره قویونلی و آق قویونلی را مورد توجّه قرار داده اند.

حقیقتاً تمامی سرزمین ارمنیها جزو متصرّفات کامل قلمرو دولت قره قویونلی ها را شامل میشده است. با مشاهده و پژوهش اسناد موجود، این سؤال پیش میآید که: مگر دولت قره قویونلی کی و در کجا تأسیس شده و تا چند زمان بر سر قدرت باقی مانده بودند؟ آنچه که ما با عنوان سلسله قره قویونلی در تاریخ میشناسیم، در اصل یکی از تیره های بزرگ ترکمنهای اوغوزی مربوط به شاخه بهارلی( بهارلوئی) طوایف ترکمنها می باشد.

در "تاریخ آذربایجان" به این سطور برخورد میکنیم. "قاراقویونلو ای آق قویونلو ولیی سوایی پرایزخاژدنیه اوت اوغوزیسکو- تورکمنسکیخ پله من سردنه یآزیی Karakoyunly i Ak-koyunly weli swayi praizhazhdeniye ot Oguzisko- Turkmenskih plemenn srednyi Azii " یعنی: قره قویونلی ها شجره نسبی خودرا از قبایل اوغوز- تورکمن آسیای مرکزی بر میگیرند". )"استوریا آذربایجانا" ت. آی، باکو، ۱۹۵۸ ، ص. ۲۰۲Storya Azirbaydzana" t. I,"[sah 202 -1958 ,Baku .
 
 اساس سلسله قره قویونلی ها را شخصی با نام بایرام خوجه ترکمن پی می ریزد. در آن زمان بایرام خوجه به عنوان یکی از امرای سلطان اویس جلایری تیموری، در تبریز سکونت داشت.

بعداز فوت سلطان اویس جلائری بامتّحد کردن طوایف ترکمن قره قویونلی، زمام امور کشوری را بدست میگیرد. او در سال ۱۳۸۰/م. رخت از جهان می بندد و در بین بازماندگان وی مبارزه بر سر تصاحب منصب امور حاکمیّت در میگیرد. در نهایت این رقابت یکی از فرزندان او بنام قره محمّد تورکمن میدان را میبرد و بر سر حاکمیّت منتقل میشود. او اساس دولت قره قویونلی ها را در مرکز شهر "وان" پی می ریزد و آنجا را بعنوان پایتخت انتخاب میکند.

در آنزمان وسعت این دولت در بین دریاچه وان تا رود فرات امتداد پیدا میکرد. این رخداد اساساً مربوط به رویدادهای سالهای ۱۳۸۷/م. می باشد.

که تیمور لنگ در آنزمان در سمرقند حکمرانی میکرد، متوجّه رشد و حضور سرکرده ای رقیب در تبریز میگردد و با وی وارد جنگ میشود. فرزند برومند قره محمّد ترکمن بنام قره یوسف به همراه یکی از امرای قره قویونلی بنام پیر حسن دولت را مستحکم دفاع می کنند و تیمور شکست ناپذیر را در جنگی که در میدان"موش" در گرفته بود، چنان شکست سختی میدهند که منجر به عقب نشینی و فرار لشگر تیمور بطرف سرحدات خود میگردد. تیمور لنگ در سال ۱۴۰۵ /م. در شهر اوترار چشم از جهان فرو می بندد.

قره یوسف و سلطان احمد که مدّتی بدور از دسترس تیمور طی طریق کرده بودند، به محض خلاصی از زیر بار مملوکهای سوریه و مصر، با جمع آوری قشون درسال ۱۴۰۶ /م. بغداد و سپس تبریز را مسخّر میکنند. سال بعد پادشاهی گرجستان گئورگی (جورجی) هفتم " Georgjy VII " را تابع خود میکنند. لشگر سرازیر شده در ماه آوریل سال ۱۴۰۸ / م. از جانب سمرقند و خراسان به فرماندهی فرزندان تیمورشاه بنامهای میرانشاه وشاهرخ سایه بر دولت تازه شکل گرفته ترکمنان قره قویونلی می اندازد. از این رو قره یوسف ترکمن بپا میخیزد و قشون سایه انداز بر دولت ترکمنان قره قویونلی را تار و مار و میرانشاه را به سزای اعمال خود میرساند. این واقعه از جمله یکی از مهمترین رخدادهای تاریخی بعنوان "جنگ در آترپاتاکان" صفحات ویژه ای را در تاریخ بخود اختصاص میدهد. بعداز آن واقعه، اردبیل و سلطانیه نیز تحت تأثیر دولت قره قویونلی ها قرار میگیرد. قره یوسف در سال ۱۴۰۹ /م. ماردین را نیز به تصرّف خود در می آورد. در سال ۱۴۱۰ /م. قره یوسف دوست و رقیب همدرجه حکمروان خود احمد جلائری را نیر از صحنه خارج میکند. این جنگ در نزدیکی تبریز اتّفاق افتاده است. قره یوسف در سال ۱۴۱۱ م. با پرچم پیروزی وارد بغداد میشود. بدین ترتیب دولت قره قویونلی ها شکل میگیرد.

وسعت دولت قره قویونلی ها در آن ایّام از کوردان شروع، ارمنستان، کردستان، عراق عرب را نیزمتصرّف میشود. در آن ایّام پایتخت خودرا به تبریز منتقل میکنند. قره یوسف در سال ۱۴۲۰ /م. بدرود حیات میگوید. پیکر مرده از فرط بیماری قره یوسف، تا سه روز محفوظ و بعداز آن با تشریفات ویژه بخاک سپرده میشود. بعداز او پسرش اسکندر زمام امور دولت قره قویونلی ها را برعهده میگیرد. او در سالهای ۱۴۲۱ - ۱۴۲۹ /م. بر تخت پادشاهی می نشیند و در رابطه با سرزمین ارمنستان خودرا( "شاه ارمن")("ارمن پادشاسی") نامیده بود. اسکندر۱۶ سال بر سریر دولت قره قویونلی  ۱۴۳۶-۱۴۲۱ /م.حکمروائی کرد.

او در مسائل ملّی ارمنی فعّالانه شرکت می جست و اقدامات مؤثّری در پیشبرد مسائل مملکتی از قبیل سیاست، فرهنگ و مسائل دینی بانجام میرسانیده است. او در تمام مسائل مملکتی اعم از دیپلماسی، قوای جنگی رهبران دینی ارمنی را شرکت می داد.

این تفاهم بالاخصّ در دوره حاکمیّت جهانشاه قره قویونلی بعنوان بخشی از موضوع تاریخی از اهمیّت ویژه ای برخوردار است. جهانشاه فرزند قره یوسف تورکمن در سالهای ۱۳۹۹ -۱۴۶۷ م. بعنوان برجسته ترین شخصیّت تاریخی خودرا به منصه ظهور میرساند. او برادر کوچکتر از خود اسکندر است. کسی که در احراز تخت شاهی به یاری جهانشاه شتافته، شاهرخ سلطان خراسان بود. جهانشاه با سیاستمدار ظریف نسل تیموری به تفاهم رسیده بود.

برای تحقیق و شناخت بیوگرافی، سیاست، زندگی شخصی و حتّی خلاّقیّتهای ادبی جهانشاه فوند "ماتناداران Matenadara" با ارزش ترین خزانه ملّی محسوب میشود. جهانشاه از جمله حکمرانان شاعری است که دارای استعداد ژرف و صاحب افکار و اندیشه های کلاسیک از نوع اصیل آن می باشد.

او در ادبیّات با عنوان "حقیقی" تخلّص میکرده است که انگیزه انتخاب این تخلّص هنوز برکسی معلوم نیست ولی میتوان آنرا در افکار و اندیشه های عرفانی او جستجو کرد. یکی از اسناد قابل ملاحظه ای که در مورد جهانشاه نظر ما را جلب نمود، مقاله ای است که در هفدهم نوامبر سال ۱۹۲۴ /م. در نشربّه "تایمز" بچاپ رسیده بود. در این مقاله از وجود یکی از دستنوشته های "دیوان شعر" جهانشاه حقیقی پرده برداشته می شود. این دیوان شامل ۱۰۸ غزل، یک مستزاد بوده است.

از این تعداد ۸۷ قطعه بزبان ترکمنی می باشد. دبلیو. مینورسکی بعداز مطالعه این مقاله بدنبال تحقیقات بیشتر درحول و حوش آثار آن می پردازد. بعداً دبلیو مینورسکی مقاله ای تحت عنوان"جهانشاه قره قویونلی و آثار ادبی او" را در بیولتنی که در لندن بچاپ میرسید طیّ سری شماره )"Byulleten", t. XVI y 1954 .bel 2 .( منتشر نموده است.

براساس اطّلاعاتی که در دیوان دیگر جهانشاه که در موزه لندن طی شماره 9493 ,Muzey( ( نگهداری میشود، در مورد ترکمن بودن خود اطلاعات قاطعی ارائه داده است. این اطّلاعات مواد ارزشمندی از تاریخ ادبیّات ترکمنی را ارائه میدهد که مربوط به حلقه ادبیّات قبل از مختومقلی می باشد. از سال ۱۹۶۰ /م. به بعد در عرصه علوم ادبیّات ترکمنی نسخه دیگری از "دیوان" دستنوشته های جهانشاه مکشوف میشود. این نسخه از "دیوان" دستنوشته جهانشاه اینبار از خود ایروان، از "ماتناداران" پیدا شده است.

در این "دیوان" کشف شده جهانشاه، ۵۸ غزل و ۱۶ رباعی بزبان ترکمنی، همچنین ۷۹ غزل هم بزبان فارسی موجود می باشد. از غزلیّات فارسی این مجموعه تعداد ۲۰ غزل را پژوهشگر تاریخ و ادبیّات ترکمنستانی آقای قندوم قربان اف بزبان ترکمنی ترجمه کرده است. ...".
 
[29 Nov 2010] [8 AM] [امـین محمدی]
[13 Nov 2010] [11 AM] [امـین محمدی]

خط بابری

تورکان در تاریخ چندین خط اختراع نموده، آنهارا به گنجینۀ دانش وتمدن بشری افزوده اند. خط ارخون – یینی سای وخط اویغوری از آن شماراند.افزون براینها ، تورکان در درازای تاریخ از خطوط مختلفی چون میخی ، هیروغیلف ، آرامی ، سغدی ، لاتین ، عربی ، سیرلیک وغیره  استفاده نموده اند.

همچنان ، آنها بااستفاده از خطوط دیگر خطهای دیگری نیز ایجادکرده اند. ظهیرالدین محمد بابرشاه درسده دهم هجری دست به اختراع خطی تازه زد که درتاریخ به نام " خط بابری" یاد میشود. به گونه یی که خودبابر در اثر ماندگارش " بابرنامه " نوشته ، او این خط را در سال 910 هجری درکابل اختراع کرده است.چنان مینمایدکه ، بابرباتوجه به نارسایی خط عربی در ارائه ونمایش ویژگی ها آوایی زبان تورکی ودشواریهای نوشتاری وخوانشی متنهای نوشته شده با این خط " خط بابری" را اختراع کرده است.

باوجود آنکه ، بابر در " بابرنامه " در مورد خط اختراعی خود سه بار سخن رانده ، ولی درهیچ یک از آنها راجع به مقصدش از این کار و ویژه گی های آن معلوماتی نمیدهد. بابر دریکی از شعر هایش از این خط چنین یاد کردی دارد:

تورکلرخطی نصیبینگ بولماسه بابر نیتانگ

بابرخطی ایماس دور خطی سیغناقی دورور

در دانش بابرشناسی امروز، دو الفبای منسوب به " خط بابری" برای دانشمندان معلوم است :

یکی الفبای متشکل از 29 حرف است که طاهربن محمد قاسم مؤرخ عصرهشترخانی درکتاب " عجایب الطبقات " با عبارت " خط بابری این است " معرفی کرده است.

دیگری خط " مصحف بابری " است که زیرشماره (50) درکتابخانه آستان قدس رضوی شهر مشهد (ایران ) محفوظ است. گفتنی است ، خط مصحف شماره (50) درکتابخانه آستان قدس رضوی سالها ناشناخته مانده بود. نهایت ، دانشمند ایرانی احمد گلچین معانی بامطالعه وپژوهش روی خط این مصحف دستویس ، نظر به اینکه سال کتابتش نیمه نخست سده هفدهم میلادی ( نزدیک به زمان بابر) ، کاغذش کشمیری وتذهبش هندی وخطش مجهول وناشناخته بود، خط مصحف را بدون شک وشبهه همان " خط بابری" اعلان کرد. حال ما دو الفبای مختلف منسوب به " خط بابری" در اختیار داریم که هیچ یک از حروف آنها به هم همانندی ندارد. این مسئله را که کدام یک ازاین دو خط واقعاً " خط بابری" است یا اینکه هیچکدام ، پیداشدن یک متن نوشته به این خط کدام از کتابخانه یی حل خواهد کرد. به هر رنگ ، " خط بابری" آخرین خط اختراعی تورکان درتاریخ تمدن بشری است.

 

هردوالفبا را باحروف عربی به گونه مقایسوی در جدول ذیل نشان داده شد:

خط بابری

محمد حلیم " یارقین "

[7 Nov 2010] [2 PM] [امـین محمدی]

محمد صالح راسخ یلدرم

محمد صالح راسخ یلدرم

محمد صالح راسخ یلدرم فرزند ملا محمد قُلی در سال 1338 هـ ش در قریۀ باغبوستان ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب دریک خانوادۀ روحانی بدنیا آمد. درچهار سالگی پدرش را ازدست داد. تعلیمات ابتدایی را درمکتب متوسطۀ قرغان وبعداً در لیسۀ ابومسلم اندخوی فرا گرفت . درسال 1358 بعداز سپری نمودن امتحان کانکور به فاکولتۀ ادبیات وعلوم بشری پوهنتون کابل شامل شده و درسال 1361 از آن فاکولته فارغ گردید و درسال 1362 هـ ش شامل کدر علمی فاکولتۀ ادبیات وعلوم بشری پوهنتون کابل گردید وتا سال 1371 در آن فاکولته مشغول تدریس بود.

استاد محمد صالح راسخ یلدرم از سال 1363 تا 1365 طور داخل خدمت پروگرام ماستری را سپری نموده ودیپلوم ماستری خویش را در رشتۀ زبان وادبیات دری از آن پوهنتون بدست آورده است. در سال 1371 بنابر مشتعل شدن جنگ در کابل اوبه مزارشریف رفت و در پوهنتون بلخ مصروف تدریس شد وتا هنوز در آن پوهنتون ایفای وظیفه منماید.

استاد راسخ یلدرم عضو هیأت رهبری انجمن نویسندگان جوان افغانستان ، عضو شورای مرکزی انجمن نویسندگان افغانستان و معاون انجمن فرهنگی امیر علی شیر نوایی بود.

محمدصالح راسخ یلدرم

 مقالات ونوشته هایش در مجله های هنر، عرفان ، ملیت های برادر، افغانستان – تودی ، تعاون ، دُر دری ، توغری یول ، اندیشه ، یولدوز، یاغدو وجراید دیگر چاپ شده است که تعداد آنها بامقالات چاپ ناشده در حدود 100 مقاله میرسد.

کتابهایی تحت عناوین : " ناصرخسروقرن پنجم هجری " ، " بررسی هایی دربارۀ ادبیات شفاهی دری " وکتاب " شجرۀ تراکمه " را تصحیح ومنتشر کرده است. 

استاد راسخ یلدرم دیوان بیرم خان و داستان " زهره – طاهر" را نیز تصحیح نموده است.

استاد راسخ یلدرم اولین فرهنگ ترکمنهای افغانستان را تحت نام" فرهنگ راسخ" (ترکمنی – دری ) را درسال 1388 به مردم افغانستان تقدیم نمود.

موصوف برندۀ جایزۀ ادبی " نوایی " ازسوی انجمن نویسندگان افغانستان وجایزۀ ادبی " ناصرخسرو" میباشد. درسیمینارهای بین المللی حکیم ناصرخسرو منعقدۀ کابل ، سیمینار فردوسی منعقدۀ کابل ، تاریخ ومدنیت ترکمنها منعقدۀ عشق آباد ، مواریث فرهنگی ترکمنها منعقدۀ عشق آباد ، سیمینار خواجه احمد سیری منعقدۀ مزارشریف و....دیگر کنفرانسها وسیمینار های علمی اشتراک کرده وسخنرانی نموده است.

استاد راسخ یلدرم درقبال وظیفۀ دانشگاهی در کمیته های فرعی با اکادیمی علوم افغانستان ، وزارت اطلاعات وکلتور، وزارت تعلیم وتربیه  ورادیو افغانستان همکاری داشته است.

[1 Nov 2010] [3 PM] [امـین محمدی]
 کاشغرلی محمود تورک دنیاسنینگ پارلاق ییلدوزی

کاشغرلی محمود

تورک ادبیات آسمانینگ اینگ پارلاق ییلدوز لرنینگ بیره گی وهمده تورکولوژی مکتب نینگ اساس غویجی سی شیخ محمود بن الحسین الکاشغری دیر.

کاشغرلی محمود سنه ( 380 هـ ) ییلنده حاضرکی قیرغیزستان  جمهورلیغینده اورون توتان ایسق کول جهیل چه سنینگ یقین لیغینداکی باسغان شهرینده دنیا اینیپ و ( 97 ) یاشینده دام عالمدان اوتیپ دیر.

پروفیسور دوکتور رشاد گنج آدلی عالمینگ آیدیشینه گورا : محمودینگ آتاسی باسغانلی بولوپ سونگره کاشغره گوچوپ باریپ دیر ومحمود کاشغر ده دوغیلانی اوچین کاشغرلی محموآدینده مشهور بولوپ دیر.

 اونونگ آتا بابا لری (( تگین ))  یاخاقان زاده بولوپ و محمودینگ آتاسی هم اوز وقتینده زبان شناس اکن . محمودینگ اوزی شجره سی حقنده بویله دییار: اجداد لرم امیر بولوپ دیرلر، یونه (( خمیر)) خطاب بولنیپ دیر. نامه اوچین کیم اوغوز ( ترکمن لر) امیر سوزینی دوغری تلفظ ادیپ بیلمان سونگ الف حرفی (( خ)) تلفظ ادیپ امیری (( خمیر)) دیپ آیدیپ دیرلر.

منینگ آتا بابالرم تورک توپراق لرینی سامانی لرینگ الیندان آزاد ادیپ (( خمیر تگین )) لقب بیلن مشهور بولوپ دیرلر. محمود یاش لیغینده آت چاپدیریش ، اوق یای آتیش ، گوراش ، غلیچ اویوننی ، چوگان اویونی یالی اویون لربیلن علاقه سی کوپ باراکن ، کاشغرلی محمود امیر زاده بولسه دام اشراف لیغه یوز گتیرمان اوزینی ایل اولس ایچنده گوریپ تورک توپراق لرینی غریش غریش سوکیپ گیزیپ تورک تیره طایفه لری بیلن یقین دان تانیش بولوپ دیر.

محمود فرغانه ، کاشغر، ایسیق کول ، طراز، نارین وچو شهرلرینی گوریپ یغما ، تخسی وچگل تیره طایفه لری بیلن غولای دان تانیش بولوپ و اوغُوزلر " ترکمن لر " آراسینده یاشاپ ترکمنی ، چگلی ، یغما وقیرغیزی سوزلیش لرینی غووی جه اورانیپ اولارینگ ایچنداکی داب دستور( فولکوریک ژانرلری ) توپلاپ دیر.

کاشغرلی محمود چپراستعدادلی بولانی اوچین اوز دوری نینگ گورنیکلی علم لی شخصیت لرینگ جمله سیندان حساب بولوپ اورا نان علم وبیلمینی بیوک عالم جارالله زمخشری یالی خلق خدمتینده غویوپ دیر.

محمودکاشغرلی نینگ یازان " دیوان اللغات الترک " اثرینی عباسی لرنگ ( 27) نجی خلیفه سی " المتقدی بامرالله " طلب ادیپ دور. کاشغرلی محمود عمری نینگ (97) یاشینده " دیوان اللغات الترک " اثرینی یازیپ وبول اثرده تورکی خلق لارینگ فولکلور، حماسه لر وقهرمان چیلیق لرینی سیغدیریپ تورکی وعربی دیل لرینی بیر بیری بیلن دنگ لاشدیریپ دیر وشول ایکی دیلی تاقیملی آت گبی دیپ بللاپ گچیپ دیر.

یونسکو خلق آرأ فرهنگی غورمه سی بول بیوک تورک شخصیتیندان قدر وحرمت لماق اوچین ( 2008) نجی میلادی ییلی کاشغرلی محمودینگ ییلی دیپ بللاپ دیر. بول بیوک شخصیت دان آنچمه یوورت لرشول جمله دان ترکیه جمهورلیغی ، ترکمنستان ، اوزبکستان ، ایران جمهورلیقلاری وافغانستانینگ دیمرغازیق بولگه لرنده ترکمن واوزبک فرهنگی لری طرفیندان قارشی آلیندی ، رحمتلی کاشغرلی محمودینگ یاتان یری یاختی ، جایی جنت دان بولسون واونونگ آدی همیشه دیل لرده وقلب لرده اورون توتسین.

 گونش

[31 Oct 2010] [3 PM] [امـین محمدی]
شیدایی

شیدایی ( 1730- 1800 میلادی ) یکی ازشعرای برجسته این سده است. اگرچه او میراث ادبی بزرگی را ازجهت کمیت بجا نگذاشته است ، ولی داستان منظوم ( گل وصنوبر) او دربین مردم مشهور ومنظور شده است. سوژه این داستان به داستان « سیف الملوک ومدخال جمال »  معروفی نزدیک بوده ، شیدایی نیز مانند معروفی در آفریدن این داستان از کتاب معروف « هزارویک شب» بهره برده است. اما هریک از آنها به شیوه خود از این اثر معروف استفاده نموده اند.

گل وصنوبر

نمونه ای از شعر شیدایی :

سخنورم بوایامه ،  مـی  قوییب  ایچمشام  جامــــــــــه

منینگ بودردتلــی  سینامه نچه  دووین  داغلار گــچدی

بودنیا باش طاعــــــــت خانه ، طاعت دان بولمه بیگانه

اعتبار یو قدور بوجانه ، آنچه حاسته ، ساغ لار گچدی

ترجمه :

دراین  دنیا سخنورم ، می در جام نوشــــــــــــیدم

در ســــــــــــینه ام دردهای زیادی نهفــــــته است

این دنیا محل طاعت است و از طاعت غافل مشو

اعتباری نیست بر بیمار و ســالم همــــــــه رفتند

درسده نُزدهم میلادی نیز این جریان ادبی که مخدوم قُلی فراغی اساس آنرا گذاشته بود، تداوم پیدا میکند. در ادبیات این دوره ریالیزم ساده وتمایلات مردمی به روشنی بازتاب یافته وسطح بدیعی وهنری اشعار وداستانها ارتقا می یابد و درآثار ادبی بیان حوادث و وقایع زندگی تعمیق یافته ومشخص تر میگردد. دراین دوره پایه های جریان ادبی ریالیستی تقویه میگردد وازجانب دیگر، داستانها و آثار به شکل کتاب آفریده میشود داستانهای زیبای « زهره- طاهر» از ملا نفس ، « جنگ نامه » از عبدالستار قاضی از آن جمله اند. بسیاری از شعرای سده 19 که بیشتر در باره حوادث تاریخی نگاشته اند، خود بمثابه مبارزین فعال در این نبردها شرکت ورزیده اند. از آن جمله آنان سید نظر سیدی ، ملانفس ، ذلیلی ودیگران را میتوان نام گرفت.

دوغدیم دییپ غوانمه ، تانگله باتار سینگ

مونینگ بیلــن نه مراده یترســـــــــــــــینگ

نه غافل ســــــن یول اوستینده یاتار سینگ

گیچیپ کـــــــروان تور اوستینگدن توزگیلر

***

غـــــــوربان اولام یرانلرینگ قولینه

هفته ســـــــــــینه ،ستا نینه ، چولینه

« هو!» دییانده شیدایی نینگ دیلینه

شــــــــــکرالله حقیقت دن سوز گیلر

 تاریخ وفرهنگ ترکمنها؛ص  ۱۷۸-۱۷۹

نشرمطالب وبلاگ یگیت باذکر منبع مجاز است

[26 Oct 2010] [2 PM] [امـین محمدی]

 اته لرسوزی عقل نینگ کوزی

دانش عوام شاخه يي است از علم مردم شناسي و عبارت است از علم به آداب و رسوم، بازيها و سرگرميها، قصه ها، افسانه ها، داستانها، ضرب المثلها، چيستانها ، ترانه ها، سرودها و تصنيفهاي شادي و غم يك قوم و ملت كه زبان به زبان و دهن به دهن از نسلي به نسلي مي رسد و جمع آوري و بررسي دقيق انها بسياري از نكات تاريك و مهم زندگي و معيشت، اخلاق وعادات، عواطف و احساسات و طرز تفكر و انديشه و اجمالاً خصايث روحي و ملي ان قوم و ملت را آشكار مي سازد.

 ما اكنون ضرالمثلها را موردبحث قرارر مي دهيم

ضرب المثلها

ضرب المثلها در ميان مردم و از زندگاني مردم پديد مي آيد و با مردم پيوند ناگسستني دارد. اين جملات كوتاه زيبا لولو انديشه و دانش مردم ساده و ميراثي از غناي معنوي نسل هاي گذشته است كه دست به دست و زبان به زبان به آيندگان مي رسد و آنان را آمال و آرزوها، باغم وشادي ، با عشق ونفرت، با ايمان و صداقت و با اوهام و خرافات پدران خود آشنا مي سازد زبان شيرين تركي، در نتيجهء فكر موشگاف و باريك بين و نكته سنج تركي از لحاظ امثال و حكم از بهترين و غني ترين زبانهاي زندهء دنياست.

ما مي خواهيم با ترجه و توضيح مختصر ضربالمثلهاي تركي اوزبيكي در خدمت هموطنان عزيزخويش باشيم:

ضرب المثل: آته لر سوزي عقل نينگ كوزي

ترجمه: گفتار پدران چشم عقل و خرد است.

توضيح : گفتار بزرگان و پندواندوز پدران و نيكان ما آيينهء تمام نماي عقل و خرد است كه بايد از ان استفاده كرد و بر غناي فرهنگي امروزي مان بايد افزود و از نكات مثبت و عمده آن در زنگي بهره ور و از نكات منفي آن درس عبرت گرفت.

آز آز اورگه نيب دانا بولور          قطره قطره ايغيليب دريا بولور

ترجمه:  با كم كم فراگيري انسان دانشمند مي گردد و از مجموعهء قطره ها دريا به وجود مي آيد.

توضيح: انسان نبايد انتظار آن را داشته باشد كه در يك شب و روز و در مدت اندك عالم و دانشمند گردد؛ زيرا اين نا ممكن است، بايد اندك اندك آموخت تا دانشمند شد و نبايد دنبال فراگيري علم و دانش را ترك گفت يعني علم و دانش را بايد فراگرفت هر چند اندك هم باشد، همینگونه قطره به تنهايي خود قطره است اما از مجموع قطره ها دريا به ميان مي آيد. اين ضرب المثل از فرموده هاي امير عليشير نوايي است.

ضرب المثل : مهمان كيلر ايشيك دن ، رزقي كيلرتيشيك دن

ترجمه: مهمان از در مي آيد و روزي وي از سوراخ (روشندان) مي آيد.

توضيح: يعني با آمدن مهمان از در رزق و روزي او از روزن مي آيد. نبايد با آمدن مهمان پريشان و دلتنگ شد بلكه به عزت و احترام مهمان هر چند نان و پياز هم باشد و هر آنچه كه در توان ميزبان بوده باشد در خدمت مهمان قرار دهد و از مهمان با پيشاني باز استقبال نمايد، پيغمبر خدا صلي الله عليه وسلم فرموده اند: كسيكه به خدا و روز آخرت ايمان داشته باشد بايد مهمان خود را عزت و اكرام نمايد، و اين ضرب المثل تركي اوزبیكي هم دلالت به مهمان نوازي تركان مي كند.

ضرب المثل : بال شيرين، بال دن باله شيرين

ترجمه : عسل شيرين است اما فرزند از عسل شيرينتر است.

توضيح : اين ضرب المثل اوزبیكي بال بر فرزند دوستي و شفقت تركان نسبت به فرزندان شان است. در زبان تركي اوزبیكي براي عسل بال مي گويند و اين باله كلمه مجرد نيست بلكه كلمه مشتق است كه از بال گرفته شده كه به معناي عسل است يعني والدين فرزندان شان را كه از عسل هم شيرينترند ، دوست مي دارند.

داکتر اسدالله محقق

[26 Oct 2010] [2 PM] [امـین محمدی]

اســــــطوره های تاریخی ترکان

اسطوره تاریخی ترکان

اسطوره شناسی

ماترکان ، که تاریخ درخشانی ازگسترش فرهنگ بشری ، تبلیغ شیوه ی حیات معقول وغیرت ومعنویت درسراسرکشورهای جهان داریم، دارای مجموعه ی عظیم میتولوژی نیزهستیم که به دو گونه ی :

اول- اسطوره – های آفرینش

دوم - اسطوره های تاریخی تقسیم میشوند. اسطوره های آفرینش ترکی در اساطیرملل یونانی ، آلمانی ، چینی ، هندی، وبه تبع آن فارسی وجزآن ، تأثیرجدی برجای گذاشته است. اسطوره های تاریخی نیز در آویزش با قهرمانی ها، بزرگواریها ، خرد ورزیها وگاه مصائب وبلایای اجداد ونیاکانمان آفریده شده است. در « دیوان » از میان این اسطوره ها ، چهاراسطوره به مناسبت هایی نظیر وجه تسمیه وشرح اتیمولوژی وریشه – شناسی نام های تاریخی وجغرافیایی داده شده است.

 

نخستین اسطوره ی تاریخی

به هنگامی که ذوالقرنین ، سمرقند را پشت سرنهاده به سرزمین ترکان گام می گذارد، بافرمانده جوان ترکان موسوم به " شو" رو در رو میشود. وی کسی بودکه قلعه ی " شو" درنزدیک " بالاساغون" را نیزبنا کرده بود. هر روز در دیوان کاخ وی در شهر ، 360 بار برای بیگان طبل ودهل می نواختند. زمانی که خبر نزدیک شدن ذوالقرنین را به " خاقان شو" میرسانند، بی اعتنایی میکند ودرپاسخ ، فرورفتن اردکها درآب استخر نقره ای متحرک خود اشاره میکند.واین ، درحالی است که چهل ترخان خودرا برای کنترل اوضاع مرزی به اطراف رود خجند اعزام داشته بود. چون ذوالقرنین از رود خجند رد میشود، خاقان بالفور به سمت مشرق به راه می افتد . مردم نیز به دنبال وی ره می سپارند.

 تنها بیست ودو نفر برجای میماند. دوتن نیز خسته از راه وعرق ریزان به آنان میرسند. آن دو مرد میگویند: " ذوالقرنین مسافری است که سرانجام ازین جاهم رد شده ، میرود ولی مابرجای خود میمانیم " . بیست ودو تن دیگر به آنان " قال آج " ( درمعنای : کرسنه بمانید) . میگویند واین ریشه ی نام ترکان قالاج (خلج) است که دو تیره اندوچون ذوالقرنین برآنان میگذرد وآنان را درهئیت ترکان میبیند ، به آنان " تورک مانند " خطاب میکند ونام " تورکمن " نیزاز آن روزگار میماند.

این اسطوره را کاشغری در ریشه یابی معنای کلمه ی " تورکمن " می آورد . موضوع اصلی اسطوره ، تکیه برخرد ورزی وتدبیر خاقان شو است که گرچه میتوانست با ذوالقرنین مقابله کند، اما راضی به ریختن خون تلفات انسانی نمیشود.

نظامی گنجوی خرد ورزی خاقان ترک دراین اسطوره را از زبان او خطاب به اسکندر چنین به نظم کشیده است :

رقیب منا، خیزش ودر پیش کن

توشونیزواندیشه ی خویش کن...

خطایی که امـــــــــیدواری دهد

عتابی که برصـــلح یاری دهد

فســــونی که بندد ره جنگ را

فریبی که نرمی دهد سنگ را

من وتوزخاکیم وخاک از زمی

همان به که خــــاک بود آدمی

همه ســـــرورخاک است وبس

کسی نیست درخاک بهترزکس!

قویدل مشو، گرچه دستت قوی است

که حکم خـــدا برترازخسروی است

ربیع از ربیعی نماید ســـرشت

حموزاز تموز آورد سرنوشت

سکندر به انصاف  نام آوراست

وگرنه زما هریک اسکندراست

مپندارکز من نیاید نـــــــــــبرد

برآدم به یک جنبش ازکو گرد

ولیکن به شاهــی ونام آوری

نیم باتو درجســــتن داوری...

 

دومین اسطوره ی تاریخی

هنگامی که اسکندر به سرزمین اویغوران نزدیک شد، باچهار هزار سرباز خاقان رو در رو گشت که به هردو سوی پشت وروی خود تیراندازی میکردند. ذوالقرنین وقتی این حال را می بیند ، میگوید اینان شکار چیان ماهری اند که هیچگاه گرسنه نمی مانند.

محمود کاشغری میگوید که این اسطوره را از " نظام الدین اسرافیل توغان تگین " فرزند  " تونقاخان " شنیده است.

سومین اسطوره ی تاریخی

خاقان ترک ، سربازان جوانی را برای مقابله با اسکندر ، اعزام می دارد. وزیرش از او میخواهد که افراد تجربه دیده را اعزام کند. هم ازاین رو، خاقان فردی سالخورده وتجربه دیده اعزام میکند. دراولین شبیخون ، جوانان ترک سپاه اسکندر درهم می پراکنند وجوانی از آن میان ، باشمشیریکی از سپاهیان را تاناف به دونیم میکند چنانکه حتی کمر زرین وی را نیزمی بُرد ودانه های طلا از کمر بند او بردامنه ی کوه پخش میشود. از آن روزگار، آن کوه را " آلتون قان " (= خون زرین) مینامند.

دراین اسطوره ی تاریخی ، موضوع اصلی ، بیان شجاعت ، تهور وغیرت جوانان ترک وخرد ورزی خاقان است .

چهارمین اسطوره ی تاریخی

" خاقان شو" تاچین را پشت سر نهاده بود. وقتی ذوالقرنین به تعقیب او می پردازد، خاقان نزدیک سرزمین اویغوران ، قشونی را به جنگ با اسکندر اعزام میکند. اسکندر نیز سپاهی میفرستد که درآلتون قان به هم میرسند. اما باهم صلح میکنند واسکندر راه خود پیش میگیرد ومی رود و " شو " درآن سرزمین قلعه ها وشهرهایی مستحکم بنا میکند وبرآنها طلسم نیز می نهد.

نشرمطالب وبلاگ " یگیت " باذکر نام مجاز میباشد.

[25 Oct 2010] [6 AM] [امـین محمدی]

میرزا اسدالله خان غالب ترکمن الاصل دهلوی

میرزا اسدالله خان غالب

( 1212 هـ ق / 1796 م  -  1285 هـ ق 1869 م )

میرزا اسدالله خان غالب ، عبدالله بیگ نینگ اوغلی بولوپ اصلی سلجوق ترکمن لریندان بولیور.اول مشهور شاعرویازیجی بولوپ دیر، اونونگ آته بابه لری، زمان شاه عالم نینگ وقتینده اوز دوغدیق جای لریندان گوچوپ هندوستانینگ لنگهو شهرینده اوتریمدار بولوپ دیرلر.

عبدالله بیگ اول یردان حیدرآباده باریپ نواب نظام علی خانینگ خدمتینده بولیور، اوندان سونگره " الور" باریپ راجه بختاور سنگهـ  خدمتینده بولوپ یاراغ گوتریار وحربی ایشلاربیلن غاتناشیار وبیرسواش ده شهید بولیور.

شول وقت میزرا اسدالله خان غالب باش یاشینده بولوپ آته دان یتیم غالیورواگره صوبه داری نصرالله بیگ خانینگ حمایت نینگ آستینده یاشایور.

سنه ( 1806م ) ییلده بریتانیا کمیسارلیقلاری طرفیندان باسیب آلینان زمانی اودوقیز یاشینده اکن ، میرزا اسدالله خان غالب یاشلیغیندان شعر آیدماق لیغه باشلایور واجد علی شاه سنه ( 1847 م ) ییلنده دهلی تختنده اوتریور ومیرزا غالب نینگ شعرلرینه هرییلده ( 500) روپیه انعام بیریوراکن .

نواب رامپور (1859 م ) ییلده میرزا غالب نینگ شاعرلیغینی ایشدیپ هرآیده (100) روپیه آیلیق برمه لی بولیور، میرزا غالب بیرآز وقت دان سونگره رامپوردان دهلی باریور و(73) یاشینده شول یرده عالمدان ئوتیور.وخواجه نظام الدین اولیانینگ غابتالینده توپراغه تابشرلیور.

میرزا غالب دینگه شاعر دالدی اول چپرو اوکده یازیجی هم دی ، اونونگ " قاطع برهان " آدلی اثری نثرشکلنده یازیلاندیر، اونونگ بول اثری سنه ( 1276هـ ق ) ییلنده یازیلیب دیر.

اونونگ بول اثری هندی عالملارینگ اورته سینده کوپ کان غوغا توزیریور، بیرتوپاری برهان تبریزی بیلن بولدیلار وغاتی انتقاد اتدیلار وبیر توپاری هم میرزا غالب بیلن بولوپ اوندان دفاع اتدیلار.

غالب از خاک پاک تورانیم

لاجرم  در  نسب فرهمندیم

ترک  زادیم  و در نژاد  همی

به  سُـترگان  قوم   پیوندیم

ایبکم   از  جماعت   اتراک

در  تمامی ز ماه  ده  چندیم

فن   آبای ما کشاورزی ست

مرز بان  زاده ی  سمرقندیم

میرزا غالب ذواللسانین شاعربولوپ فارسی و اردو دیل لرینده شعرآیدیپ دیر، اول اردو شعرینگ اساس غویجی سی بولوپ شونونگ اوچون " پدر شعراردو"  یادلان یورلر. اونونگ شعرلرینده فلسفه وعرفان عقیده سی کوپ بولوپ وفارسی دیلینده دام شعر آیدانینه غووانیپ بو یله دییور:

فارســــی ببینی نقش های رنگ رنگ

بگذرازمجوعه اردو که بیرنگ منست

غالب تورک بابری لر دورینده یاشاپ شونونگ اوچینم بابری لرینگ اینگ سونگقی شاه سی ایکینجی بهادرشاه زمانینده یاشاپ اونی وصف اتیورویاش نینگ سونگینه چنلی شونونگ بیلن بولیور.

نشرمطالب یگیت با ذکر منبع مجاز است

[12 Oct 2010] [2 PM] [امـین محمدی]
قـربان دوردی ذلـیلی

 قـــربان دوردی ذلیلی

دوست نزدیک ومعاصر سیدی ، قربان دوردی ذلیلی ( 1795- 1850 م ) یکی از شعرای برجسته این دوره است که مؤلف اشعار اجتماعی وعاشقانه زیاد میباشد. او خواهرزاده شاعر بزرگ ترکمن مخدومقلی فراغی بوده ودرسال 1795 میلادی ( 1220 هـ ق ) متولد شده است. ذلیلی تحصیلات خودرا در مدرسه " شیرغازی " خیوه به اکمال رسانیده ودرتاریخ ادبیات ترکمن یکی ازشعرای خوش قریحه وبا استعداد محسوب میشود.

ذلیلی درسال 1819 میلادی هنگامی که خان خیوه محمد رحیم خان مقاومت ترکمن هارا درهم شکسته ، سرزمین شاعر را غارت میکرد، ذلیلی را به مثابه فرمانده نظامی که درنبرد رویا روی قرارداشت ، به اسارت در می آورد. شاعر هفت سال را دراسارت بسر برده وقمست اعظم آثار خویش را نیز مثل مسعود سعد سلمان دراسارت سروده است.

قربان دوردی ذلیلی بعدازمرگ محمد رحیم خان از خیوه فرار کرده به زادگاهش برمیگردد. آثار این شاعر رزمجو نیز به آفرینش ادبی سیدی مشابهت کلی داشته وبین هر دو مناسبات دوستانه خیلی نزدیکی برقرار بوده است.

اشعار ذلیلی ازبهترین نمونه های اشعار کلاسیک ترکمن محسوب میشود که درآنها اندیشه ها وافکار گوناگونی بازتاب یافته وحوادث و وقایع آنروز گار ترسیم گردیده است.

منبع : کتاب تاریخ وفرهنگ ترکمنها صفحه 183- 184

مؤلف کتاب : استاد محمدصالح راسخ یلدرم 


بیگانه یغشی

اوتورشی بیر، کونگلی آیه غرداش دان

شــــــــیرین ملاقات لی بیگانه یغشی

یوز مونگ منت بیلن بیریلن آشــــــدان

ایسنگ طعام یاقـــــــمز دهانه یغشی

 

کونگلیل بیرقوش، قین اوچمه سی بوسن سونگ

کایش آرتار غصــــه ســـــــــری باســــــــــن سونگ

دیدینگینگ بولمان ســونگ عشقینگ تاسن سونگ

ســـــوزله ســـــنگ ســـــوزگیلـــــمز زبانه یغشی

  

آتسنگ نشانه دگر اوقینگ دوغری سی

بیرمنزله یتمز یوکینگ ایگـــــــــــری سی

باســــــمه سیندن چیقار اوبه اوغرسی

یگـــــــــــیت ساده گراک ترکانه یغشی

  

بیله نینگ یغشــــــــی لیق یادیندان گیتمز

دوست ، دوستدان یمانلیق گورسه اونوتمز

بولاندان ســـــونگ عاجزلیقدان ایش بیتمز

بولماق لــــــــیق هرایشـــه مردانه یغشی

  

اصلینه یت سوزمعنی سین سورمده

چیقماق مشکل پیکام غالسه یاره ده

عقــــل اوروش ایتمز " آو" دییپ آره ده

اوروش اتمـــــــــــک یابیر نادانه یغشی

  

ذلیلی دییر یورگین اولینچانگ سرخوش

گیزله ســـــــرینگ هرنامرده ایتمه پاش

اگرالدان گـــــــــــیلر، گیلمز هربیرایش

هابای ، سیاست دشـــــــمانه یغشی

نشرمطالب وبلاگ یگیت با ذکرمنبع مجاز میباشد

[6 Oct 2010] [1 PM] [امـین محمدی]

محمود کاشغری

حتما شما هم از چند ماه قبل انتخاب سال ۲۰۰۸ به عنوان سال محمود کاشغری از سوی یونسکو را در مطبوعات خوانده و یا شنیده اید.

محمود کاشغرلی
یونسکو سال ٢٠٠٨ را – به پیشنهاد وزارت فرهنگ ترکیه- به نام محمود کاشغری زبانشناس مشهور ترک (اصلا از ترکان اویغورستان- ترکستان شرقی) نامگذاری کرده است.


سال ۲۰۰۸ دقیقا مصادف با هزارمین سال تولد این شخصیت مشهور تاریخی است که جزو یکی از پیشرو های رشته زبان شناسی و دایره المعارف و لغت نامه نویسی است.


وقتی به زمان های بسیار دور و دانشمندان آن زمان فکر می کنیم اولین حسی که به ما دست می دهد حس تعجب است.تعجب از این که چطور یک نفر در هزار سال قبل ،زمانی که هنوز کتابت به آن معنای کامل رایج نبوده و اغلب مردم دارای سواد خواندن و نوشتن نبودند عمر خود را صرف اینگونه کار ها می کند و ماحصل آن یکی از بزرگترین و قدیمی ترین دایره المعارف ها و لغت نامه های دنیا می شود .


تصور کنید اگر کسی امروزه و با وجود انواع وسایل نقلیه سریع و وسایل دیجیتال پیشرفته بخواهد تمام کشور های تورک نشین را از چین تا قلب اروپا مسافرت نموده ، لهجه های مختلف را یاد بگیرد ، فولکولورهای آنها را ضبط کند و با آنها مدتی زندگی کند ، چند سال باید صرف کند و چه هزینه گزافی باید متحمل شود؟!. حالا به حدود هزار سال قبل برگردید . زمانی که کاغذ برای نوشتن بسیار نایاب بود و وسایل سفر اسب و شتر بودند. نه نقشه درست و حسابی بود و نه امکاناتی که لااقل بسیاری از کار ها را سریعتر کند.تنها چیزی که در دانشمندان آن زمان وجود داشت همت،بالا بود.


کاشغری اغلب کشورهای تورک نشین را گشته است.با آنها زندگی کرده ، اخت شده و اغلب شعر ها ، ضرب المثل ها ، گویش ها ، لغات و اصطلاحات را ضبط کرده است و در نهایت در سنین کهنسالی کتاب را به پایان رسانده و از خود برای ما به یادگار گذاشته است.

محمود کاشغری یا به بیان کاملتر محمودابن حسین ابن محمد کاشغری در سال ۱۰۰۸ میلادی(۳۸۰ هجری) به دنیا آمد.عده ای زادگاه او را کاشغر می دانند ، اما بسیاری نیز بر این عقیده اند که وی خان زاده ای است که در شهر بارسغان که امروزه در شهر قرقیزستان واقع شده است به دنیا آمده و سپس به کاشغر رفته.


آنطور که نوشته شده است وی در جوانی به علت اینکه پدرش فرمانروا بود فنون رزمی و سوارکاری را در حد اعلای خود فرا گرفته اما سپس به علت عشقی که در دلش ایجاد شده بود به سیر و سفر و جمع آوری اطلاعات پرداخت تا کتابهای خود را بنویسد.


وی سپس به بغداد رفت .این دوره مصادف شده بود با قدرت روز افزون تورک ها و زمان خلیفه عباسی ابولقاسم عبدالله ابن محمد المقتدای بامرالله.به همین دلیل نیاز به آشنایی بیشتری با زبان و فرهنگ تورک ها در بین حکومت وقت احساس شده بود. همین باعث شد که این کتاب بیشتر ارزش پیدا کند.


سال تالیف کتاب را بین سالهای ۴۶۶ و۴۷۰ حدس می زنند که تقریبا کاشغری در آن زمان حدود ۸۸ سال داشته است. به گفته خود کاشغری این کتاب چهار بار بازخوانی ، تصحیح و بازنگری شده است تا کتاب بی نقصی نوشته شود.


وی سپس از بغداد به زاد بوم خود برگشته و در شهر کاشغر ساکن شده است و در سال ۱۱۰۵ میلادی در سن ۹۷ سالگی در گذشته است.

کاشغر و مزار کاشغری
مزار محمود کاشغری در شهر اوپال در نزدیکی کاشغر قرار گرفته است.کاشغر مرکز ایالت ترکستان چین و یکی از غربی ترین شهرهای چین است. این شهر مروارید جاده ابریشم نام داشته و یکی از قدیمی ترین شهرهای اسلامی چین است.


کاشغر شهری سرسبز و آباد است و رود “قیزیل سو” که از دامنه های “آلا داغ” سرچشمه می گیرد از میان این شهر می گذرد.این شهر تاکستان های مشهوری دارد.


مزار کاشغری نه در خود کاشغر که در شهر اوپال قرار دارد .قبلا در مورد مزار کاشغری حدس و گمان هایی زده می شد اما به طور رسمی تعدادی از باستانشناسان در اواخر سال ۱۹۸۲ توانسته اند مزار وی را در ۴۵ کیلومتری شهر اوپال کشف کنند.وقفیه این مکان نیز سپس پیدا و منتشر شد و از سال ۲۰۰۶ مزار کاشغری به موزه تبدیل شده است و همه ساله میزبان گردشگران بسیاری است.

دیوان لغات ترک، در اصل لغت نامه-دائره المعارفی برای یاد دادن زبان ترکی به اعراب و به زبان عربی است. در این اثر همچنین در باره تاریخ، فولکلور، میتولوژی، جغرافیا، مردم شناسی، طوائف و ادبیات ترکان پیش و پس از اسلام معلومات داده می شود و قواعد دستوری زبان ترکی و لهجه شناسی آن بررسی می گردد. نقشه رنگی مدور موجود در دیوان، نخستین نقشه جهان ترک است. محمود کاشغری و اثرش دیوان لغات ترک را بنیانگذار تورکولوژی و یا علم ترکی شناسی نامیده اند.


بی شک دیوان لغات ترک در ردیف سنگ نوشته های اورخون، یکی از مهمترین گنجینه های ادبی جهان تورک، ترکان آزربایجان جنوبی و دیگر نقاط ایران است. اما آزربایجانیان دلیل دیگری برای اعزاز و گرامیداشت این اثر گرانقدر دارند. زیرا آنها سهم و نقشی اساسی در حفظ این اثر و رساندن آن به روزگار ما داشته اند. چرا که نسخه منحصر به فرد دیوان لغات ترک، تحفه آزربایجان و یا دقیقتر محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی به جهان تورک و مدنتیت می باشد.


این کتاب نخستین واژه نامه جهان و کتاب تورکی پژوهی و به صورت دانشنامه است. کاشغری در این کتاب مخزنی از واژگان تورکی تهیه کرده است که بر اساس قواعد صرف زبان عربی نوشته شده است. وی در این کتاب برای شرح کلمات از ضرب المثل ها ، شعر های حماسی فولکولر ملل تورک و همچنین مثال هایی از زندگی مردم بهره برده است. وی در این کتاب دو زبان عربی و تورکی را در مقابل هم قرار داده و به این ترتیب قدرت این دو زبان را مساوی دانسته و حتی اشاره کرده است : “تورکی و عربی همچون دو اسب شرط بندی هستند”.


این دانشنامه در هشت کتاب و هر کتاب در دو بخش و هر بخش بر اساس هنجارهای صرف زبان عربی سازه بندی شده و حاوی ۷۵۰۰ تکواژ ، ۲۹۰ ضرب المثل و ۲۲۰ قطعه شعر است.


خود کاشغری در مقدمه دیوان خود می نویسد :
“من شیوه های گویشی تیره های ترک،ترکمن ، اوغوز ، چیگل، یغما، قیر غیز و سروده هایشان را فرا گرفتم ،ضبط کردم و بهره ها بردم.بدانگونه که زبان هر تیره از آنان با بهترین اسلوبی در پیش من گرد آمد. من آن را به رساترین صورت نظم دادم و به آراسته ترین ترتیب بیاراستم. به فضل الهی این کتاب را به عنوان یادگار جاویدان و اندوخته ای ابدی تالیف کردم و دیوان لغات الترک نام نهادم… من این کتاب را به سخنانی سرشار از حکمت ، سجع، امثال،شعر، رجز و نثر بیاراستم و به ترتیب حروف ، معجم ساختم. جهت آنکه خواهنده بتواند خواسته خود را در جای خود و جوینده جسته اش را در جایی که باید بیابد، هر کلمه ای را در جای خود آوردم .ژرفایی آنها را معلوم ساختم و سختی های آنها را هموار کردم…. در کتاب برای باز نمودن دیدگاهها ، دانش و جهان بینی ترکان ، مثال ها از اشعارشان آوردم.مثل ها و سخنان حکمت آمیزشان را نیز که در فراخی و آسایش و شادمانی ، با اندیشه هایی والا بر زبان رانده اند، فراهم ساختم….همراه با آن در کتاب کلمات بسیار مهمی گرد آوردم.بدینگونه، کتاب در پاکیزگی و شفافی به نهایت رسید و در زیبایی و لطافت به غایت برتری برفت.


در این کار که دل بر آن داده ام ، از خداوند مدد می جویم . هر گونه نیرو و توانایی ما از اوست و او ما را بسنده است و نیکوترین یاور ماست. ”


کاشغری در همین مقدمه به حدیثی از پیامبر اشاره می کند که به گفته خودش از دو نفر از پیشوایان بخارا و نیشابور شنیده است. وی می نوسید:


“سوگند یاد می کنم که من از یکی از امامان ثقه بخارا و نیز یکی از امامان اهل نیشابور شنیدم و هر دو با سلسله سند روایت کنند که پیامبر ما چون نشانه های رستاخیز و فتنه آخر الزمان و نیز خروج ترکان اوغوز را بیان داشت چنین فرمود : زبان ترکی را بیاموزید زیرا که آنان را فرمانروایی دراز آهنگ در پیش است.
اگر این حدیث صحیح باشد – بر عهده راویان آن- پس آموختن زبان ترکی کاری بس واجب است و اگر هم درست نباشد خرد اقتضا می کند که مردم فرا گیرند”.

تنها نسخه موجود دیوان لغات الترک به خط کاشغری نبوده بلکه به خط یک آزربایجانی اهل ساوه بنام “محمد بن ابی ابکر بن ابی الفتح الساوی” است. ناسخ خود را چنین معرفی می کند: “از نوشتن فارغ شدم بنده نیازمند به خدای تعالی محمد بن ابی ابکر بن ابی الفتح الساوی ثم الدمشقی، عفا الله تعالی عنه”. در واقع این نسخه منحصر به فرد دیوان لغات الترک را که توسط محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی استنساخ شده می بایست “نسخه آزربایجانی دیوان” نامید. این نسخه که تخمینا بعد از گذشت دویست سال از تحریر کتاب در شهر دمشق سوریه نوشته شده اکنون در موزه آیاصوفیای استانبول در ترکیه نگاهداری می شود.

نکته جالب در مورد این کتاب این است که تا مدتها اثری از این کتاب پیدا نشده بود تا اینکه مرحوم علی امیری آن را در راسته صرافها پیدا کرد . ماجرا به طور خلاصه از این قرار است که علی امیری مثل همیشه به دوستی به نام برهان بیگ در این راسته سر می زده است.یک روز برهان بیگ به او می گوید یک نسخه خطی گرانقیمتبرای فروش نزد من آورده اند که مشتری ندارد. کتاب را به بنیاد دانش نشان داده ام و آنها قیمت آن را به یک سوم قیمت تعیین شده پیشنهاد کرده اند.علی امیری بعد از نگاه کردن به آن متوجه می شود که اثر گم شده بسیار با ارزشی را پیدا کرده است.ارزش کتاب سی لیر تعیین شده بود پول کتاب را پرداخت کرده و با عجله به منزل می رود تا اوراق آشفته دیوان را منظم کند و آن را مطالعه نماید.بعد ها معلم رفعت این کتاب را از امیری به امانت می گیرد و آن را رونویسی و تصحیح می کند.


به این ترتیب افتخار نخستین نشر متن این کتاب نصیب مرحوم احمد رفعت ،معروف به معلم رفعت گردید که وی آن را در سال ۱۳۳۵ هجری قمری در استانبول به چاپ رسانید.


سپس در سال ۱۹۲۸ مرحوم کارل بروکلمان این کتاب را به زبان آلمانی برگرداند.البته این ترجمه کامل نبود و تنها شامل ۷۹۹۳ تکواژ می شد.


سپس این کتاب توسط عاطف قونیه ای و بعد از آن توسط بسیم آلاتای به ترکی استانبولی ترجمه شد.وی در واقع دو ترجمه معلم رفعت و عاطف قونیه ای را که دارای اشکالات زیادی بودند،تصحیح کرد و کتاب او بی نقص تر از بقیه شد.


در سال ۱۹۶۳ این کتاب به ترکی ازبکی نیز برگردانده شد صالح مطلب اوف با استفاده از ترجمه آلاتای این کتاب را در تاشکند منتشر کرد.


ترجمه انگلیسی دیوان نیز در سال ۱۹۸۵-۱۹۸۲ توسط دو تن از اساتید دانشگاه هاروارد به نام های روبرت دنکوف و جیمز مک کلی در سه مجلد به چاپ رسید.


در سال ۱۹۹۷ ترجمه این کتاب به زبان ترکی قزاقی نیز آماده چاپ شد.اصغر کرماشولی آگابایوف در شهر آلما آتی دست به ترجمه این کتاب زده و آن را در سه مجلد چاپ کرد.


بالاخره در سال ۱۳۸۴ شمسی این کتاب توسط دکتر حسین محمدزاده صدیق به فارسی ترجمه شده و در اختیار فارس زبانان قرار گرفت.در بعضی از مطالب این متن نیز از این کتاب کمک گرفته شده است.

آفتاب آذربیجان

[29 Sep 2010] [11 PM] [امـین محمدی]

شمعـیکه خاموش شـد

شهید محمد کامل " صحبت "

استاد محمد کامل " صحبت " از دنیای فانی درگذشت چون شمعی تا آخرین نفس سوخت روشنی داد بالاخره خاموش شد اما روشنی آن نه تنها امروز بلکه جاودانه در محیط کشور ماساطع خواهدبود. مرحومی یکی از مردان منور وسخنوران بزرگ کشور دارای ذوق لطیف واحساسات وطنخواهی پشتیبانی اصلاحات اجتماعی وخواهان ترقی کشور بود اواز یک روح پرآروزو ازیک قلب پاک پرمحبت نمایندگی میکرد. استاد محمد کامل " صحبت " از سرزمین کشور ما رخت بر بست دیگر بازگشتنی نیست گویا به آن قیافه نجیب وآن چهره گرم دوستداشتنی خود وداع کرد او مردی بود زندگانی اش را وقف تحصیل علم وادب ساخته بود، جز در راه معارف وآبادی وطن خویش سرگرمی وتفریح نداشت .

رفتی وشکست محفل ما

هم محـــفل ماوهم دل ما

 استاد محمد کامل " صحبت " : تنها به خاندان شان نی ، بلکه به عموم مردم اندخوی یک ضایعه بزرگ است . حقا که استاد یک انسان شریف وشخصی برده بار و ویک نمونه اخلاق وپسندیده وهرچند به تعریف آن قلم در دست گرفته سخن انسانیت وشخصیت شانرا تحریر کنم هنوز کم است.

زمانه جوبادست باد از نخست

نقاب از رخ گل به عزت کشد

گـــهت برنشاند وبرخش مراد

تنش را بخــــــاک مذلت کشد

استاد گرامی کلمات شیرین وحروف های رنگین درسخن سرای ادا میکرد. صد دریغ درعالم جوانی از طرف دشمنان شربت کل نفس ذایقة الموت را باصدای ارجعی لبیک گفته نوشیدند.

خیر! همه اینجان بنوبه خود این جام شربت را نوشیدنی است ، لهذا بنده ازحضوت آن ذات اقدس بیچون استدعا نموده طلب مغفرت برای شان خواهانم وبس.

بنده از بــهر او نیاز کند

مغفرت ازخدای بی همتا

محمدحسن " جانکویر"

[27 Sep 2010] [11 AM] [امـین محمدی]

افغــانستـانلـی تـرکــمن لرنینگ طــایفه لری

Turkmen

کمونیزم اندیشه لی لر طایفه لرینگ تیره لره بولینشینی نفاقه سبب خیال ایتدیورلر، اما بویله دال . هیچوقت طایفه لرینگ شاخه لره بولینشی نفاقه سبب بولیپ بیلمیور.

هاووه !

عقل آدم زادینگ باشنده چراغ دیر ، یاغشی یمان ، فایده و ضرر لری مدام آدمزاده گورکزیب دورملی ، بو بیر طبیعی مسئله دیر انسانینگ وجدانی  ، رحمانی نفس بیلن شیطانی نفس لرینگ تارتیشیق وجدل میدانی دیر. البته انسان رحمانی نفسینه تابع بولسه فرشته یالی دیر ، واگر ده شیطانی نفسینه قُل بولسه دیو ، یوها وموجک یالی دیر.

بوبیر آچیق مسئله دیر ، انسان وایل لرنینگ آره لرینه نفاقی آدمزاد ینگ ظالم نفسی گیترملی ، نه طایفه وتیره لر، هر مشغله ، هر اوبه وهر یوویرت لرینگ انسان لری اگرنفس لرینه حاکم بولسه لرآره لرینده  آغیزدیل بیرلیگ بولملی ،  اگر تاریخ لره سر ایتدسک بوباره ده کان حکایت لره گوز لرمیز دوشملی .

هاووه : آدم آتانینگ هابیل وقابیل اوغول لری نامه اوچین نفاق تاپدی لر؟ اوزمان لرده طایفه دان نشانه یوقتی ، شهزاده عبدالطیف ناشه اولوغ بیک یانی عالم ویوقاری اندیشه لی آته سینی اولدیرتدی ؟ سلطان حُسین میرزا نینگ غارشی سینه ناشه بدیع الزمان اوغلی توردی ؟ اورنگ زیب نامه اوچین دارا شکوه یانی عالم دوغان نی اولدیردی ؟ شویله شرملی حکایت لر تاریخ لرده اوران کان .

غیسغه سوز اوغوز خانینگ یایرو لرنینگ شاخه وعروقی غووانج خاطره لی تاریخ دیر، بوگون بوتاریخ نشانه لی آدلری یادلر دان چیقاریش لیق تورک خلق لرنینگ تاریخ لرینه ننگ لی وآزار لی درد دیر. غویبرینگ اوغوز خانینگ غووانج خاطره لی طایفه وتیره لرنینگ کاروان لری یوز مونگ ییل لره چنلی بونقش ونگار لر بیلن باشغه دا مونگ لرچه تیره لری تازه دان دوره دیب ایز لرینه تیرکاپ بواوزین و دویب سیز جهانینگ سفر یول لرینی بیر عالم سنسه لت لر بیلن اونگه آلیب بارسین لر.

اگربیز قایی ، بیات ، قزاق ، افشار، قرقین ، یایندر ، یازیر، اگدیر، چاودیر، قبچاق ، خلج ، آیماق، وقارلیق دیسک بیر دنیا معلومات لرینگ بارلیق لری بیزلره بللی بولیور، اگر بیزلرینگ محقق لرمیز هر بیر آدلرینگ حقنده تحقیق اتسه لر البته کتاب لر بارینی بیر دنیا افتخار بیلن تألیف اتسه گراک بوگون کی جهان ده رواج بولن ، یاغشی آدم لرینگ یادینه مکتب لرینگ اوبه لرینگ ، یول لرینگ ومسجدلرینگ آدلرینه غوی یور لر.

امّا ترکمن لرینگ یاغشی آدم لرنینگ آدلرینی طبیعت وزمانینگ سیری اوبه لره غویان لر. مثلاً : بوگون شبرغان ، آقچه ، بلخ ، و دولت آباد لرده تاغان ، غازان ، دالی ، قره بویون ، چکوش ، آرانجی اوگم ، چوپ باش ، چار شانگی ، غورچانگی ، چایی ، هارون ، غیزیل آیاق و باشغه ده لر تویس لی آدلی اوبه لربار ، شوآدلرینگ هممه لری اوغوز خانینگ یایرو لریندان ، باش گوتریب جهان ده آد غزه نان غوز لرینگ آد لری دیر، بوآدلرینگ هر بیرلری یالقوم آتیپ دورن تاریخ دیر، بوآدلری اهمیت سیز بیلیب دار گوز لربیلن باقیش لیق غیرت سیز لیق دیر.

ترکمن گورینشی تاریخ ده

۶۸-۶۹ لانجی صحیفه سی

کتابینگ یازوجی سی : عبدالکریم بهمن

[26 Sep 2010] [3 PM] [امـین محمدی]

مهاجر بایرامی  

ایلینگ دان گونینگ دان آیریلیپ غریب

مســافــــــر بایرامینگ مبارک بولسون

تحــقیر بولوپ یاد ایل لرده سارغاریپ

مهاجــــــــربایرامینگ مبارک بولسون 

مســــــافــــرســــن یاغداینگی بیل یاغشی

وطــــــــــــــن دیپ جگربغرینگ دیل یغشی

" اورسه سوکسه خوار لاسه ده ایل یغشی "

مسافربایرامینگ مــــــــــــــــبارک بولسون

وطن داشینگ عیدینگ غوتلاپ گیلماز می

گلــــــیپ سنینگ حال یاغداینگ بیلماز می

انسان بورده عـــــید ده اویناپ گولماز می

مهاجــــــــــــر بایرامینگ مـبارک بولسون

بُوقوپ گــــیزمالی می مهاجر بولن

عـــــــیال اولادیندان اوزاقده غالان

یکه گل دک باغدان آیریلیپ سولن

مسافر بایرامینگ مبارک بولسون

عـــید ده هرکیم غووی طعام ایار لار

سچاق یازیپ دورلی میوه غویار لار

اولــــی کـــــــیچی تازه گیم گیار لار

مسافـــــربایرامینگ مبارک بولسون

عید ده دوست یارینگ اوینه بارینگ

باریپ اونینگ حال یاغداین بیلینگ

غووی آرزو ادیپ یاردم گورکازینگ

مسافــــربایرامینگ مبارک بولسون

مسافرینگ عید ده یوراگی گولماز

بایرام نامه دی گین مهاجر بیلماز

مسافر یاغدائی باشقا دینگ بولماز

مسافربایرامینگ مبارک بولسون

 

مشهدمقدس 29/10/1377

مرحوم  عبدالمجید " ایشچی "  نینگ شعری

مهاجرغوشلار : 25 – 26 لانجی صحیفه

 

[7 Sep 2010] [9 AM] [امـین محمدی]

 ترکمن لرنگ هندوستانداکی ایز لری

هندوستان داکی قطب مناره سی

قطب منار

قطب مناره سی دهلی داکی ترکمن لرنینگ ایلکنجی سلطانی قطب الدین آیبک مشهور به سلطان لک بخش طرفیندان (۱۳)   XIII عصرینگ باش لرینده ( ۱۲۰۶ - ۱۲۱۰ م ) ییلده دویبی توتیلیور.

 

 بول منار یتدی طبقه دان دوزه لیپ ۵/۷۲ متر ( ۲۵۸) فت اوزین لیغی بار ، بول مناره نینگ ایچکی آیلاولی باسغانچاق لرنینگ سانی ۳۷۸ ساناق بولان ،  یونه بول بنأ نینگ دولی غورالن کشفینی گورمک قطب آیبکه میسر بولمه یور وبول منارینگ غورولشیق ایشینی اونونگ میراث دوشار گیووی ، سلطان آلتمیش دوام ایتدیریور.

قطب مناره سی حاضرکی دوره ده دهلی نینگ باش نشانی حساب لان یور، بول منارینگ یتدی طبقه سیندان باش طبقه سی آباد غالیپ دیر، قطب الدین آیبک اوز وقتینده دهلی ده قوت الاسلام  آدینده بیر بیوک مسجدی هم بنأ ایتدیریور.

قطب الدین آیبک قطب منارینی غوردیرماق لیق اوچون ایران دان و خراسان دان هنرمند داش اوریجی لاری تجربه لی استاد لاری چاغردیب دیر، بول منار مثالی یرینگ گوبگی یالی عجائب گوزل نقشه لر بیلن بنأ بولوپ جهان سیاح لرینی اوزینه چکیور.

مناره نینگ یوزینه ئویلیپ یازیلان یازغی لرینگ کاسی لری اوقیدیرمان ودینگه دورت نجی غاباتینداکی یازغی لری اوقیماق بولیور، اونده ( بو مناره لرینگ غورولشیغی ترکمنستان ، عربستان و ایران پادشاه لار نینگ حکمدار لیغی دور ینده آلینیپ باریلدی )  دا دیان یازغی لار بار ، کاسی معلومات لره گورا قطب منارینگ اینگ یورقارقی ایکی اوجی ۱۳۷۸ م  ییلده گویجلی یلدرمنگ چاقماغی ضررلی زیان چکیب دیر.

دهلی سلطان لرنگ اینگ سونگقی شاه سی فیروز شاه توغالاق ترکمن  بول مناره نینگ طبیعی آفت لر سبابلی ضرر یتیشان یرلرینی دیکلتماک باره ده آلاده ایدیپ دیر.

قطب الدین آیبک عادل ومهربان پادشاه بولانی اوچون ( شاه لک بخش ) لقبنی غازانیپ اول سنه ( ۱۲۱۵ م ) ییلده لاهور شهرینده ( چوغن ) اویونینی اویناپ یورکا جاننی حقه تابشریپ دیر ، اونونگ مقبره سی لاهور ینگ انار کلی بازار نینگ یقین لیغینده اورون توتوپ آیبک جاده سی آدینده مشهور دیر، قطب الدین ( ۲۰ ) ییلاپ هندوستانده حکومت لیک سوریور و اون دورت ییلاپ آدینه خطبه اوقیلیور.

گونش

[4 Sep 2010] [5 PM] [امـین محمدی]

عبدالکریم بهمن

عبدالکریم " بهمن "

 

غم یویدیب یتن سگسنه یاشــــــــــیم

ایل غمنده هنوز غوغاده باشـــــــــــیم

محروم لیقده یاریس مادی تورک ایلیم

بوغایغی دن زهر آغزیمده آشـــــــــیم

 

 

 

برنجی صحیفه

[1 Sep 2010] [10 AM] [امـین محمدی]
عبدالخالق مسکین کتابی 

بللی : 

کتابینگ آدی : آچیلمادیق غنچه لر 

بازوجی : عبدالخالق " مسکین " 

مال یاردم چی سی : ترکمن محصل لر وترکمن ییگیت لر 

چاپ سانی : بیرنجی  

سان : 1000 جلد 

چاپ ییلی : جدی 1388 هـ ش 

آچیلمادیق غنچه لر دان برنمونه :

 

ایل گچر 

گیل  ای کونگلوم  مغرور  بولمه  دنیاغه 

گونلار   گچر    آیلار   گچر     ییل  گچر 

بلبل دک مست   بولیب اُوچر  سام باغه 

باغلار   گچر  بوستان   گچر   گل  گچر 

 

بول فانــــی دنیا دیر بولماز پایانی  

وقتـــــــینده یویدر ، گدانی شاه نی 

غره یره تقدی اول ســـــــــلیمانی  

بگلــــر گچر شاه لر گچر ایل گچر  

  

اوتر موندن همه جاندار وبی جان 

دریا لر غوریب داغ بولریکسان 

زمین چپه بولیب غوپرلر آسمان 

آی گون گچر یلدوز گچر یل گچر 

  

بول چرخی فلــک دیر چـــرخنی چالن  

گــــــیدر آخر بـــــرگون بو دنیا گیلن 

رستم دک گرز اوریب داغلاری بولن 

شـــــیرلر گچر پلنگ گــچر فیل گچر 

  

گیل ای " مسکین " ال اوز فانی جهاندن 

خدا   آیرماســـــین   نور   ایمان     دن 

هــــــیچ زاد غالمز مگر قادر سبحان دن 

کتته  گــــچر  کچیک  گــــچر  قیل  گچر

 برنجی صحیفه

 ۱۳۸۸/۱۱/۰۵

[1 Sep 2010] [10 AM] [امـین محمدی]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترکمنستان - Türkmenistan

 

 

 

 

 

 

 

نشان ملی

 

 

 

 

 

 

کشوری در آسیای میانه است. این کشور تا سال ۱۹۹۱ با نام جمهوری شورایی ترکنمستان یکی از جمهوری‌های تشکیل دهنده اتحاد شوروی بود. ترکمنستان از جنوب با افغانستان و ایران، از شمال با ازبکستان و قزاقستان و از باختر با دریای خزر همسایه‌است و از طریق این دریا با کشورهای جمهوری آذربایجان و روسیه نیز همسایه‌است. نام کشور «ترکمنستان» از دو بخش «ترکمن» و «ستان» تشکیل شده‌است، که به معنای "سرزمین ترکمن‌هاً است. مردم این کشور اکثراً ترکمن هستند و به زبان ترکمنی (شاخه‌ای از زبان‌های ترکتبار) صحبت می‌کنند.

 

 

 

 

 

 

 

صفرمراد نیازاوف بالباس سنتی ترکمن

 

 

 

 

 

 

 

۸۰٪ درصد مساحت ترکمنستان را صحرای قره قوم تشکیل می‌دهد که دارای آب و هوای خشک است. ولی ناحیه رشته کوه کپه داغ در جنوب کشور و نزدیکی مرز ایران آب و هوای مناسبی دارد و عشق آباد و سایر شهرهای مهم در این ناحیه هستند. ترکمنستان دارای منابع بزرگ گاز است که آن را به کشورهای مختلف از جمله ایران وافغانستان صادر می‌کند. رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۰۷ براساس آمار صندوق بین‌المللی پول حدود ۱۱٫۵٪ بوده ‌است که آن را یازدهمین کشور دارای رشد اقتصادی سریع می‌سازد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیشتر جمعیت ترکمنستان در جنوب و باختر کشور (کناره دریای خزر) زندگی می‌کنند.

صفرمراد نیازاوف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حکومت ترکمنستان جمهوری ریاستی و تک ‌حزبی است و رئیس جمهور اختیارات گسترده ‌ای دارد. رئیس جمهور ترکمنستان و شخص اول این کشور از هنگام استقلال تا سال ۲۰۰۶ صفرمراد نیازف بود. رئیس جمهور کنونی کشور قربان قلی بردی محمداوف است. سیاست ترکمنستان بیطرفی در مسائل جهانی و منطقه‌ای است.

قربان غلی بردی محمد اوف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترکمنستان در آذر ۱۳۷۰ (اکتبر ۱۹۹۱) با رأی مردم در همه پرسی استقلال، موجودیت خود را به عنوان یک کشور مستقل اعلام نمود و رسما نام «ترکمنستان» را برای کشور خود برگزید. قانون اساسی ترکمنستان نیز در ۱۸ مه ۱۹۹۲ در چهاردهمین نشست مجلس ترکمنستان به تصویب رسید. بر اساس این قانون اساسی، ترکمنستان کشوری دمکراتیک و اداره آن به شکل جمهوری ریاستی است.

 

 

 

 

 

 

 کوه های کپه داغ

 

 

 

 

 

 

بر اساس قانون اساسی ترکمنستان، رئیس جمهور مقامات قوه اجرائیه و قضایی را منصوب می‌کند و نیز نامزدهای انتخابات مجلس را تصویب می‌نماید. مدیریت در محل‌ها از سوی استانداران صورت می‌گیرد. بر اساس قانون اساسی، استانداران در حکم نمایندگان رئیس جمهور هستند و زیر نظر رئیس جمهور فعالیت می‌نمایند و نیز از سوی خود رئیس جمهور منصوب و یا برکنار می‌گردند.

 

 

 

 

 

 

 عشق آباد

 

 

 

 

 

 

قوه مجریه: بر اساس قانون اساسی ترکمنستان، رئیس جمهور که به طور مستقیم توسط مردم انتخاب می‌شود، رئیس کابینه وزیران ترکمنستان است.

 کنار خزر

 

 

 

 

 

 

قوه مقننه: بر اساس قانون اساسی کشور، در ترکمنستان دو ارگان قانون گذاری وجود دارد:

 یگیت

 

 

 

 

 

 

خلق مصلحتی (شورای مردم):خلق مصلحتی همایش نمایندگان ملت است. سالی یک بار جلسه دارد. بخشی از اعضای آن انتخابی و بخش دیگر نیز بر اساس سمت خود به عضویت آن در می‌آیند. رئیس جمهور، هیئت دولت، نمایندگان مجلس، رئیس دیوان عالی، رئیس دادگاه عالی اقتصادی، دادستان کل، استانداران و خلق وکیل لری (نمایندگان هر کدام از مناطق مسکونی) عضو این مجلس هستند. رئیس خلق مصلحتی رئیس جمهور است.

 

 

 

 

 

 

 دختر ترکمن بالباس سنتی

 

 

 

 

 

 

مجلس نمایندگان:

پارلمان ترکمنستان ۵۰ نماینده دارد که از پنجاه حوزه انتخاباتی به مدت پنج سال انتخاب می‌شوند. مجلس ابتکارات رئیس جمهور و تصمیمات خلق مصلحتی را به‌عنوان قانون تصویب می‌نماید و برنامه‌های کابینه وزیران، بودجه کشور و گزارش‌های اجرای بودجه را تأیید می‌نماید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقسیمات:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واحد اداری ۵ ولایت  است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آخال

 

 

 

 

 

 

بلکان

 

 

 

 

 

 

داش‌حوض

 

 

 

 

 

 

لباب

 

 

 

 

 

 

 مرو

 

 

 

 

 

 

 

 ترکمن گاز

 

 

 

 

 

 

اقتصاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترکمنستان در فهرست چهار کشور بزرگ تولید کننده گاز طبیعی و چهار کشور تولید کننده نفت در شوروی سابق قرار دارد. ذخائر اثبات شده نفت و گاز این کشور ۲۰۰۰ میلیارد متر مکعب گاز مقام چهاردهم جهان و ۵۴۶ میلیون بشکه نفت است. بیشتر ذخایر نفتی کشور در غرب ترکمنستان از جمله در پهنه دریای خزر متمرکز شده‌ است. ذخایر گاز طبیعی تقریباً در سراسر خاک کشور پراکنده ‌است.

 

 

 

 

 

 

 ترکمن نفت

 

 

 

 

 

 

معادن نمک کلسیم در منطقه قویرداق وجود دارد. ذخایر نمک‌های طبیعی دریایی در خلیج قره بوغاز متمرکز است. در این منطقه موادی همچون میرابیلیت و دیگر مواد پر ارزش وجود دارد. بیشتر زمین‌های کشاورزی ترکمنستان را دشت قره قوم تشکیل می‌دهد که اغلب برای چراندن گوسفند قره‌گل مورد استفاده قرار می‌گیرد. در زمین‌های کشاورزی کشور محصولاتی همچون پنبه، میوه و تره بار و انگور پرورش می‌شود. امور پرورش کرم ابریشم نیز توسعه یافته‌است. در طی سال‌های اخیر، تولید گندم نیز افزایش خوبی داشته‌است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برق ترکمنستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترکمنستان اقتصادی رو به رشد دارد و با توجه به منابع سرشار نفت و گاز و پنبه از طریق سرمایه گذاری مشترک صنایع پایین دست را گسترش داده‌است و جزو معدود کشورهایی است که فراورده‌های نفتی صادر می‌کند. و با فراوری محصول پنبه و با اتکا به نیروی کار خود صنایع فعال نساجی پیشرفته‌ای دارد که از بازار فروش بالایی در سطح جهان برخوردار می‌باشد و با فروش سالانه مقدار زیادی گاز به کشورهایی چون اوکراین و روسیه و چند کشور دیگر از جمله ایران، اقدام به کسب درآمدهای سرشار می‌کند.

 

 

 

 

 

 

 دخترترکمن

 

 

 

 

 

 

مردم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیشتر مردم ترکمنستان، ترکمن هستند و اقلیت قابل توجهی روس و ازبک نیز در این کشور حضور دارند. سایر اقوام قزاقها، تاتارها، اوکراینی‌ها، ارمنی‌ها، آذربایجانی‌ها و بلوچ‌ها هستند.

 

 

 

 

 

 

 مردم ترکمنستان

 

 

 

 

 

 

مذهب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اسلام مذهب اکثر مردم کشور است. ۸۹٪ ترکمن‌ها مسلمان (اکثرا پیرو مکتب حنفی از مذهب اهل سنت) و ۹٪ پیرو کلیسای ارتدوکس روسیه هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 توپلاپ سایته یوکلان  :امین "محمدی"

 

 

 

 

 

 

 

 

[30 Aug 2010] [6 AM] [امـین محمدی]
کلمه ترکمن

سئوالی که در ابتدا به آن می‌پردازیم‌ این است كه‌ چرا تركمن‌ها به‌ این‌ اسم‌ خوانده‌ شده‌اند؟ برای‌ روشن‌ كردن‌ این‌ نكته‌ لازم‌ می‌آید كه‌ از مناسبت‌های‌ تركمن‌- اوغوز حركت‌ كنیم‌. برای‌ اینكه‌ این‌ امر در حل‌ معمای‌ منشاء و ماهیت‌ نام‌ تركمن‌ كمك‌ شایانی ‌خواهد كرد.
اینكه‌ واژه‌ های‌ تركمن‌ و اوغوز دو نام‌ برای‌ یك‌ قوم‌ معین‌ ترك‌ است‌، در منابع‌ تاریخی‌ ترك‌ بطور كلی‌ امری‌ پذیرفته‌ شده‌ به‌ نظر می‌رسد. در نیمه‌ دوم‌ قرن‌ گذشته ‌ا. وامبری اینطور می‌گوید: « قبول‌ این‌ دیدگاه‌ كه‌ اجتماعاتی‌ كه‌ اعراب‌ به‌ آنها نام‌ «غز» را داده‌اند، تركمنهای ‌زمان‌ ما هستند، كاملا درست‌ است. ‌(1)»
نمت‌ با استناد به‌ هوستما (2) می‌نویسد كه‌ تركمنها به‌ جای‌ اسم‌ قدیمی‌ خود یعنی‌ «اوغوز» نام‌ «تركمن‌» را گرفته‌اند.
در اوایل‌ قرن‌ دوازدهم‌ مدتی‌ نام‌ اوغوز و تركمن‌ را بطور مشترك‌ بكار برده‌اند. (3)
و. مینورسكی‌ در یكی‌ از آثارش‌ می‌نویسد: «اوغوزها» بطور كلی‌ با نام‌ «تركمن‌» شناخته‌ شده‌اند. (4)
ا. پریتاسك‌ می‌نویسد كه‌ قسمتی‌ از تركان‌ در منابع‌ تاریخی‌ تحت‌ نام‌ تركمن‌ یا اوغوز دیده‌ شده‌اند و روشن‌ می‌سازد كه‌ دولت‌ «یبغوی‌ اوغوز» تحت‌ دونام‌ «اوغوز»، «تركمن‌» یك‌ اتحاد سیاسی‌ تشكیل‌ داده‌اند. (5)
در این‌ نظریه‌ها كه‌ از جهت‌ نتایج‌ درست‌ هستند، قدمت‌ نام‌ تركمن‌ و منشأ و ماهیت‌ آن‌ روشن‌ نشده‌ است‌.
در سرزمینمان‌، دیدگاه‌ ف‌.كوپرولو ارزش‌ كلاسیكی‌ یافته‌ است‌.
كوپرولو در زمان‌ خود با استناد به‌ دیوان‌ لغت‌ ترك‌، می‌گوید كه‌ نام‌ تركمن‌ به‌ گروههایی‌ از اوغوزها كه‌ مسلمان‌ شده‌اند، اطلاق‌ می‌شود. (6)
در حقیقت‌ او این‌ دیدگاه‌ را با استناد به‌ اثر شرف ‌الزمان‌ مروزی‌ یعنی‌ با سطرهای‌ كتاب‌ «طبیعه‌الحیوان‌» عیناً تأیید می‌كند. (7)
قبل‌ از مروزی‌، اولین‌ مؤلف‌ اسلامی‌ كه‌ از تركمن‌ها بحث‌ می‌كند یعنی ‌المقدسی‌ (نیمه‌ دوم‌ قرن‌ دهم‌) تركمن‌ها را گروههایی‌ معرفی‌ كرده‌ بودكه‌ اسلام‌ را قبول‌ كرده‌اند. (8)
محمود كاشغری‌ نیز «تركمن‌» و «اوغوز» را در جاهای‌ زیادی‌ با هم‌ ذكر می‌كند:
Türkmaniyetü,l - Guzziye, beynel't - Türkmaniyetil'el - Guzziye bile't - Türkmaniyegi'l - Guzziye, butunü'l Guzziyeti'l – türkmaniye ... (9)

اگر نظریه‌ وامبری‌ (10) كه‌ تاریخ‌ نام‌ تركمن‌ را تا دوره‌ افسانه‌ای‌ اوغوزخان ‌می‌رساند در نظر گرفته‌ نشود، فكر غالب‌ سالهای‌ اخیر اینست‌ كه‌ نام‌ تركمن‌ در قرن ‌یازدهم‌ ظاهر شده‌ است‌ و اینكه‌ این‌ اسم‌ به‌ اوغوزهای‌ مسلمان‌ اطلاق‌ شده‌ است‌.
با وجودیكه‌ دلایلی‌ وجود دارد كه‌ نام‌ تركمن‌ موجودیت‌ خود را در ادوار خیلی‌قدیمی‌ نشان‌ داده‌ است‌، گسترش‌ اسلام‌ در بین‌ اوغوزها نیز در ایضاح‌ نام‌ تركمن‌ كافی‌ به‌ نظر نمی‌رسند.
مروزی‌ از یك‌ جنبش‌ تركمن‌ - اوغوز- پچنك‌ بحث‌ می‌كند. به‌ عقیده‌ مروزی ‌اوغوزها تحت‌ فشار تركمنها خوارزم‌ را ترك‌ كرده‌ و به‌ سرزمین‌ پچنك‌ها كوچ‌كرده‌اند (11). (مؤلف‌ این‌ موفقیت‌ تركمن‌ها را به‌ مسلمان‌ شدن‌ آنها مرتبط می‌داند.)
مینورسكی‌ می‌نویسد كه‌ احتمالا این‌ حادثه‌ به‌ سال‌ 893 روی‌ داده ‌است‌ و در konstantinos prophyoge-nnetos نیز ذكر شده‌ است‌ و در حدود العالم ‌استخری‌ (تألیف‌ سال‌ 893) نیز به‌ نشانه‌هایی‌ از آن‌ بر می‌خوریم‌.
مینورسكی‌ این‌ احتمال‌ را می‌دهد كه‌ این‌ حادثه‌ با هجوم‌ مشترك‌ خزر- اوز علیه‌ پچنك‌ها مرتبط است‌ و این‌ حادثه‌ احتمالا از سوی‌ مروزی‌ با اصطلاح‌ «تركمن‌» كه‌ مدتها بعد به‌ كار رفته‌ است‌، مدرنیزه‌ شده‌ است‌(12).
فقط اینكه‌ این‌ رویداد در منبع‌مان‌ بین‌ پچنك‌ها و اوزها رخ‌ نداده‌ بلكه‌ حادثه‌ای ‌بین‌ «تركمن‌ها» و «اوغوزها» معرفی‌ شده‌ است‌. در این‌ صورت‌ اگر مدرنیزه‌ كردنی‌ در كار باشد می‌توان‌ استنباط كرد كه‌ این‌ امر بیش‌ از اینكه‌ به‌ اصطلاح‌ «تركمن‌» مربوط شود، با مفهوم‌ «اسلامیت‌» ارتباط می‌یابد.
برای‌ اینكه‌ همانطور كه‌ می‌دانیم‌ قارلوق‌ها كه‌ در اواسط قرن‌ هشتم‌ به‌ حوزه‌ «چو» حاكمیت‌ تام‌ داشتند، مدتها بعد یعنی‌ احتمالا در اواخر همان‌ قرن‌ و یا اوایل‌ قرن ‌نهم‌، اوغوزها را از منطقه‌ تالاس‌ و چو بیرون‌ كردند و اوغوزها نیز به‌ سهم‌ خود پچنك‌ها را به‌ سمت‌ مغرب‌ رانده‌اند (13).
با توجه‌ به‌ این‌ موارد قبول‌ این‌ نكته‌ به‌ حقیقت‌ نزدیكتر است‌ كه‌ روایت‌ مروزی‌در واقع‌ مربوط به‌ منطقه‌ خوارزم‌ است‌ ولی‌ به‌ تصویر كشیدن‌ حادثه‌ای‌ است‌ كه‌ بین‌قارلوق‌ها واوغوزها رخ‌ داده‌ است‌.
در اطلاعات‌ كتاب‌ المقدسی‌ نیز كه‌ اخباری‌ منسوب‌ به‌ این‌ دوره‌ می‌باشد آمده‌است‌ كه‌ تركمنها و اوغوزها در مناطق‌ مختلف‌ ساكن‌ هستند (14).
نزدیكی‌ جغرافیایی‌ به‌ این‌ احتمال‌ قوت‌ می‌بخشد كه‌ اینجا مراد از «تركمن‌های‌» مورد بحث‌ نیز «قارلوق‌ها» باشند.
نوشته‌های‌ محمود كاشغرلی‌ نیز از این‌ نظر كه‌ تفاوت‌ لهجه‌های‌ مختلف‌ زمان‌خود را آشكار می‌سازد، اهمیت‌ دارد. در بحث‌ تلفظ حرفهای‌ گوناگون‌ و طرز استعمال‌بعضی‌ از كلمات‌، تفاوتهای‌ میان‌ تركها و اوغوزها را مشخص‌ كرده‌ است ‌(15). مرادمحمود از این‌ تركان‌، معنی‌ محدود آن‌ یعنی‌ مردم‌ وطن‌ خودش‌ سرزمین‌ قاراخانیان‌ وتركی‌ متمایز از اوغوزی‌ است‌، و تركی‌ كه‌ در آن‌ جوار صحبت‌ شده‌ است ‌(16). نیزارتباطی‌ تنگاتنگ‌ با قارلوق‌ها دارد.
از طرف‌ دیگر اینكه‌ اوغوزها با قبول‌ اسلام‌ نام‌ تركمن‌ را گرفته‌اند، با وجود صراحت‌ آن‌ در بعضی‌ از منابع‌، چندان‌ قانع‌ كننده‌ به‌ نظر نمی‌رسد.
چونكه‌ تغییر دین‌ تغییر همزمان‌ اسم‌ را ایجاب‌ نمی‌كند. اگر چنین‌ اصلی‌ وجود داشته‌ باشد، در این‌ صورت‌ همانند تركان‌ مسلمان‌ قبل‌ از تركمن‌ها (17)، اوغوزهایی‌ كه‌ بعدها به‌ اسلام‌ گرویده‌اند نیز می‌بایست‌ نام‌ جدیدی‌ بگیرند و یا همانند خویشاوندان‌ مسلمان‌ خود «تركمن‌» نامیده‌ شوند.
در تاریخ‌ ترك‌ نمونه‌ای‌ كه‌ بتواند حامی‌ نظریه‌ تغییر نام‌ باشد یافت‌ نمی‌شود و در برابر در گرایش‌ به‌ ادیأن‌ دیگر دلایل‌ زیادی‌ وجود دارد كه‌ بر فراموشی‌ عرف‌ وعادت‌ و بینش‌ها حفظ نام‌ خالص‌ تركی‌ قوم‌ دلالت‌ دارند.
اویغورهای‌ بودایی‌ و مانوی‌ و خرزهای‌ موسوی‌ از این‌ قبیل‌ هستند.
بلغارهای‌ ترك‌ و مجاری‌های‌ مسیحی‌، در بین‌ جوامع‌ مسیحی‌ همه‌ چیز خاص‌خود را فراموش‌ كرده‌اند، فقط اسامی‌ تركی‌ خود را حفظ كرده‌اند.
مسئله‌ تركمن‌ نیز از این‌ قاعده‌ كلی‌ مستثنی‌ نیست‌.
نوشته‌های‌ المقدسی‌، دیوان‌ لغت‌ و مروزی‌ را به‌ قارلوق‌ها نسبت‌ داده‌ بودیم‌.
در حقیقت‌ بر اساس‌ آخرین‌ تحقیقات‌، قارلوق‌ها در دوران‌ قدرت‌ خود (نیمه‌ اول‌قرن‌ یازدهم‌) یعنی‌ زمانی‌ كه‌ بر مناطق‌ چو، تالاس‌ و یدی‌سو حاكم‌ بودند، در عین‌ حال ‌نام‌ تركمن‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ اسم‌ سیاسی‌ برای‌ خود برگزیده‌ بوده‌اند (18).
علاوه‌ بر این‌ قارلوق‌ها كه‌ در اواسط قرن‌ نهم‌ با آمدن‌ به‌ بالاساغون‌ با گرفتن ‌عنوان‌ غاراخان‌ در آنجا توسط یبغوی‌ قارلوق‌، دولت‌ ترك‌ معروف‌ به‌ ایلیك‌ خانلار ویا خاقانیه‌ را تشكیل‌ داده‌اند(19). و با لهجه‌ای‌ متفاوت‌ از لهجه‌ اوغوزها صحبت‌می‌كرده‌اند(20).
همانطور كه‌ كاشغرلی‌ نیز به‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌ است‌.
علاوه‌ بر آن‌ ثبت‌ اصطلاح‌ «تركمن‌» در منابع‌ چینی‌ از طرف‌ F.Hirt معلوم‌ شده‌است‌. قابل‌ توجه‌ است‌ كه‌ دایره‌المعارف‌ چینی‌ T'ung -t'ien كه‌ كلمه‌ را به‌ شكل‌ Tö -kö - möng ضبط كرده‌ است‌، مربوط به‌ دوره‌ای‌ است‌ كه‌ به‌ قارلوق‌ها در عین‌ حال ‌«تركمن‌» نیز اطلاق‌ می‌شده‌ است‌(21).
بنابراین‌ در حال‌ حاضر می‌شود گفت‌ كه‌ حداقل‌ در طول‌ قرن‌ نهم‌ كلمه‌ تركمن ‌در حكم‌ یك‌ اصطلاح‌ سیاسی‌ موجود بوده‌ است‌ و از طرف‌ غارلوق‌ها مورد استفاده ‌قرار می‌گرفته‌ است‌. ولی‌ به‌ احتمال‌ خیلی‌ زیاد می‌توان‌ قبول‌ كرد كه‌ در آن‌ تاریخ ‌اوغوزها، نام‌ تركمن‌ را حمل‌ نمی‌كرده‌اند.

[29 Aug 2010] [8 AM] [امـین محمدی]
ترکمن آد لاری

آتا (عطا)
آتا باللی
آتابای
آتا بردی
آتا دوردی
آتا قارری
آتا گلدی
آتا قلی
آتا قربان
آتا قلیچ
آتا حان (عطا خان)
آتا جان
آتا كورپا
آتالیك
آتا لی
آتا ماممت (آتا ماممد)
آتامان : عظمت پدر
آتا مرت (آتا مراد)
آتا مات
آتا محمد
آتا میرات (آتا میراد)
آتان
آتا نظر
آتا نپس
آتا نیاز
آتا عوض
آتا ساری
آتا سید
آتا ولی
آتایار : یار و یاور پدر
آتباقار
آتچاپار
آتیلا
آتجان
آتالان/ آدالان : نام آور
آتلی/ آدلی : مشهور
آتمین
آچیل : شکوفان
آخمیر: آرمان، دریغ
آداش : دوست، رفیق
آدلان : صاحب شهرت
آدیغا : با نام و آوازه
آرپاچی
آرماز
آرتیق/ آرتیک : افزون
آریک : نهر
آغابردی
آغا گلدی
آک اتا : پدر سپید
آکبای : ثروتمند سپید
آکتای : مایل به سپید
آق اویلی
آق مراد
آلابای
آلام
آلامان
آلب ارسلان
آلپار: مرد قهرمان
آلپای : قهرمان زیبا
آلتای : با ارزش
آلکیش : مدح
آنا گلدی
آنا قربان
آنا بردی
آنا دوردی
آنا قلی
آنه مراد
آوشار : پرنده ای شکاری
آیدین : روشن
آی دوقدی
آی مراد
آیز : ژاله صبحگاهی
آیتاک : ماهگونه
اترک : رودی در ترکمن صحرا
اراز
اراز مراد
اراز بردی
اراز دوردی
اراز گلدی
اراز قلی
ارالپ : مرد قهرمان
ارتاش : مردی چون سنگ
اردم : ادب و هنروری
ارسلان
ارسلان مراد
ارسوی : از تبار جوانمردان
اركان
ارکانا : آزاد
ارکلی : صاحب اختیار
ارکین : آزاد و مختار
ارن : مرد حق
اریار : یاور جوانمرد
اسن : تندرست
الله بای
الله بردی
الله برن
الله دات
الله دوردی
الله قلی
الله حی
الله جان
الله مراد
الله مرات
الله نظر
الله نور
الله یار
اکین : کشت زار
امان بردی
امان دوردی
امان گلدی
امان مراد
امان تقان
انوش
اوزان : خواننده
اوزمان : پیشرو
اوکتای : نظیر تیر راست کردار
اوکسان : همچون تیر
اولیا قلی
اولاش : پیوند و وصال
اومار : امیدوار
اونای : مناسب
اویان : بیدار
اویلان : اندیشه
ایاز
ایاز هان
ایرمان
ایشلی : فعال
ایل امان
ایل تای : همتای ایل
ایلخان
ایلدش : هم ایل
ایلکان : نخستین فرمانروا
ایلکایا : صخره ایل
ایلکین : نخستین
ایلیاد
ایلیار : یار و یاور ایل
ایلیاز : بهار ایل
ایل دوردی
ایل گلدی
ایشان قلی
قیز
________________________________________

آرتین
آرزی : قهرمان
آرنا: نهر
آرال : جزیرهآرکانا : آزاد
آریتال
آغاگل
آغشام گلین
آق ببك
آق بی بی
آق گوزل
آق گل
آق منگلی
آلما : سیب
آلما گل
آلتن
آلتین
آلتین آی : ماهی از طلا
آلتین ناز
آلیش : انس
آماكه
آمان بخت
آمان بیكه
آماندا
آمان گل
آمان تقان
آمان تاج
آنیک : روشن
آیا تای
آی بی بی
آی بولگ
آی تان
آی تای
آی تكین
آی تین : دارای جان و روانی چون ماه
آیچا : ماهگونه
آیدا : در ماه
آی دن آی
آیدین
آیدینا
آیدیس
آیدنگ
آی گین
آی گل
آی گزل
آی جان
آی جمال : ماه زیبا
آی جیجك
آیلا
آیلار : جمع ماه
آیلی
آیلین
آیلینا
آیلما
آیما
آینا
آینام
آیناز : ماه ناز
آی نور
آی نوش
آی پارا : پاره ای از ماه
آی پری
آیرا
آیسا : مانند ماه
آی سان
آی سانا
آی سل
آی سلطان
آیسن : تو ماهی
آیسین : در هیبت ماه
آی سو
آی سوان
آی سودا : ماه در آب
آی سونا
آی شن
آی شین
آتالای
آتاناز
ارای
اراز بی بی
اراز گل
اراز سلطان
اریك گل
ازوم
ازوم گل
ازوم جان
اجه گل
اجو
اسین
الکین : مسافر
الناز
انه
انه لی
انه تاج
انه تای
انه كعبه
انه بای
انه بی بی
انه بیكه
انه قارری
انه گل
انه قیز
انه جان
انه كعبه
انه كوتی
انم
انش
اوادان
اوغل آی
اوغل اراز
اوغل امان
اوغل بابك
اوغل باهار
اوغل بایرام
اوغل بخت
اوغل بی بی
اوغل بیكه
اوغل بوسسان
اوغل بولدی
اوغل تاچ
اوغل تاششان
اوغل تقان
اوغل جان
اوغل جرن
اوغل جما
اوغل جمال
اوغل جنت
اوغل جهان
اوغل حاللی
اوغل حسل
اوغل دوردی
اوغل دورسن
اوغل دوندی
اوغل ساپار
اوغل سلطان
اوغل سونا
اوغل شكر
اوغل شیرین
اوغل صنم
اوغل طواق
اوغل كیشی
اوغل گزل
اوغل گرك
اوغل گل
اوغل قربان
اوغل مارال
اوغل منگلی
اوغل میوه
اوغل نابات
اوغل نار
اوغل ناز
اوغل نور
اوغل نیاز
اوغل هاجر
اوین
اولجای : ماه روی
ایشیلای : ماه درخشان
ایگ
ایلماز
ایلناز
ایلتای
ایل تكین
ایلکای : ماه نخست
ایمیش

[29 Aug 2010] [8 AM] [امـین محمدی]

محمد اسحق " پیلوت "کاندید مستقل ولسی جرگه - ولایت فاریاب

محمد اسحاق " پیلوت "

ملت وکیل لار سایلاوی اوچین اندخویدان بیر دانشمند عایله دان بولان محمد اسحاق  " پیلوت " غوی علمی وبلیم لی  بیر آگاه انسان دیر، گیله جک ده هم اوز مردمی نینگ حقیندان دفاع ایدیب بیلجک دیر.

[24 Aug 2010] [5 PM] [امـین محمدی]

اصلی و کرم

اصلی وکرم

داستان عاشقانهٔ ترکی که روایت‌های گوناگون از آن در فرهنگ و ادبیات کشورهای آذربایجان، ارمنستان، ترکیه ، افغانستان ، ترکمنستان ، ازبکستان ، قزاقستان ، قرغیزستان ، عراق ، سوریه ، چین و...... رواج دارد، در اوایل سدهٔ دهم قمری‌/ شانزدهم میلادی به وجود آمده و از همین زمان به بعد در میان مردم ترکتبار، قفقاز، آسیای میانه و آسیای صغیر رواج یافته است‌. با این همه، برخی پژوهشگران بر این باورند که خاستگاه اصلی این افسانه آذربایجان بوده است‌. برخی دیگر معتقدند اصلی (معشوق‌) و کرم (عاشق‌)، قهرمانان داستان، در اواخر سده دهم قمری‌/شانزدهم میلادی می‌زیسته‌اند و این داستان در حدود یک قرن پس از آنها شکل گرفته است‌. در بیشتر روایات قفقاز، خاستگاه افسانهٔ اصلی و کرم شهر گنجه یاد شده است‌؛ اما بنا بر روایات مردم آسیای صغیر نقطهٔ آغاز داستان شهر اصفهان است‌.

بانارلی، پژوهشگر معاصر ترک، می‌گوید اساس این داستان از شعرهای سراینده و نوازندهٔ آوازخوانی (عاشیق) به نام کرم دربارهٔ زندگی خود او بوده و به مرور زمان به صورت افسانه‌ای رواج یافته است‌. همچنین به روایت دیگری کرم پسر عنقال‌بیک، بیک اخلاط (شهری در آسیای صغیر) بوده‌است و در روایت ترکمنی که قرائن و شواهد به نزدیکی این روایت به واقعیت است، حوادث داستان در تبریز روی داده است‌.(وجود محله‌ای به نام قاراملیک در شهر تبریز و باغ منتسب به قاراملیک پدر اصلی) هرچند که این افسانه در میان مردم مناطق مختلف از جمله ترکمن‌ها، ترک‌ها، آذربایجانی‌ها، ازبک‌ها، ارمنی‌ها و قزاق‌ها به صورت‌های گوناگون نقل می‌شود، در تمامی آنها مایهٔ اصلی داستان و قهرمانان آن یکی است‌. در متن داستان اصلی و کرم، نظم و نثر در هم آمیخته است‌. «عاشیق‌ها» هنگام نقل داستان، قسمت‌های منظوم را همراه ساز به آواز می‌خوانند. سروده‌هایی از این داستان در برخی از جُنگ‌ها و مجموعه‌های خطی مضبوط است و روایاتی از آن نیز به چاپ سنگی انتشار یافته است‌. پس از ترویج چاپ سربی در دوران حکومت عثمانی، نخستین متن بازنویسی شدهٔ اصلی و کرم توسط احمد راسم (۱۳۵۱ ق / ۱۹۳۲ م) آمادهٔ چاپ شد.

هنرمندان کشورهای مختلف براساس افسانه اصلی و کرم که در میان اقوام مختلف به صورت نماد و تمثیل عشق پاک درآمده‌است، منظومه‌ها، داستان‌ها و نمایشنامه‌های بسیاری ساخته و پرداخته‌اند. ناظم حکمت، شاعر معاصر ترک با الهام از این داستان منظومهٔ کرم گیبی را سروده‌است و خاچاطور آبوویان (۱۲۶۴ ق / ۱۸۴۸ م) نویسنده ارمنی داستان «دختر ترک‌» و نریمان نریمانف داستان‌«بهادر و سونا» را براساس آن نوشته‌اند. یکی از معروف‌ترین آثاری که براساس این افسانه پدید آمده، اپرای اصلی و کرم است که در ۱۹۱۲م توسط عزیر حاجی بیگوف (۱۳۰۳ ۱۳۶۷ ق / ۱۸۸۵ ۱۹۴۸ م) موسیقیدان و آهنگساز مشهور آذربایجانی تصنیف شده و شهرت جهانی پیدا کرده‌است.

به هرحال آصلی و کرم از داستان‌های مشهور ترکها بخصوص آذربایجانیها است و جایگاهی بخصوص در ادبیات شفاهی ترکی آذربایجانی دارد. آسلی همان مریم نام دختری ارمنی، معشوقهٔ کرم عاشق داستان است که قاراملیک پدر مریم مانع این عشق می‌شود.

[16 Aug 2010] [6 PM] [امـین محمدی]

صنعت قالین بافی که از صنایع قدیمی و پر ارزش افغانستان است در اثر ورود فرش های خارجی در وضعیت ناگواری وحتی به سقوط مواجه است .

اندخوی andkhoy

درسالهای قبل بخصوص درسال 1387 خورشیدی افغانستان ازدرک تجارت قالین بشتراز 170 ملیون دالرپول بدست می آورد، قالین اولین  قلم صادراتی وپردرآمد افغانستان بود .

 بگفته اوغوز ترکمن که تجارت قالین درشهر اندخوی دارداکنون تجارت قالین افغانستان را پاکستان انجام میدهد بطورکه قالین های افغانستان به پاکستان به قمیت نازل فروخته می وشود وتاجران پاکستان آنرا به نام قالین پاکستان دربازارهای جهانی به فروش می رسانند که این مساله ضربه سخت به صنعت قالین افغانستان زده است ودولت این موضوع را خوب میداند اما توجه ی سازنده ی درین راستا انجام نداده است .

اوغوزترکمن می گوید: درسال گذشته قراریکه اطلاع یافته است ازبابت تجارت قالین دولت پاکستان دوبرابرافغانستان عواید داشت بدین معنی که افغانستان ازتجارت قالین 170 ملیون دالربدست آورد درحالیکه پاکستان بشتر از270 ملیون دالرامریکائی عاید داشتند.

قالین های مرغوب " یوفک خالی ، خال محمدی خالی ، آلتی بولکی ، چوب رنگ خالی ......" که در شمال افغانستان مخصوصاً دراندخوی  تولید می گردند به گفته ی تولید کننده گان آن  به سبب عدم بازار مناسب ، بنابر عدم توجه دولت افغانستان ، آهسته آهسته ارزش قالین افغانی روبه نزول رو آورده است.

  گذشته ازاین که فروشنده ها و تجار قالین ورود فرش های چینی  و ایرانی را به بازار های داخلی کشور ضربه ی محکمی بر پیکر صنعت قالین افغانی تلقی میکنند قالین بافان افغان نیز از وضیعت ناگوار زنده گی در داخل کشور رنج می برند.

سنجر یکی  از قالین بافان اندخوی می گوید : ازاثر بی توجهی دولت باید فاتحه قالین افغانستان را باید خواند زیراکه صنعت قالین درافغانستان شدیدآ به همکاری دولت ضرورت داشت اما دولت ذرۀ ارزش قائل نشد ، بگفته اوغوز ترکمن  اگر دولت می خواست به قالین افغانستان توجه می کرد باید پارکهای صنعتی، مواد خام، شست پشم ، مارکیت خرید قالین و سایر ضروریات اولیهء آنها را فراهم می ساخت  افسوس که نکرد.

 او همچنان گفت:" دولت هیچ توجهی به ما ندارد وقتی یک قالین را به بازار عرضه می کنیم پول قالین  مصرفش راهم  پوره نمی کند."

وی افزود: " اگر این شرایط همچنان ادامه یابد همهء ما دوباره به پاکستان مهاجرمیشویم  زیرا در آنجا همه امکانات برای قالین بافان مساعد است، هم اکنون هرگاه دولت افغانستان تحقیق را درعرصه قالین بافان درپاکستان انجام دهند آنان میدانند که بهترین قالین بافان افغان درپاکستان اند."

دراین حال ایگمبردی  یکتن از تاجران محلی قالین در شهراندخوی می گوید که یگانه علت پایین آمدن نرخ قالین در داخل، ورود قالین های بی کیفیت ایرانی ، چینائی ..... است.

 وی می گوید: در صورتی که دولت زمینه های صدور مستقیم قالین افغانی را به خارج و جلو ورود فرش های خارجی را بداخل نگیرد، صنعت قالین افغانستان بکلی از بین خواهد رفت..

 دولت مجبور است برای بقای صنعت قالین تمام مشکلات را از میان بردارد زیرا قالین مبین هویت افغانستان است." .

از سوی دیگر استاد جمعه قل خان  تاجر قالین، علت پایین آمدن کیفیت قالین را در ورود مواد خام از خارج نیز عنوان میکند. زیرا او می گوید:" ورود پشم ها و رنگ های مصنوعی از پاکستان که بنام پشم ها و رنگهای بلژیکی یاد میشوند نیز کیفیت قالین را پایین آورده و به ارزش آن ضربه زده است."

همچنان محمد صادق قاریزاده که تجارت قالین را به آلمان وترکیه  انجام میدهد باوردارد که نسبت به سالهای قبل صنعت قالین وحتی علاقه مندی تولید کننده گان آن ازین صنعت کاهش یافته است زیرا زحمات آنان می کشند درآمد آن  به هدرمی رود .

اومیگوید که حتی بازارداخلی فروشات قالین وگلیم های افغانی با ورود فرش های ترکی ، ایرانی ، پاکستانی حتی چینائی ازبین برده است .

ستاربيك زاده مسوول اتحاديه قالين در شمال كشور مي گويد برسي هاي را كه آنان دراين اواخر انجام داده اند روشن شده است كه درولايات شمال و شمال شرقي كشور سالانه بيش از يك ميليون و 5 صد هزار متربع قالين توسط مولدين در 9 ولايت شمال و شمال شرقي توليد مي شود .

موصوف مي گويد تنها  در ولسوالي چهار گانه اندخوی بيش از 200 شركت مولد قالين فعاليت دارد كه توليد در شماري  ازاين شركت ها حتي به نصف كاهش يافته است ..

آقاي بيكزاده مي گويد در كل كشور حدودآ هفت ميليون تن مصروف بافتن قالين اند . كه ازاين رقم هفتاد فيصد آنان در ولايات شمالي كشور به سر مي برند ، نامبرد ه گفت اگر به مشكلات اين مولدين توجه صورت نگيرد آنان ممكن ترك پيشه نمايند

نبود ماركيت مناسب براي فروش قالين ،مشكلات ترانسپورت ، عدم توزيع ويزه  به وقت مناسب را از جمله مشكلات تاجران و مولدين بزرگ قالين عنوان مي كتد .

ستاربيگ زاده مي گويد كه نقشه وديزاين كه هم اكنون درقالين هاي افغاني استفاده مي شود را ماركيت هاي خارجي دوست ندارند واين مساله نيزدركاهش صادرات قالين افغاني دربازارهاي جهاني نقش داشته است .

همچنان قالین بافان افغانستان امروز امراض گوناگون مبتلا میشوند نبود کلینیک صحی ، نبود امکانات باعث ناامیدی مردم هنر پیشه افغانستان میگردد
[29 Jun 2010] [1 PM] [امـین محمدی]

 

گلین سلامه گلدی

گلین سلامه گلدی

جگربندنیگ جوره سی باشین اگیب ایشکدن

توریرنیگدن غاین انه گلین سلامه گلدی

گویاباغنیگ پریسی تازه دوشب کوشکدن

سنیگ بختینگ اویانیپ دولت علامه گلدی

 

گلیپ سلامین آلیپ اییل خلقنیگنی بگندیر

بللاب یوران آرزونیگ نشانیگه دگندیر

الکنجی سلام بریب سنگه باشن اگندیر

توریرنیگدن غاین انه گلین سلامه گلدی

 

غیزلراویشــب گلینی گزدیرارلراوبانی

باشینه شی لرداقیب یوزه توتیپ چوبانی

بارن جاینـــام بلما ن گزاراویان بویانی

خبرلی بول غرنداش گلین سلامه گلدی

 

هـر اوباغه بارسه لربـــــــــــــیرزمه اوترمازلر

یوزین کشی گورس یوق چوبــاسین گوتارمازلر

شادلیق ایلاب گزارلرغم باردیب چوت اورمازلر

اوبا خـــــــــلقی یغنانیب شادلیق علامه گلدی

 

اوچ گون گزیب اوبانی برارمیش گلین سلام

غیزلراویشیب داشنده ایدارلرشــــادلیق کلام

الله مراد نظری» ایــــــــــــلایب سوزن تمام

خوش لیق گونین غوتلایب سیزه پیامه گلدی

[12 Jun 2010] [5 PM] [امـین محمدی]